جایگاه امام اعظم در علم حدیث

جایگاه امام اعظم (رح)درعلم حدیث بخش نهم

 

حافظ شمس الدین سخاوی درکتاب “الجواهرالدرفی ترجمة شيخ اﻹسلام ابن حجر)می نویسد:{وسئل ابن حجرمماذکره النسائی فی الضعفاء والمتروکین عن أبي حنيفة رضي الله أنه ليس بقوي في الحديث وهو كثيرالغط والخطاءعلى قلة روايته ،هل هوصحيح ؟وهل وافقه على هذا أحد من أئمة المحدثين ام لا؟فأجاب :النسائي من أئمة الحديث والذي قاله إنما هوحسب ماظهرله أداه إليه إجتهاده ،وليس كل أحد
يؤخذ بجميع قوله ،قد وافق النسائى على مطلق القول في جماعة من المحدثين ،واستوعب الخطيب في ترجمته من تاريخه أقاويلهم وفيها مايقبل ومايرد وقد اعتذر عن اﻹمام بأنه كان يرى أنهﻻيحدث إﻻ بما حفظه منذ سمعه إلى أن أداه ،فلهذا قلت الرواية عنه وصارت روايته قليلة بالنسبة لذالك ،والا فهو في نفس اﻷمركثيرالرواية .
وفى الجملة :ترك الخوض في مثل هذا أولى فإن اﻹمام وأمثاله ممن قفزوا القنطرة فما صار يؤثر فى أحد منهم قول أحد بل هم في الدرجة التي رفعهم الله تعالى من كونهم متبوعين يقتدى بهم فليعتمدهذا والله ولي التوفيق .بحواله أثرالحديث الشريف في إختلاف اﻷئمة ص ۱۱۶-۱۱۷
ترجمه : ازعلامه حافظ بن حجر عسقلانی پرسیده شد که امام نسائی درکتاب “الضعفاء والمتروکین “درخصوص امام ابوحنیفه رح نوشته اند 🙁 إنه ليس بالقوي في الحديث وهو كثيرالغلط والخطاء على قلة روايته )

ترجمه: ايشان درحدیث قوی نیستند باتوجه به اینکه کم روایت دارند اشتباهات زیادی داشته اند.آیااین سخن درست است ؟آیا کسی ازائمه محدثین با این سخن نسائی موافقت نموده است ؟حافظ بن حجردرپاسخ فرمود:نسائی ازائمه حدیث است وآنچه ایشان درمورد امام اعظم گفته اندطبق علم واجتهاد خویش گفته(یعنی نظرشخصی اش)است . ولازم نیست که تمام اقوال ونظریات یک شخص پذیرفته شوند
ازطیف محدثین عده ای  دراین خصوص باامام نسائی موافقت نموده اند.

خطیب بغدادی درکتاب تاریخ خود دربحث وتذکره امام اعظم رح تمام اقوال آنها را گردآوری نموده است که برخی قابل پذیرش وبرخی واقعا قابل ردهستند (چون اسناد آنها خالی ازضعف نیستند)
بنابراین درباره قلت روایت ازطرف امام اعظم پاسخ داده شده است که نظر وی این است آن حدیثی را نقل وروایت نمایند که اززمان شنیدن تازمان ادا وبیان آنرا حفظ داشته باشد
بنابرهمین شرط (سخت) درباب روایت ،روایات منقول ازایشان کم هستند
امادرواقع وفی نفس الامرایشان کثیر الروایه هستند.

به هرحال خودداری ازغوطه ورشدن دراین گونه سخنان (دررابطه با امام اعظم ) بهتراست زیراامام اعظم وامثالش کسانی هستند که از پل (جرح وایراد )عبور کردند

لهذا جرح هیچ کسی درحق آنها تاثیرگذار نخواهدبود بلکه خداوند ایشان را به چنان جایگاه رفیعی رسانیده است که مقتدا وپیشوا قرارگرفته اند.برهمین تحقیق وپژوهش دررابطه ایمه حدیث اعتماد گردد .فقط خداوند صاحب توفیق است
↩ادامه دارد…

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + یازده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن