عقیده

پاسخ به غیرمقلد مجسم (۳)

قول رئيسي :پس اعتقاد ما بر اينست که خداوند با ذاتش بر بالاي عرش است و با صفاتش در زمان و مکان حضور دارد. (پايان قول رئيسي)

سني گويد : عرض شد كه در قرآن و سنت صحيح لفظ «ذات» نيامده است. اگر شما مدّعي هستيد كه لفظ ذات در قرآن و سنت به كار رفته است كه « ذات الله بر عرش نشسته است» آن را به اثبات برسانيد. امّا اين كه مي‌گوييد : «با صفاتش در زمان و مكان حضور دارد» اين تأويلي است و شما تأويل را قبول نداريد.چنانکه ابن تیمیه وابن قیم می گویند:« القول بالمجازقول مبتدع » الصواعق المرسلة ۲۳۱-۲۳۲٫

چگونه چيزي را به كار مي‌بريد كه آن را براي ديگران عيب مي‌دانيد؟ يك بام و دو هوا !!
قول رئيسي : دليل دوم از قرآن :خداوند در سوره ملک مي فرمايند:اامنتم من في السماء :آيا ايمن شديد از کسي که در آسمان است ؛پس خداوند در آسمان است!! (پايان قول رئيسي)

سني گويد : اين تناقضي است كه شما داريد! در اول گفتيد كه ذات خدا بر عرش است، و الآن مي‌گوييد : خداوند در آسمان است!بطور مسلَّم عرش عظيم رب العالمين محيط بر آسمان هاست. بلكه « وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمٰوٰتِ وَ الأَرْض» است، يعني كرسي او گنجايش آسمان ها و زمين را دارد. و در روايتي كه امام شما آلباني آن را صحيح دانسته، آمده است : « ما الكرسي في العرش إلا كحلقة من حديد ألقيت بين ظهري فلاة من الأرض » (شرح ابن ابي العزّ) كرسي در مقابل عرش همچون حلقه‌اي آهني است كه بر روي بياباني از زمين افتاده باشد. و مسلَّم است كه عرش ربّ العالمين در آسمان جاي نمي‌گيرد تا گفته‌ي شما تطبيق داده شود كه چون اوتعالي بر عرش است و عرش در آسمان پس درست در مي‌آيد كه هم بر عرش باشد و هم در آسمان. لفظ « في» براي ظرفيت است. پس بايد معني چنين باشد كه ذات الله در آسمان است نه بالاي آسمان! و اگر آن را به معني «عَلَي» به كار ببريد , اين تأويلي قرار مي‌گيرد كه شما منكر آن هستيد.پس عرش مكاني ديگر است و آسمان مكاني ديگر كه عرش در آن جاي نمي‌ِگيرد. پس هم عرش را مكان خداوند گفتن و هم آسمان را در حالي كه اين دو, مكان‌هاي عليٰ‌حده‌اي هستند خود تناقضي آشكار است!!

قول رئيسي :دليل سوم از قرآن-قد نري تقلب وجهک في السماء پيامبر وقتي که رو به بيت المقدس نماز مي خواند  هميشه رويش به آسمان بود و منتظر بود تاحکم تغيير قبله برسد . پس نتيجه مي گيريم که پروردگار در آسمان است .پايان قول رئيسي(

سنّي گويد : اين قياس محض تو است. حضرت جبرئيل كه وحي را مي‌آورد در آسمان بود و رسول الله صلي الله عليه و سلم منتظر آن بود نه منتظر ذات خداوند كه در آسمان باشد؛ زيرا طبق عقيده‌ي خود شما نه ذات الله تعالي در اين دنيا ديده مي‌شود كه رسول صلي الله عليه و سلم منتظر آمدنش باشد و نه وحي او قابل ديد است كه آن‌حضرت عليه الصلاة و السلام منتظر ديدنش باشد.
امّا جبرئيل عليه الصلاة و السلام قابل رؤيت بود و آن‌حضرت صلي الله عليه و سلم منتظر او بود كه چه وقت تشريف مي‌آورد و وحي تحويل قبله را به او ابلاغ مي‌كند.

ثانياً : اين عبارت كه « هميشه رويش به آسمان بود» را از كجا ثابت مي‌گرداني؟
آيا آن‌حضرت صلي الله عليه و سلم در حال نماز هم رو به بيت المقدس نمي‌گردانيد و رو به آسمان مي‌كرد؟

خوب ! بعد از تحويل قبله روي پيامبر صلي الله عليه و سلم در نماز هميشه به سوي بيت الله بود.
آيا الله تعالي آنجا بود كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم روي خويش را به سوي آن كرده‌بود و نماز مي‌خواند؟

نزول وحي دليل در جهت بالابودن خداوند نيست‌؛ زيرا الله تعالي نسبت به آهن لفظ نزول را به كار برده است : وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ…. (سوره الحديد) آيا آهن از آسمان مي‌آيد يا از زمين كه اسفل است استخراج مي‌شود؟
↩ ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + 7 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن