اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعه

تقلیددرپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف : قسمت ۷

 

قسمت هفتم :
اثبات تقلیدازقرآن
۱-¤{فاسئلواأهل الذكرإن كنتم لاتعلمون }¤نحل/۴۳
ترجمه:اگرنمی دانید پس (برای روشنگری)ازآگاهان بپرسید.صاحب تفسیرروح المعانی می نویسد:واستدل بهاعلى وجوب المراجعة للعلماء فيمالانعلم 》روح المعاني ج۴ص ۱۴۸
ترجمه:ازاین آیه استدلال گرفته شده است کسی که مسئله ای نمیداندبر اولازم است که به علماء مراجعه کند.حافظ ابوعمرابن عبدالبر متوفای ۴۶۳هجری می فرماید:《ولم یختلف العلماءأن العامة عليها تقليد علماءهم وأنهم مرادون بقول الله عزوجل (فاسئلوا أهل الذكرإن كنتم لاتعلمون)وأجمعوا على أن اﻷعمى لابد له من تقليدغيره ممن يثق بميزه بالقبلة إذا أشكلت عليه كذلك من لاعلم له ولا بصربمعنى مايدين به لابدله من تقليد عالمه 》جامع بیان العلم وفضله ج۲ص۹۸۹٫
ترجمه: علمای بزرگواراتفاق نظردارندکه برعوام الناس واجب است ازعلمای خویش تقلید نمایند زیرا مراد خداوند ازآیه (فاسئلوا اهل الذکران کنتم لاتعلمون) علماء هستند.

وهمگی اتفاق نظردارند هنگامی که جهت قبله برای شخص نابینا مشتبه گردد براو لازم است برای شناخت جهت قبله ازکسی که به اواعتماددارد پیروی کند.همچنین آن افرادی که دانش وبصیرت دینی کافی ندارندبرآنان واجب است ازعالم خودتقلید نمایند.

قبلا به حواله وآدرس  ابوبکراحمدبن علی خطیب بغدادی متوفای ۴۶۲بیان گردید که منظورازآیه (اهل الذکر) “اهل علم “هستند
خلاصه: اینکه ازآیه مذکورتقلید به وضوح ثابت وروشن است .

۲-¤{وإذاجآءهم أمرمن اﻷمن أوالخوف أذاعوابه ولو ردوه إلى الرسول وإلى أولى اﻷمرمنهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم}¤
“سوره نساءآيه /۸۳”
ترجمه:هنگامی که(خبر)کاریکه موجب نترسیدن یاترسیدن است(ازقبیل:قوت وضعف وشکست وپیروزی)به آنان می رسد،آن را درمیان مردم فاش وپخش می کنند.اگراین گونه افراد،سخن گفتن دراین باره را به پیغمبر وفرماندهان(اولی الامر) خود واگذارند تنها کسانی ازاین خبرایشان اطلاع پیدا می کنند که اهل حل وعقدند(اهل استنباط ومجتهداند)وآنچه می بایست ازآن درک وفهم می نمایند.دراین آیه ازعمل خودسرانه وتشهیرامورومسائل مهم ممانعت بعمل آمده ودستورداده شده است که درمسائل مهم به اهل حل وعقدومجتهدین رجوع شود زیرا آنهابه عمق مسئله پی برده وآنرا درک می کنند .
دراین آیه ضمن ارجاع مسئله مهم به پیامبرص ،علمای مجتهدین رانیزشریک نموده است واشاره شده همانطورکه درامور مهم رجوع به پیامبرص بنابرحسن ظن واعتماد است  همچنین دراینگونه مسائل مراجعه به مجتهدین وفقهاء عظام براساس حسن ظن واعتماد واعتبارمی باشد گویاهردو جا درنوعیت اعتماد واعتبارفرق بزرگی است که دراصطلاح آنرا تقلید می گویند.امام رازی رح درتفسیرکبیر ازاین آیه چندچیزرا برداشت نموده به رشته تحریردرآورده اند.فثبت أن إﻹستنباط حجة والقياس، أمااﻹستنباط أوداخل وفيه فوجب أن يكون حجة إذثبت هذا فنقول اﻵية دالة على أمور أحدها أن في أحكام الحوادث مالا يعرف بالنص بل باﻹستنباط وثانيها :أن إﻹستنباط حجة ،وثالثها: أن العامي يجب عليه تقليد العلماء في أحكام الحوادث .تفسيركبيرص ج۳/ص۲۷۳٫
ترجمه: ثابت گردیدکه استنباط حجت ودلیل است وقیاس ، یااستنباط است یادرآن داخل است.پس بااین ترتیب قیاس نیزحجت قرارگرفت  .
هنگامی که حجت بودن قیاس شرعی ثابت شد می گوئیم که آیه مذکوربه چنداموردلالت دارد:
۱-دراحکام ومسائل روز که نصی واردنشده است استنباط وقیاس جایزاست .
۲-استنباط (قیاس شرعی )حجت ودلیل است .
۳-برای عوام وکسانی که استعداد اجتهاد ندارد دراموری که نص صریح واردنشده است تقلید واجب است.
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + نه =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن