طریقه بستن دست در نماز

جواب اميد خزاعي بستن دست‌ها در نماز(۳)

قول خزاعي : توجه: در پايان اين پست اقوال علماي احناف پيرامون ضعيف بودن بستن دست زير ناف و صحيح بودن بستن دست روي سينه خواهد آمد. پايان قول خزاعي)
سني گويد :از مباحث گذشته عدم صحّت اين گفته‌ات چون روز روشن نمايان شد.
قول خزاعي : از آنجايي که بستن دست ها در نماز زير ناف ضعيف است و شکي در آن نيست برخي از احناف مدعي شدند که احاديثي که بيانگر محل بستن دست ها در نماز است، مضطرب هستند به همين جهت هر دو دلايل ضعيف هستند. يعني همان طور که بستن دست زير ناف ضعيف است، بستن دست ها روي سينه هم ضعيف است که اين سخن شان بدون دليل است. پايان قول خزاعي)
سني گويد :براي ضعف گذاشتن دست بر سينه همين كافي است كه هيچ يكي از ائمه‌ي صدر اسلام به آن قايل نشده‌اند؛ حتي خود راويان روايات بستن دست بر سينه هم بر آن عمل نكرده‌اند چنان كه بيان شد.
شما آقاي خزاعي! لطف نموده از هر گروهي از صحابه و تابعين و تبع تابعين فقط اسم سه ، سه نفر را با سند صحيح ارائه دهيد كه ايشان دست را بر سينه مي‌بستند. امام تان آقاي آلباني فقط توانسته يك نفر را از سلف به عنوان اين كه دست را بر سينه مي‌بسته‌است در (إرواء الغليل) خويش معرفي كند كه او هم امام اسحاق بن راهويه است كه در معرفي او هم ناكام مانده است؛ زيرا مذهب اسحاق بن راهويه بستن دست زير ناف است نه روي سينه.عبارت شيخ آلباني چنين است : وأسعد الناس بهذه السنة الصحيحة الإمام إسحاق ابن راهويه فقد ذكر المروزي في( المسائل ) ( ص ۲۲۲ ) :
( كان إسحاق يوتر بنا . . . ويرفع يديه في القنوت ويقنت قبل الركوع ويضع يديه على ثدييه أو تحت الثديين ) . إرواء الغليل – ج ۲ / ص ۷۱ / ط۲ به سال ۱۴۰۵ المكتب الاسلامي- بيروت) يعني سعادتمندترين مردم به اين سنت صحيح امام اسحاق بن راهويه است، زيرا مروزي در « المسائل» صفحه ۲۲۲ ذكر كرده است كه : « امام اسحاق ما را نماز وتر مي‌داد… و دست‌هايش را در قنوت بلند مي‌كرد و پيش از ركوع قنوت مي‌خواند و دست‌هايش را بر پستان‌هايش يا گفت: زير پستان‌ها مي‌گذاشت.همان طور كه مشاهده مي‌كنيد، شيخ آلباني نتوانسته ‌است عبارتي صريح كه دال بر گذاشتن امام اسحاق دست‌هايش را بر سينه باشد ارائه بدهد بلكه يك روايت به صورت تردد آورده است، در حالي كه مذهب امام اسحاق بن راهويه گذاشتن دست زير ناف است.
به چند حواله توجه كنيد : امام نووي در المجموع ( ۳ / ۲۶۹ ) گفته است :↯
(المستحب جعلهما تحت الصدر فوق سرته وبهذا قال سعيد بن جبير وداود و قال أبو حنيفة والثوري و إسحاق: يجعلهما تحت السرة و به قال أبو إسحاق المروزي من أصحابنا … ، وحكاه ابن المنذر عن أبي هريرة والنخعي و أبي مجلز،
وعن على بن أبي طالب روايتانإحداهما : فوق السرة ، والثانية : تحتها ،
وعن أحمد ثلاث روايات هاتان والثالثة : التخيير بينهما ولا تفضيل ا . ه .)
علامه شوكاني غير مقلد مي‌گويد : الحديث استدل به من قال إن الوضع تحت السرة وهو أبو حنيفة وسفيان الثوري وإسحاق بن راهويه و أبو إسحاق المروزي من أصحاب الشافعي ، وذهبت الشافعية – قال النووي وبه قال الجمهور – إلى أن الوضع يكون تحت صدره فوق سرته . وعن أحمد روايتين كالمذهبين ، ورواية ثالثة أنه يخير بينهما ولا ترجيح . نيل الأوطار  ۲ / ۲۱۱ )
امّا بيان ضعف روايات گذاشتن دست بر سينه :ضعف مرسل طاووس بيان شد و ضعف حديث حضرت وائل به روايت مؤمل و ضعف روايت هلب از طريق قبيصه در محلش خواهد آمد- إن شاء الله تعالي-. اين قول شما كه اين سخن شان (تضعيف روايات بستن دست بر سينه) بدون دليل است, ادعايي محض است و كاملاً عكس اين قضيه است, هم چنان كه ما صحت سند حديث وائل در بستن دست زير ناف را ثابت و ضعف حديث ايشان در بستن دست بر سينه را به اثبات خواهيم رساند إن شاء الله تعالي.
ما يك دليل برضعف آن را در فوق هم نوشتيم و بر رسي سندها و متن‌هاي دو روايت ديگر را به موقعش بيان خواهيم نمود.
قول خزاعي :اگر به تعريف حديث مضطرب مراجعه کنيم مي بينيم که اين سخن از نظر علم حديث رد است. زيرا مضطرب به حديثي مي گويند که به شکل هاي مختلف روايت شده باشد و با يکديگر متعارض باشند به طوري که تمام آن روايات در قوت با يکديگر مساوي باشند که امکان ترجيح هم وجود نداشته باشد. (علوم الحديث، ۹۴-۹۳ و التقريب مع التدريب، ۱/۲۶۲) در حالي که حديث بستن دست زير ناف ضعيف است و از نظر قوت با حديث بستن دست روي سينه مساوي نيست و همچنين دلايل و شواهد نشان مي دهد که بستن دست ها روي سينه صحيح است.(پايان قول لامذهب)
سني گويد : كدام دلايل و شواهد نشان مي‌دهند كه بستن دست روي سينه صحيح است!
آيا عملكرد صحابه و بقيه‌ي امتيا قرينه‌ي فتواي كراهيت آن از جانب امام احمد بن حنبل و ابن قيم و ديگر حنابله! يا متابعات و شواهدي دارند كه محدثين از آن‌ها خبر ندارند!
قول خزاعي غیرمقلد:چطور يکي حديث ضعيف با حديث صحيح مي تواند در تعارض و مضطرب باشد؟؟؟ به اين ترتيب در احاديث بستن دست روي سينه هيچ گونه اضطرابي وجود ندارد. پايان قول خزاعي)
سني گويد : عين همين سئوال را از تو مي‌پرسيم كه چگونه احاديث ضعيف بستن دست بر سينه مي‌توانند معارض با احاديث صحيح وضع يد زير ناف باشند!
نخست تو صحت مستدلات خويش را به اثبات برسان بعد بحث معارض بودن را مطرح كن.
آقاي خزاعي ! چگونه در حديث بستن دست بر سينه اضطرابي وجود ندارد در حالي كه يك رواي «علي صدره» مي‌گويد و ديگري « عند صدره»نه علي صدره.
اين اضطراب فقط در حديث وائل در بستن دست بر سينه و كنار سينه هست.
ولي حديث حضرت وائل در بستن دست زير ناف صحيح است و تمام رجالش ثقه هستند حتّي به اعتراف خود علماي غيرمقلد.
↩ ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + 20 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن