عقیده

جواب به غیرمقلد مجسم (۹)

قول رئيسي :ابن جرير طبري در تفسيرش چنين گويد : اصل آيه بدين گونه ميباشد : و هو الله في السموات و يعلم سرکم و جهرکم في الارض … پايان قول رئيسي)

سني حنفي گويد : آقاي رئيسي حلولی!  در اين‌جا هم شما ماقبل و مابعد را قيچي كرده‌اي كه ما تمام آن را در بالا نقل كرديم. چرا اين قسمت را كه امام قرطبي قول راجح را نقل مي‌كند بريده ايد ! ايشان فرمود:《 وهذا من أحسن ما قيل فيه》
وقال محمد بن جرير :《وهو الله في السماوات ويعلم سركم وجهركم في الأرض فيعلم مقدم في الوجهين والأول أسلم وأبعد من الإشكال وقيل غير هذا والقاعدة تنزيهه جل وعز عن الحركة والانتقال وشغل الأمكنة. {وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ} أي من خير وشر والكسب الفعل لاجتلاب نفع أو دفع ضرر ولهذا لا يقال لفعل الله كسب》.امام قرطبي تصريح دارد كه قول نخست سالم تر و دورتر از اشكال است. اما چون اين قسمت آيه بر خلاف مرام شما بود لازماً آن را قيچي كرديد!!
قول رئيسي:همه مفسران به اين نکته توافق دارند که ذات خداوند در آسمان ميباشد و اين اتفاق را ابن کثير در تفسيرش به صراحت ذکر ميکند. پايان قول رئيسي).
سني حنفي گويد :من از شما مي‌خواهم كه از هريك از مفسران اهل سنت و جماعت از پيروان ائمه اربعه و غيره يك قول صريح نقل كنيد كه در آن تصريح كرده باشند كه « ذات خداوند در آسمان ميباشد». در مقابل هر حواله‌ي صحيح صريح (فقط صريح نه محتمل) ده هزار تومان جايزه بگير. هم چنين ذكر صراحت اتفاق مفسران از تفسير ابن كثير را ذكر كن با حواله‌ي دقيق و جايزه‌ي مستقل بگير.ابن كثير خودش اشعري العقيده هست. خودش مي‌گويد : «لأنني أشعري» زيرا كه من اشعري هستم.
الدرر الكامنة ابن حجر, ج۱, ص ۶۵ شرح حال شماره : ۱۵۵/ الناشر مجلس دائرة المعارف العثمانية حيدر آباد / سال نشر : ۱۳۹۲هـ/ ۱۹۷۲م) و شما اشعريان را گمراه مي‌دانيد, پس چرا از قول يك گمراه – عياذاً بالله- استدلال مي‌كنيد؟!حافظ ابن كثير در تفسير « و هو القاهر فوق عباده» (سوره‌ الانعام٬ آيه ۱۸) نوشته است :
«” وهو القاهر فوق عباده ” أي هو الذي خضعت له الرقاب وذلت له الجبابرة وعنت له الوجوه وقهر كل شئ ودانت له الخلائق وتواضعت لعظمة جلاله وكبريائه وعظمته وعلوه وقدرته على الاشياء واستكانت وتضاءلت بين يديه وتحت قهره وحكمه ».
تفسير ابن كثير للدمشقي – ج ۳ / ص ۳۶۰)يعني, او همان ذاتي است كه گردن‌ها برايش خاضع و جباران در قبالش ذليل و وچهره‌ها برايش پست شوند و نيايش كننده باشند. و او هر چيز را مقهور گردانيده و مخلوقات برايش گردن نهاده‌اند و در قبال عظمت جلال و كبريائي و عظمت و علوّ و قدرتش بر اشياء پست و خُرد گشته و در جلوي او زير قهر و حكمش نزار و خوارگشته‌اند. حافظ ابن كثير در اين‌جا لفظ «فَوق» را به فوقيت مكاني و حسي تفسير نكرد, بلكه آن را به قهر و فوقيت معنوي تفسير كرد. هم چنين ايشان در تفسير « و هو العلي العظيم» در آية الكرسي فرموده است : { وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ } كقوله: { وَهُو الْعَلِيُّ الْكَبِير } وكقوله: { الْكَبِيرُ الْمُتَعَال } [الرعد:۹] .
وهذه الآيات وما في معناها من الأحاديث الصحاح الأجود فيها طريقة السلف الصالح إمرارها كما جاءت من غير تكييف ولا تشبيه. (تفسير ابن كثير – ج ۱ / ص ۶۸۲)
يعني, « و هو العليّ العظيم» همانند اين قول الله تعالي است : « و هو العلي الكبير» و هم‌چون « الكبير المتعال» است.اين آيات و احاديث صحيحي كه اين مضامين را دارند (آيات و احاديث متشابه) بهترين راه در اين‌ها گذراندن آن‌ها ست به همان نحو كه آمده‌اند بدون از بيان كيفيت و تشبيه.دقت مي‌كنيد كه حافظ ابن كثير راي جمهور را ترجيح داده و مي‌فرمايد: كه در اين آيات به بيان كيفيت و تشبيه پرداخته نشود٬ و نفرمود كه اينجا منظور علوّ مكاني و حسي و جهتي است٬ اما شما داريد كيفيت استواء را به نشستن الله تعالي بر عرش تفسير مي‌كنيد. امام ابن كثير در كجا نشستن ذات الله تعالي بر عرش يا وجود ذات الله تعالي در آسمان را بيان نموده است؟
هم‌چنين حافظ ابن كثير در تفسير « وَ أَنَّهُ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ» ( سوره حج٬ آيه ۶۲) فرموده است : وقوله: { وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ } ، كما قال: { وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ } [ البقرة: ۲۵۵ ]، وقال: { الْكَبِيرُ (۴) الْمُتَعَالِ } [ الرعد: ۹ ] فكل شيء تحت قهره وسلطانه وعظمته، لا إله إلا هو، ولا رب سواه؛ لأنه العظيم الذي لا أعظم منه، العلي الذي لا أعلى منه، الكبير الذي لا أكبر منه، تعالى وتقدس وتنزه، وعز وجل عما يقول الظالمون [المعتدون] (۵) علوا كبيرا. (تفسير ابن كثير – ج ۵ / ص ۴۴۹)
كه اين جا هم ابن كثير /العليّ» به علوّ قهر و سلطان و عظمت تعبير كرده است نه به علوّ مكان. همان گونه كه ايشان لفظ «عليّ » در تعريف قرآن را به رتبه و شرف تفسير كرده است : { وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ } بين شرفه في الملأ الأعلى، ليشرفه ويعظمه ويطيعه أهل الأرض، فقال تعالى: { وإنه } أي: القرآن { فِي أُمِّ الْكِتَابِ } أي: اللوح المحفوظ، قاله ابن عباس، ومجاهد، { لدينا } أي: عندنا، قاله قتادة وغيره، { لعلي } أي: ذو مكانة عظيمة وشرف وفضل،قاله قتادة { حكيم } أي: محكم بريء من اللبس والزيغ. (تفسير ابن كثير – ج ۷ / ص ۲۱۸)
قول رئيسي: آيات مشابه ديگري نيز وجود دارد. پايان قول رئيسي)
سني حنفي گويد : حال شما در بيانِ آيات متشابه ديگر نيز اين چنين مي‌باشد.
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − دو =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن