جایگاه امام اعظم در علم حدیث

جایگاه امام اعظم (رح)درعلم حدیث بخش ششم

 

جایگاه امام اعظم رح درعلم حدیث .

بخش ششم

دراین مبحث امام حاکم بیش از پانصد ایمه حدیث(ثقات) رانام برده که مرویات آنها نزد محدثین بسیارمهم، وبرای جمع آوری روایاتشان اهمیت ویژه ای به خرج داده اند.

ودرمیان آنها نام گرامی امام اعظم ذکراست .آیا پس ازاین درباره حافظ حدیث بودن امام اعظم ،بلکه درمورد اینکه امام در ردیف کبارحفاظ حدیث هستند برای کسی جای تردد وشک هست ؟همچنین امام ذهبی که به قول حافظ بن حجرعسقلانی ایشان درنقدرجال استقراء تام دارند.درمهمترین ومفیدترین تصنیف خویش《سیراعلام النبلاء》درتذکره امام مالک رح قول امام شافعی را ذکرنموده (العلم یدور علی ثلثة مالك ، والليث وابن عيينة)

ترجمه:

علم حدیث نزدسه بزرگ می چرخد امام مالک ، لیث بن سعد وسفیان بن عیینه .علامه ذهبی می افزاید: قلت بل وعلی سبعة معهم،وهم اﻷوزاعي ،الثوري، معمر ،وابوحنيفة ،وشعبة والحمادان .سيرأعلام النبلاء۸/۹۴

ترجمه :من می گویم همراه این سه بزرگوار،هفت امام دیگرنیزهست که علم حدیث برآنها دائراست.

۱-امام اوزاعی

۲-سفیان ثوری

۳-امام معمر

۴-امام ابوحنیفه

۵-امام شعبه

۶-حمادبن سلمه

۷-حمادبن زید.

ملاحظه نمائید که علامه ذهبی ،حضرت امام ابوحنیفه رح را درزمره ی آن اکابرحدیث قرارداده است که علوم حدیث برآنها دور می زند.این یک گواهی ومدرک بسیارعالی ومعتبراست که اهل علم به آن پی می برند.نیزدرهمین کتاب( سیراعلام النبلاء) دربحث امام مشهورحدیث یحیی بن آدم،قول محمودبن غیلانرانقل می فرمایند:سمعت أباأسامة يقول:كان عمر في زمانه رأس الناس وهوجامع وكان بعده ابن عباس في زمانه وبعده الشعبي في زمانه وكان بعده سفيان الثوري وكان بعد سفيان الثورى يحيي بن آدم .

ترجمه:محمودبن غیلان می گوید:من ازابواسامه شنیدم اظهارداشت که :حضرت عمردر زمان خویش ازنظرعلم واجتهاد دررأس همه ی مردم قرارداشت ودارای همه کمالات وخوبی هابود.پس ازایشان حضرت عبدالله بن عباس درعصرخود،وبعدازایشان امام شعبی درزمان خود،وپس ازایشان سفیان ثوری ،وبعد ازسفیان ،یحیی بن آدم درعلم واجتهاد پیشوا بود.علامه ذهبی پس ازنقل این قول ،دیدگاه خود دراین زمینه با این الفاظ به قیدقلم می آورند.

قلت :قدکان یحیی بن آدم من کبارأئمة اﻹجتهاد،وقدكان عمركماقال في زمانه ثم كان علي ،وإبن مسعود ،ومعاذ وأبودردآء،ثمكان بعدهم في زمانه زيدبن ثابت وعائشة وابوموسى وأبوهريرة ،ثم كان إبن عباس وإبن عمر،ثم علقمة ومسروق وأبوإدريس وإبن المسيب ،ثم عروة والشعبي والحسن وإبراهيم النخعي ومجاهد وطاؤس وعده ثم الزهري وعمربن عبدالعزيزوقتاده وأيوب ثم اﻷعمش وابن عون وابن جريج وعبيدالله بن عمرثم اﻷوزاعي وسفيان الثوري ومعمروأبوحنيفة وشعبة ثم مالك والليث وحماد بن زيد وإبن عيينة ثم إبن المبارك ويحيي القطان ووكيع وعبدالرحمن وابن وهب ثم يحيي بن آدم وعفان والشافعي وطائفة ثم أحمد وإسحق ،أبوعبيد وعلي بن المديني وابن معين ثم أبومحمد الدارمي ومحمدبن إسماعيل البخاري وآخرون مى أئمة العلم واﻹجتهاد.سيرأعلام النبلاء

من می گویم : یقینا یحیی بن آدم ازپیشوایان بزرگ اجتهاد بودند.بدون تردیدحضرت عمردرزمان خود درعلم واجتهادسرتاج مسلمین بود پس ازایشان جایگاه سیدنا علی رض ،عبدالله بن مسعود،معاذ بن جبل،ابودرداء رضی الله عنهم است.بعدازاین بزرگواران درعلم واجتهاد مقام زیدبن ثابت ،عائشة الصدیقه ،ابوموسی اشعری وابوهریره رض می باشد.بعدازاین حضرات درعلم واجتهاد مرتبه عبدالله بن عباس وعبدالله بن عمربود.پس ازصحابه ،جایگاه علقمه، مسروق ،ابوادریس خولانی و سعیدبن المسیب بود.بازدرجه عروه بن زبیر،امام شعبی ،حسن بصری،ابراهیم نخعی ،مجاهد ،طاؤس وغيره بود.سپس درعلم واجتهادجایگاه ابن شهاب زهری ،عمربن عبدالعزیز،قتاده وایوب سختیانی بود.

بعدامام اعمش ،ابن عون ،ابن جریج ،عبیدالله بن عمردرزمان خود دراین مقام بودند.سپس جایگاه امام اوزاعی ،سفیان ثوری معمر،امام اعظم ابوحنیفه وشعبة بن الحجاج بود.سپس مقام امام مالک ،لیث بن سعد،حمادبن زید وسفیان بن عیینه بود بعدعبدالله بن مبارک ،یحیی بن سعیدقطان ،وکیع بن جراح ،عبدالرحمن مهدی ،عبدالله بن وهب دراین جایگاه علمی بودند.سپس یحیی بن آدم ،عفان بن مسلم ،امام شافعی وغیره بودند.بعدامام احمدبن حنبل ،اسحق بن راهویه ،ابوعبید،علی بن المدینی ویحیی بن معین بودند.

سپس ابومحمددارمی ،امام محمدبن اسماعیل بخاری وبقیه ایمه علم واجتهاد درزمان خود دراین جایگاه قرارداشتند.دراین مبحث نیزامام ذهبی همراه بزرگان ایمه حدیث،نام امام ابوحنیفه رح را ذکرنموده است پرواضح است که نزد علامه ذهبی ایشان درعلم حدیث هم پایه وهم ردیف بقیه اکابروبزرگان هستند.

ادامه دارد…

گروپ علمــــــــــي وتحقیقــــــــــي راه حقیقت۲

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × چهار =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن