نقدمقاله های غیرمقلدین

نقد مقاله ی جاهلانه متسلف درموردترک تقلید

يكي از غير مقلدان عنواني را به نام « چگونه ترك تقليد كردم» پخش كرده بود. اينك جواب او.

قول غير مقلد :السلام عليکم و رحمة الله و برکاته
جواب حنفي : و عليك السلام و رحمة الله و بركاته.

قول غير مقلد :چگونه ترک تقليد کردم
جواب حنفي : گول خوردي كه مذهب و تقليد را ترك كردي.
قول غير مقلد :حنفي بودم و مذهبم را از اجدادم به ارث برده بودم و سال ها زندگي ام به همين منوال گذشت ولي هميشه چراهايي ذهنم را مشغول کرده بودند
چرا اسلام بايد چهار مذهب شود؟
چرا همه زير يک پرچم و متحد نباشيم؟
چرا نسبت به ساير مذاهب اهل  سنت مانند شوافع حنابله و مالکي ها در دلم بغض بوجود مي آيد ؟
چرا صحابه کرام يک خط و مشي واحد داشتند ولي ما نه؟
چرا فرقه فرقه و گروه گروه شديم؟
چرا احکام اين مذاهب با وجود حديث صحيح با هم فرق دارد.مگر دين کامل نشد؟
جواب حنفي :آقاي لامذهب!  اگر اين طور است كه تو مي‌گويي از همان نخست شما فكر درستي نداشته‌ايد و چراهاي غلطي در ذهن شما جاي گرفته بوده است!
امّا اين سئوالت كه چرا اسلام بايد چهار مذهب شود ؟
هرگز جواب خودت را نگرفته‌اي؛ زيرا تو يك مذهب دیگر بر چهار مذهب افزوده‌اي و به جاي اتحاد، افتراق به وجود آورده‌اي!

امّا سئوال دومت : چرا همه زير يك پرچم و متحد نباشيم؟
جوابش اين است كه هر چهار مذهب زير يك پرچم و متحد بودند و هيچ مشكلي با هم نداشتند٬ البته فريب خوردگان جاهل محسوب نيستند.

سئوال سومت اين است كه : چرا نسبت به ساير مذاهب اهل  سنت مانند شوافع حنابله و مالکي ها در دلم بغض بوجود مي آيد ؟
جوابش اين است كه الحمد لله! نه ما نسبت به شوافع بغضي داشته‌ايم و نه نسبت به حنابله و نه نسبت به مالكي ها. اگر تو نسبت به آن‌ها بغض داشته‌اي از خرابي باطن خودت بوده
سئوال چهارمت كه :«چرا صحابه کرام يک خط و مشي واحد داشتند ولي ما نه؟»
اگر منظورت از « يك خط و مشي واحد» مسايل اصولي و عقيدتي است كه الحمد لله هر چهار مذهب يك خط و مشي واحد داشتند٬ و اگر منظورت مسايل فروعي است٬ اين خطاست كه صحابه يك خط و مشي واحد داشتند٬ بلكه اختلاف فروعي بين آنان بسيار بود كه مي‌تواني به مصنف ابن ابي شيبه مراجعه كني. همچنين اختلافات فقهي صحابه را در بيان آراي فقهي مذاهب از سنن ترمذي هم مطالعه نما.

امّا سئوال پنجمت : چرا فرقه فرقه و گروه گروه شديم؟
جوابش اين است كه هر چهار مذهب يك فرقه هستند و آن فرقه‌ي اهل سنت و جماعت است. لذا اين سئوالت از اصل خطاست.

و امّا سئوال ششم : چرا احکام اين مذاهب با وجود حديث صحيح با هم فرق دارد. مگر دين کامل نشد؟پاسخش اين است كه صحت و سقم احاديث خودش اجتهادي است كه ممكن است يك حديث نزد مجتهدي صحيح و نزد ديگري معلول باشد٬ و ممكن است برداشت يك مجتهد تا مجتهدي ديگر تفاوت داشته باشد.
لذا اين سئوالت كه « چرا احكام اين مذاهب با وجود حديث صحيح باهم فرق دارد؟» غلط است.
اما اين قولت كه : « مگر دين كامل نشد؟» مثل اين كه تو هنور فرق دين و يك مسأله‌ي فروعي را نمي‌داني! هيچ شكي نيست كه دين كامل شده است و در دين چيزي اضافه نمي‌شود٬ امّا در هيچ ديني تمام جزئياتي كه تا قيامت پيش مي‌آيند به صورت جزئي بيان نشده اند؟
مثلاً اين مسأله در قرآن و حديث بيان نشده است كه اگر وقت نماز در هواپيما فرا رسيد آن را چگونه بخواند. اگر جواب آن را از آيات صريح قرآني يا احاديث صحيح وصريح نبوي علي صاحبه الصلاة و السلام بدهي ممنون تو خواهيم بود!

قول غير مقلد :تا اينکه با پيروان قرآن و سنت آشنا شدم و جواب تمام چرا هاي خود را يافتم
جواب : اين قولت بسيار سنگين است ٬ معني اين قولت اين است كه :  اهل سنت و جماعت كه اكثريت قاطع جهان اسلام را تشكيل مي‌دهند٬ همه‌شان پيرو قرآن و سنت نبودند٬ تنها لامذهبان پيروان قرآن و سنت هستند!  اين قولت كه : « جواب تمام چراهاي خود را يافتم» دروغي بيش نيست
؛ زيرا : اين سئوال ها هنوز مانده است كه :
چرا اسلام بايد ( بيش از) چهار مذهب شود؟
حتي مذاهب خود غير مقلدين چرا بيش از يك مذهب بشود؟ اينك برخي از فرق غير مقلدان ذكر مي‌شود :
يك : جماعت غرباء اهل حديث ۱۳۱۳هـ ق ؛
دو : كانفرنس اهل حديث۱۳۲۸هـ ؛
سه : فرقه‌ي ثنائيه ۱۳۳۸ هـ ؛
چهار : فرقه‌ي امير شريعت صوبه بهار ۱۳۳۹هـ ؛
پنج : فرقه‌ي حنفيه عطائيه ۱۳۳۹هـ ؛
شش : فرقه‌ي شريفيه ۱۳۴۹هـ ؛
هفت : فرقه‌ي غزنويه ۱۳۵۳ هـ ؛
هشت : جمعيت اهل حديث ۱۳۷۰ هـ
نه : فرقه‌ي محي الدين لكهوي ۱۳۷۰هـ  (خطبه‌ امارات ص ۲۶)
ده : فرقه‌ي مسعودي ۱۳۹۵هـ ق ( تجليات ۱/۲۵۸ و ۲۵۹)
يازده : فرقه وادعي در ممالك عربي
دوازده : فرقه‌ي مدخلي
سيزده : فرقه‌ي آلباني و … و … و…
شما به جاي اين كه اسلام را يك پارچه كنيد آن را تكه تكه كرده ايد حتي همين هايي كه تقليد را ترك كرده‌اند بيش از سيزده فرقه‌ شده‌اند پس شما به جاي اتحاد افتراق و به جاي اخوت تخم بغض و دشمني بين امت اسلامي كاشته‌‌ايد! اين است مآل ترك تقليد ! آينده‌ي شما را الله خودش مي‌داند كه چه چيزي ببار خواهيد آورد!

چرا همه زير يک پرچم و متحد نباشيم؟
چرا اگر اول چهار مذهب بوديم تحت يك فرقه‌ي اهل سنت و جماعت  الآن بيش از چهار مذهب و بيش از يك فرقه شديم؟

چرا نسبت به ساير مذاهب اهل  سنت مانند حنفيه ٬ شوافع ٬ حنابله و مالکي ها در دلت بغض بوجود مي آيد ؟
چرا صحابه کرام با وجود اختلاف فروعي يک خط و مشي واحد داشتند ولي ما نه؟ بلكه عقايد ما هم يكي نشده است؟
چرا فرقه فرقه و گروه گروه شديم؟
چرا احکام اين مذاهب با وجود حديث صحيح با هم فرق دارد.
يكي مثل قندابي غير مقلد مي‌گويد : سه طلاق يك طلاق محسوب مي‌شود ولي شاهوزهي غير مقلد مي‌گويد : سه طلاق سه طلاق است مگر دين کامل نشد؟

قول غير مقلد :و دانستم اگر به احاديث صحيح رسول ص عمل شود  اسلام از رنج فرقه گرايي و تشدد آزاد خواهد شد و به يک اسلام يک پارچه تبديل خواهد شد
جواب حنفي : تنها به اين كه تو به احاديثي به دلخواه خودت يا با تقليد كوركورانه از مولويان غيرمقلد عمل كني و ديگران را از دايره‌ اهل سنت و جماعت بيرون براني هرگز اسلام يك پارچه نشده كه به جاي چهار كه يك فرقه‌اند فرقه‌هاي گوناگوني پديد آمده و مي‌آيد كه هرگز به ظاهر امكان يكي شدن شان وجود ندارد.

قول غير مقلد :و هر دم تعجبم زماني زياد مي شد که مي ديدم  چگونه يک انسان رد کردن حکم يک فقيه جايز الخطا را خط قرمز خود مي داند و به احاديث صحيح رسول صلي الله عليه وسلم بغض دارد؟؟
جواب حنفي :عين همين تعجب و سوال در ذهن ما هم مي‌آيد كه چگونه يك مسلمان٬ رد كردن حكم يك مُتَفَقِّهِ جايز الخطا را خط قرمز خود مي‌داند و نه تنها به احاديث رسول الله صلي الله عليه و سلم بغض دارد كه به قرآن كه قطعي است هم بغض دارد؟!!! كه نمونه اش قرائت خلف الإمام است.

قول غير مقلد :و به راستي که نادان تر از آن شخصي نيست  که زنجير بر گردن خود کرده و آنرا به دست فقيهي داده تا هر جا که دلش مي خواهد او را ببرد حتي اگر سخنش مخالف سخن رسول صلي الله عليه وسلم باشد
جواب حنفي :واقعاً كه از شما نادان تر كسي نيست كه زنجير تقليد مولويان غير مقلد و شيخ آلباني را به گردن خود پيچيده‌ايد تا شما را بر هر كوره راهي سوار كنند شما آن را شاهراه پنداشته ايد اگر چه مخالف قرآن پاك و سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم باشد!!!

قول غير مقلد :اکنون به نظر خود اين بزرگواران توجه کنيد:من آدمي زاد هستم ممکن است ( سخنانم) درست و نادرست درآيند پس شما به آراي من دقت کنيد آنچه را که موافق قرآن و سنت است بپذيريد و آنچه را که مخالف آن است ترک کنيد امام مالک رحمه الله عليهابن عبد الله .الجامع(.۲/۳۲)الفلاني (ص۷۲)اين احتمال وجود دارد که براي هر فردي سنتي از سنت هاي پيامبر صلي الله عليه وسلم پوشيده بماند پس هر گاه سخني گفتم يا اصلي پايه گذاري کردم که مخالف سنت باشد سخن پيامبر صلي الله عليه وسلم را  بپذيريد که سخن من است:امام شافعي رحمه الله عليه
ابن عساکر(۱۵/۲/۳)

جواب حنفي :اين كمال تقواي ائمه‌ي مجتهدين را مي‌رساند كه خود را معصوم قرار نداده‌اند و سعي داشته‌اند بر سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه و سلم چنگ بزنند و همان را هم به مردم ياد بدهند. و هنگامي كه مردم كمال تقواي اين بزرگواران را ديده‌اند مطابق با راهنمايي‌هايشان بر دين عمل كرده‌اند همين است تقليد نه چيزي ديگر.

امّا سئوال من اين است كه : شما براي هر يكي از ائمه‌ي اربعه دليلي قطعي الثبوت و الدلالة بياوريد كه در فلان مسأله مخالف آيه‌ي صريح و غير محتمل قرآني يا حديث صحيح صريح غير محتمل مرفوع غير معارض و غير مرجوح قرار گرفته اند. در آن صورت به طور قطع ما سخن آنان  را ترك طبق همان آيه يا حديث عمل خواهيم كرد.

قول غير مقلد :اي مسلمانان بياييد براي نجات اسلام از مرض فرقه گرايي خود را از قيد و بند تقليد برهانيم . به الله قسم ظلم بزرگيست برتري دادن سخن يک فقيه بر سنت محمد صلي الله عليه وسلم فرستاده خدا
جواب حنفي :اگر ما مي‌دانستيم كه تو از قيد تقليد رهايي يافته‌اي ما هم خود را از قيد و بند تقليد مي‌رهانيديم ٬ امّا چنين چيزي را در تو سراغ نداريم. آيا صحت حديثي كه در نظر تو صحيح است٬ در قرآن آمده است يا در سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم ؟ لطفاً آن را به اثبات برسان. نه از راي خود كار بگير كه در اين صورت از اهل راي قرار مي‌گيري! و نه از اقوال علماي علم رجال و محدثين تقليد كن كه اگر اين كار را كردي مقلد مي‌شوي!!! اگر صحت و سقم احاديث را از قرآن و سنت ثابت گردانيدي ما به طور حتم تقليد را ترك خواهيم كرد. مرد ميدان باش و تمام مقلدان را نجات بده !!

قول غير مقلد :و در پايان مي خواهم بگويم از زماني که زنجير تقليد را گسستم نور ايمان را احساس کردم و از زماني که صوفي گري و خرافات و شخصيت پرستي را رها کردم تازه حلاوت توحيد درقلبم نمايان گشت
جواب حنفي : الحمد لله !كه ما با راهنمايي علماي خويش از ابتدا خرافات و شخصيت پرستي نداشته‌ايم و اين فضل خداست بر ما و هميشه حلاوت توحيد را چشيده و ان شاء‌ الله تا آخر خواهيم چشيد.
امّا به فضل الله تعالي ما به شخصيت هاي ديني احترام ويژه قايل هستيم و مثل شما با آنان بغض وکینه نداريم و مصداق و 《نزعنا ما في صدورهم من غل 》
قرار گرفته‌ايم. امّا شما نسبت به علماي اهل سنت و جماعت چنان كينه‌اي داريد كه با يهود و نصاري نداريد. چون از ابتدا شخصيت پرست و خرافي بوده‌اي باز هم آن شخصيت پرستي و خرافاتت را به روشي ديگر تبديل كرده‌اي و بس. و الله اعلم بحقيقة الحال.
و ما علينا الا البلاغ المبين

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + 19 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن