عقیده

پاسخ به غیرمقلد مجسّم (۷)

پاسخ به رئيسي مجسّم و مشبِّه كه قائل به مكان براي الله سبحانه و تعالي است. (۷)
قول رئيسي:
۲-و نحن اقرب اليه من حبل الوريد پاسخ ما به ايه هم مشابه مورد اول مي باشد که خداوند با صفاتش حضور دارد. پايان قول رئيسي)
سني حنفي گويد : جواب ما هم مشابه جواب اول است.
قول رئیسي:
۳_ آيه : وهوالله في السموات و في الارض يعلم سرکم و جهرکم ؛ را چگونه توجيه ميکنيد ؟ ابن کثير در تفسيرش «تفسير القرآن العظيم » مي گويد: مفسران بعد از توافق شان بر رد اين ديدگاه جهميه که خداوند در هر مکاني وجود دارد ، اين آيه را بدين گونه تفسير مي‌کنند؛  صحيح ترين قول ؛ اينکه خداوند بوسيله موجودات زمين و آسمان مورد عبادت و وحدانيت قرار مي‌گيرد و به الهيت وي مقر هستند و وي را الله مي نامند و از روي رغبت و رهبت وي را فرا مي‌خوانند مگر کافران جني و انسي مانند اين آيه قرآن : و هو الذي في السماء اله و في الارض اله ؛ يعني وي اله آسماني ها و اله زميني هاست. و اقوال ديگري را هم ذکر ميکند و هيچ قولي دال بر وجود ذات خدا در زمين ذکر نميکند.پايان قول رئيسي)
سني حنفي گويد :
اگر شما فيصله‌ي حافظ ابن كثير شاگرد علامه ابن تيميه را قبول داريد, فيصله‌ي ايشان از اين قرار است :《وأما قوله تعالي: { ثُمَّ اسْتَوَي عَلَي الْعَرْشِ } فللناس في هذا المقام مقالات كثيرة جدا، ليس هذا موضع بسطها، وإنما يُسلك في هذا المقام مذهب السلف الصالح:مالك، والأوزاعي، والثوري،/ والليث بن سعد، والشافعي، وأحمد بن حنبل، وإسحاق بن راهويه وغيرهم، من أئمة المسلمين قديما وحديثا، وهو إمرارها كما جاءت من غير تكييف ولا تشبيه ولا تعطيل. والظاهر المتبادر إلي أذهان المشبهين منفي عن الله، فإن الله لا يشبهه شيء من خلقه، و { لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ } [ الشوري:۱۱ ] بل الأمر كما قال الأئمة -منهم نُعَيْم بن حماد الخزاعي شيخ البخاري -: “من شبه الله بخلقه فقد كفر، ومن جحد ما وصف الله به نفسه فقد كفر”. وليس فيما وصف الله به نفسه ولا رسوله تشبيه، فمن أثبت لله تعالي ما وردت به الآيات الصريحة والأخبار الصحيحة، علي الوجه الذي يليق بجلال الله تعالي، ونفي عن الله تعالي النقائص، فقد سلك سبيل الهدي. 》تفسير ابن كثير – ج ۳ / ص ۴۲۷-۴۲۶)ابن كثير تصريح دارد كه مسلك سلف گذراندن و خواندن اين آيات هست  همان‌گونه كه نازل شده اند بدون كيفيت و تشبيه و تعطيل.هم چنين ايشان به صراحت معني ظاهري را نفي مي‌نمايد : والظاهر المتبادر إلي أذهان المشبهين منفي عن الله، فإن الله لا يشبهه شيء من خلقه، و { لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير ُ} [ الشوري:۱۱ ] معني ظاهري آيات كه به ذهن‌هاي مشبّهان متبادر است از الله تعالي منفي هستند؛ زيرا هيچ چيزي از مخلوقاتش با او مشابه نيست . و همانند او چيزي نيست و اوست شنوا دانا.امّا شما كه به گواهي قرآن كج دل و زائغ قرار گرفته‌ايد دنبال تفسير و تأويل آنان مي‌گرديد در حالي كه « و ما يعلم تأويله إلا الله». (تاويل و تفسير آيات متشابه را جز الله تعالي كسي ديگر نمي‌داند.)همان گونه كه « هيچ قولي دال بر وجود ذات خدا در زمين ذکر نميکند» به همان صورت هم هيچ قولي دال بر وجود ذات خداوند در آسمان يا بر عرش نشستن هم ذكر نمي‌كند. شما اگر مدعي هستيد كه ابن كثير قولي صريح دال بر وجود ذات خداوند در آسمان ديده‌ايد آن را نشان بدهيد.
«هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین»
↩ادامـــــه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − دو =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن