اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعه

تقلیددرپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف . قسمت چهارم

تقلیددرپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف .

قسمت چهارم :

 

حقیقت تقلید

هنگامی که ثابت گردید اصل واساس شریعت آنست که اسلاف وگذشتگان رااعتبار و اعتماد کنیم اکنون فهم معنای تقلید آسان شد .تسلیم نمودن گفتاروکرداریک راهنمای دینی، محض حسن ظن واعتمادبراو که دلیل همراه داردوعمل کردن برآن .مولانا قاضی محمداعلی تهانوی رح می گوید:(التقلید اتباع اﻹنسان غيره فيما يقول أويفعل معتقدا للحقية من غيرنظرإلى الدليل كأن هذا المتبع جعل قول الغيرأوفعله في عنقه من غيرمطالبة دليل )

کشاف اصطلاحات الفنون ص۱۱۵٫ترجمه: پیروی انسان ازدیگری درگفتاروکردارش براین باورکه او درمسیرحق است بدون درنظر گرفتن دلیل ، گویا شخص متبع بدون درخواست دلیل قول یافعل دیگری را بصورت گردنبند (طلایی) درگلوی خود آویزان کرد.[درنامی شرح حسامی آمده است《التقلیداتباع الغیرعلی أنه محق بلانظرفى الدليل 》نامي شرح حسامي ص۱۹۰٫

 

ترجمه: پیروی کردن ازدیگری بدون درنظرگرفتن دلیل به این گمان که اوبر راه حق است.

 

 

حقیقت تقلید

هنگامی که ثابت گردید اصل واساس شریعت آنست که اسلاف وگذشتگان رااعتبار و اعتماد کنیم اکنون فهم معنای تقلید آسان شد .تسلیم نمودن گفتاروکرداریک راهنمای دینی، محض حسن ظن واعتمادبراو که دلیل همراه داردوعمل کردن برآن .مولانا قاضی محمداعلی تهانوی رح می گوید:(التقلید اتباع اﻹنسان غيره فيما يقول أويفعل معتقدا للحقية من غيرنظرإلى الدليل كأن هذا المتبع جعل قول الغيرأوفعله في عنقه من غيرمطالبة دليل )

کشاف اصطلاحات الفنون ص۱۱۵٫ترجمه: پیروی انسان ازدیگری درگفتاروکردارش براین باورکه او درمسیرحق است بدون درنظر گرفتن دلیل ، گویا شخص متبع بدون درخواست دلیل قول یافعل دیگری را بصورت گردنبند (طلایی) درگلوی خود آویزان کرد.[درنامی شرح حسامی آمده است《التقلیداتباع الغیرعلی أنه محق بلانظرفى الدليل 》نامي شرح حسامي ص۱۹۰٫

 

ترجمه: پیروی کردن ازدیگری بدون درنظرگرفتن دلیل به این گمان که اوبر راه حق است.

تعریف تقلیدشخصی وغیرشخصی

تقلید بردوقسم است

۱-تقلید شخصی: تقلیدازیک مذهب معین که منسوب به یک امام است .

۲-تقلید غیرشخصی (مطلق):

عدم پایبندی به یک مذهب معین یعنی ازهرمجتهدی یک مسئله را انتخاب کردن.

 

زمان تقلیدشخصی :

درعصرمبارک آنحضرت ص برای دریافت مسائل دینی سه روش وجود داشت .

۱-ذات گرامی آنحضرت صلی الله علیه وسلم

۲-روش اجتهاد

 

۳-شیوه تقلید.

 

کسانی که درکنارآنحضرت ص بودندیاارتباط وملاقاتشان با وی آسان بود مسائل را بصورت مستقیم از وی دریافت می کردند.لیکن کسانی که ازآنحضرت ص دوربودند اگرآنها درخودشان صلاحیت وشایستگی اجتهاد را می دیدنداجتهاد می کردند.

 

واگراستعداد اجتهاد نداشتند ازیک عالم معتبروآگاه مسائل راجستجو نموده عمل می کردند.

 

پس ازرحلت آنحضرت ص دو روش

۱-اجتهاد

۲-تقلید جهت دریافت احکام دینی باقی ماندند .

 

الطاف ویژه خداوند مشمول این امت گردیدکه مجتهدین بی شماری دراین امت پدید آمدند ازآنجایی که در بدو امراصول وقواعدهیچ مجتهدی منضبط ومرتب نبودند نیزمسائل اجتهادی فروعی آنهامنضبط ومدون نبودندبنابرای نآگاهی پیداکردن برتمام مسائل اجتهادی یک مجتهدخاص وعمل برآن آسان نبود به همین خاطرهرکسی که بایک مجتهد دسترسی پیدا می کردمسائل مهم وضروری خویش را ازاو دریافت کرده درآن مسائل ازاو تقلید می کرد .به مجتهدخاصی پایبندی نبود چون درطبایع مردم دین وتقوای الهی غالب بود ضرورتی به پایبندی مجتهد خاص نبود درکل آن زمان پایبندی به یک مجتهد ممکن نبود

این شیوه تااواخرصده ی دوم بدون انکارجاری بود.شاه ولی الله رح می گوید:

《ﻷن الناس لميزالوامن زمنالصحابةإلى أنظهرتالمذاهباﻷربعة يقلدون من إتفق منالعلماءمن غيرنكيرمنأحديعتبرإنكارهولوكان ذلكباط لاﻷنكروه》

عقدالجید ص ۳۳٫

ترجمه:زیرا مردم اززمان صحابه تااینکه مذاهب اربعه پدیدآمدند

همواره ازعلمایی که دردسترس شان بودندتقلیدمی نمودندوهیچ فرد(عالم )معتبری آنرا انکارنمی کرداگر(تقلیدیک عالم)باطل بود قطعا آنرا انکارکرده تردید می کردند.

↩ادامهدارد…

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − 6 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن