عقیده

پاسخ به غیرمقلد تجسیم گرا (۲)

قول رئيسي‌: بحثي که مي خواهيم حول محور آن به اطاله ي کلام بپردازيم اينست که خدا کجاست؟! (پايان قول رئيسي)

سني حنفي گويد :
آيا الله تعالي و رسولش صلي الله عليه و سلم قولي صريح بر اين دارند كه ذات الله در جهت بالا و بر عرش است؟
لطفاً آن اقوال صريح و صحيح را ارائه دهيد.قول رئيسي‌: در دو قرن اول (صحابه ،تابعين و تبع تابعين)اختلافي نبود ؛ (پايان قول رئيسي

سنّي گويد : آري ؛ زيرا هيچ كسي از اهل سنت و جماعت نمي گفت كه ذات پاك الله تعالي بر عرش نشسته است!قول رئيسي :در قرن سوم که فلسفه يونان وارد جهان اسلام شد و گروه ها و مکتب ها و مشربهاي فکري واعتقادي متفاوتي بوجود آمدند ؛همانند: جهميه ،کراميه ،قدريه و معتزله و…. ؛گر چه خويش را اهل سنت و جماعت مي دانستند ؛ (پايان قول رئيسي)

سنّي گويد :
همانند خود شما كه خود را منسوب به سلف نموده و تنها خود را اهل سنت مي‌دانيد در حالي كه بين شما و اهل سنت و جماعت فاصله‌ي دوري وجود دارد.

قول رئيسي :اما در زمينه ي اعتقادي بر پيکره ي عقيدتي اسلام خدشه وارد کردند بزرگان و ائمه ،سينه سپر کردند و با تاليف کتب به تفکرات ناصواب آنان تاختند همانند کتاب :فقه اکبر امام ابو حنيفه. (پايان قول رئيسي)

سني حنفي گويد :  صحيح است كه علما به دفاع از كيان عقيده‌ي اسلامي پرداختند, امّا قايل به اين نشدند كه ذات الله تعالي بر عرش نشسته است. در كجاي فقه اكبر امام ابوحنيفه آمده است كه ذات الله قدوس در جهت بالا و بر عرش يا در آسمان نشسته است؟! عبارت صريح ايشان را نشان بده.
امام ابوحنيفه رحمه الله تعالي در « الفقه‌الأكبر» و ساير كتب و رسائل خويش نفرموده است كه ذات پاك الله تعالي بر عرش نشسته است! اگر گفته است، عبارت صريح ايشان نسبت استقرار ذات پاك الله بر عرش را ارائه دهيد.(قول رئيسي)خدا کجاست؟؟ديدگاه اهل سنت و جماعت اين است که ذات خداوند بر بالاي عرش است؛(پايان قول رئيسي)

سني حنفي  گويد : اين فقط ديدگاه شماست نه ديدگاه اهل سنت و جماعت؛ شما از كتب اهل سنت و جماعت پيروان عقيدتي و فروعي ائمه‌ي اربعه با سند صحيح به اثبات برسانيد كه آنان نوشته باشند كه « ذات خداوند بر عرش استقرار يافت». قول كساني كه خود را به ائمه منسوب مي‌كنند و در عقيده خلاف ائمه هستند, هم‌چون معتزله, مشبهه, مجسمه و… اعتباري ندارد.

قول رئيسي : دليل:…. ثم استوي علي العرش ؛خداوند بر عرش استقرار يافت. (پايان قول رئيسي)

سني حنفی گويد : آيا در اين آيه آمده است كه ذات خداوند بر عرش استقرار يافت؟ لفظ«ذات» نه در قرآن آمده است نه در سنت.
ثانياً : كلمه‌ي «استوي» لفظ مشتركي است؛ وقطعی الدلالة نیست ،شما با چه دليلي آن را منحصر به استقرار گردانيدي؟
و آن هم استقرار ذات خداوند؟

قول رئيسي :*:زماني که ما در مورد ذات خداوند حرف ميزنيم مشخصه هاي ذات خداوند براي ما مجهول هستند بسان اين آيه که خداوند استقرار يافت! کيفيت نشستن براي ما مجهول است, (پايان قول رئيسي)

سني حنفی گويد :
آيا در قرآن و سنت لفظ «مشخصه» براي ذات الله به كار رفته است كه شما آن را به كار مي‌بريد؟
شما خود قايل هستيد كه فقط آن چه الله و رسولش صلي الله عليه و سلم آن را در حق الله تعالي به كار برده‌اند, به كار برده شوند.پس آيا الله تعالي و رسول او صلي الله عليه و سلم لفظ مشخصه را براي الله تعالي و تقدَّس استعمال كرده‌اند؟در كدام نصّ قطعي و صريح « نشستن براي الله» آمده است؟!

قول رئيسي: يا اينکه از نص ثابت است که خداوند پا و دست دارد اما کيفيت آن مجهول است و سوال کردن از کيفيت آن بدعت است بيم آن ميرود که گرفتار تجسيم و تشبيه شويم، ?(پايان قول رئيسي)

سنّي حنفی گويد : شما گرفتار تجسيم و تشبيه شده‌ايد امّا از آن غافل هستيد. به جاي اين‌كه عقيده‌ي تنزيه داشته باشيد از يهود تقليد كرده و قايل به نشستن ذات پاك الله تعالي بر عرش شده‌ايد!
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × سه =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن