تحدی و چیلنج

تراویح و غیرمقلدین؛ ده چلینج برای اثبات عمل آنها :قسمت اول

((مقدمه))

السلام علیکم و رحمة الله!الحمد لله والصلاة علی رسول الله و علی آله و اصحابه اجمعین. اما بعد!

همۀ ما مسلمانان بر قرآن کریم ایمان داریم و به یقین باور داریم که قرآن کریم از باء بسم الله اش تا سینِ وَالنَّاسش کتاب خدا و معجزۀ جاودانۀ جناب محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم است. ما بر این ایمان داریم ولی نه خدا بر ما وحی فرستاده است و نه ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم را دیده ایم. پس دلیل ثبوت قرآن نزد ما مسلمانان چیست؟
دلیل ثبوت قرآن، تواتر اُمت و توارث اُمت می باشد.
آیت آیت و سوره سورۀ قرآن مجید و اینکه هر آیتش در کجای قرآن و هر سوره اش در کجای آن قرار داده شود، همۀ اینها را هزاران اصحاب کرام رضی الله عنهم از سیّد کاینات و فخر موجودات جناب محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم اخذ کردند و سپس خلفای راشدین رضی الله عنهم آن را به همان صورت و همان ترتیب به شکل کتابی جمع و تحریر نموده برای استفادۀ عامۀ مسلمانان قرار دادند. میلیونها تابعین عظام و تبع تابعین و بیلیونها مسلمین بعد ایشان قرن به قرن، نسل به نسل و طبقه به طبقه، همان قرآن را از طبقۀ قبل خود و نسل قبل خود و قرن قبل خود گرفته به طبقه و نسل و قرن بعد منتقل نمودند.این طرز انتقال را «تَوَاتُر» و «تَوَارُث» می گویند.
پس امروزه قرآن مجیدی که ما و شما در دست داریم، این قرآن مجید به شکل «تَوَاتُر» و «تَوَارُث» به ما مسلمانان رسیده است.

اگر اكنون کسی بخواهد این قرآن متواتر را از روی روایات حدیثی (یعنی اینکه فلان از فلان روایت می کند…) ثابت بسازد، او بجز ضیاع وقت خود و دیگران چیزی بدست نمی آرد، زیرا اثبات آیت آیت قرآن مجید در همان مقام مخصوصش و اثبات سوره سورۀ قرآن مجید در همان جایگاه مخصوصش از روی روایات حدیثی محال است. چنین روایاتی وجود ندارند و نه صحابۀ کرام و نه تابعین و نه سایر مسلمانان ضرورتی به اینکار دیدند و نه ضرورتی به اینکار داشتند. آنچه چشمدید همگان است، اثباتش، به دلیل ضرورتی ندارد.آفتاب در آسمان موجود است و در چشمدید همگان می باشد، اگر کسی بخواهد آن را ببیند، سر بلند کند و با چشمان سر آن را مشاهده نماید. و اگر کسی با وجود مشاهدۀ آن در آسمان هنوز هم برای اثبات آفتاب دلیل می خواهد، این شخص نزد مردم نه عاقل بلکه دیوانه و مجنون دانسته می شود.
آفــتــاب آمــد دلـیـل آفــتــاب
گر دلیل خواهی روی از وی متاب
***
هیچ کس بُرهان نجوید بر وجودِ آفتاب
بر وجودِ او ظهورِ او دلیلِ روشن است
برادران اهل سنت و جماعت!
درست به همین صورت، صحابۀ کرام رضی الله عنهم بیست رکعت نماز تراویح را از سید کاینات و فخر موجودات، جناب رسول خدا محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم اخذ کردند و سپس خلفای راشدین رضی الله عنهم بیست رکعت تراویح را رسماً جاری گردانیدند و سایر صحابۀ کرام و تابعین ایشان و تبع تابعین (سه نسل و طبقۀ اولی اسلام که حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را نیک ترین و بهترین خلایق گفته اند) برآن عامل گردیدند و از آن زمان تا امروز، مسلمانان اهل سنت و جماعت هر قرن و هر نسل و هر طبقه برآن عامل بوده آن را به نوبۀ خود به طبقۀ بعدی و نسل بعدی و قرن بعدی تا قرن ما و نسل ما رسانیدند.
و ما مسلمانان اهل سنّت و جماعت امروزه نیز مانند همۀ مسلمانان نسل های قبلی و قرن های قبلی نماز تراویح را بیست رکعت می دانیم بلکه اجماع ما اهل سنت و جماعت است که حداقل نماز تراویح در ماه مبارک رمضان بیست رکعت می باشد. و این بیست رکعت نماز تراویح از تواتر و توارث و تعامل اُمت اسلام و اجماع صحابۀ کرام رضی الله عنهم ثابت می باشد، درست به همان صورتی که قرآن مجید کتاب خدا و معجزۀ جاودانی پیغمبر ما صلی الله علیه وسلم از روی همین گونه تواتر و توارث و تعامل ثابت می باشد.
پس دلیل بیست رکعت نماز تراویح ما اهل سنت و جماعت، همان گونه دلیل است که کتاب خدا قرآن کریم توسط آن ثابت می باشد. هر کسی که دلیل نماز تراویح ما را قبول نداشته باشد، او گویا ادعاء می کند که دلیل اثبات کتاب خدا قرآن مجید را قبول ندارد.

((مخالفت دو گروه گمراه)):
ولی در طول تاریخ دو گروه پیدا شده اند که دربارۀ بیست رکعت تراویح با اهل سنّت و جماعت مخالفت ورزیدند و خود را از راه اهل سنت و جماعت جدا ساخته به بیراهه رفتند.

((گروه اول)):
روافض و شیعه است که با این ادعای باطل خویش که نماز تراویح را عُمر [رضی الله عنه] ایجاد نموده و دشمنی با عمر[رضی الله عنه] دین و ایمان شیعه است، نماز تراویح را قبول نکردند. گمراهی این فرقه و بطلان ادعای آنها روشن تر از روز است.
آنچه عیان است چه حاجت به بیان است

((و گروه دوم:))
فرقۀ مخصوصی است که تا دو صد سال قبل بر روی کرۀ زمین وجود نداشته و جدیداً پیدا شده خود را در هند و پاکستان «اهل حدیث» و در کشورهای عربی «سَلَفی» می نامد، و مردم هند و پاکستان آنها را «غیر مقلّد» و «وهابی» و مردم کشورهای عربی آنها را «لامذهب» و «وهابی» و «خوارج» می خوانند، و در افغانستان این فرقه به نام «وهابی» و «لامذهب» مشهور می باشد.
این فرقۀ نوپیدا نیز مانند روافض و شیعه، بیست رکعت تراویح متوارث و متواتر و اجماعی اُمت اسلامیه را طرد و رد می کند، و نماز تراویح را هشت رکعت معرفی می نماید.
نوشتار آتی نظری است بر طرز عمل و مسلک فرقۀ نوپیدا شدۀ دوم که در طول نوشتار، ما آنها را به نام «برادران سَلَفی» بقول استادگرامی”” سَلَپِیسم “”یاد خواهیم نمود.
والسلام
(( ادامه دارد))

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 19 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن