اولین و بزرگترین مرکز پاسخ به شبهات غیرمقلدین فارسی زبان
.

جواب اميد خزاعي در مورد بستن دست‌ها در نماز- (۹)

قول خزاعي لامذهب:✔صاحب سبل السلام (۱/ ۲۵۲) بعد ذکر حديث وائل بن حجر مي گويد: «السَّنَة وَضَعَ الْيَدَيْنِ عَلَى الصَّدْر فِي الصَّلَاة»: (سنت اين است که دست ها در نماز بر روي سينه بسته شود).اگر حديث وائل بن حجر ضعيف يا مضطرب مي بود ايشان به اين حديث استناد نمي کرد و نمي گفت بستن دست ها در نماز روي سينه سنت است!!! پايان قول خزاعي)
سني گويد :اين هم دجلي است كه امير صنعاني را به نام عالم حنفي معرفي مي‌كنيد در حالي كه يقين مي‌دانيد كه او غير مقلد است. استدلال به احاديث ضعيف كار شما غير مقلّدان است كه تواترهاي عملي را گذاشته و احاديث ضعيف و منكر و شاذ را حجت قرار مي‌دهيد. همان گونه كه امامتان ↯شيخ آلباني با اين كه اقرار دارد كه هر سه روايت وضع يد علي الصدر ضعيف هستند، امّا باز هم وضع يد علي الصدر را سنت معرفي مي‌كند. لذا امير صنعاني هم مطابق با ميل مذهبي خودش از اين حديث بر خلاف اجماع امت استدلال كرده‌است و اين عمل او حجتي عليه حنفيان نيست به ويژه كه ضعف اين روايات ثابت گشت.
قول خزاعی :✔مولانا مباركفوري در (مرعاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ،۳/ ۶۰) مي گويد: «فالظاهر من كلام الحافظ هذا أن حديث وائل هذا عنده صحيح أو حسن؛ لأنه ذكر ههنا لتعيين محل وضع اليدين ثلاثة أحاديث: حديث وائل وحديث هلب وحديث علي، وضعف حديث علي إذ قال: إسناده ضعيف، وسكت عن حديث وائل وحديث هلب، فلو كانا هما أيضاً ضعيفين لصرح بذلك وبين ضعفهما»: (از ظاهر کلام حافظ ابن حجر پيداست که حديث وائل نزد او صحيح يا حسن است زيرا ايشان در آنجا براي محل قرار دادن دست ها سه حديث ذکر کرده است: حديث وائل، حديث هلب و حديث علي و حديث علي (بستن دست ها زير ناف) را ضعيف قرار داده است و گفته است: سند آن ضعيف است اما در مورد حديث وائل و حديث هلب (بستن دست ها روي سينه) سکوت کرده است اگر اين دو حديث هم ضعيف مي بودند حتما حافظ ابن حجر آن را تصريح مي کرد و ضعف آن دو حديث را بيان مي کرد). پايان قول خزاعي)
سني گويد :مولانا مباركپوري (مباركفوري) هم غير مقلد است امّا شما اين را كتمان كرده و به دجل به فريبتگان خود او را حنفي معرفي مي‌كني. و عرض شد كه قول غيرمقلدان بر حنفيان حجت نمي‌شود.سكوت حافظ بر حديث وائل و حديث هلب دليل صحت آنها نيست. و چون مدار حديث حضرت وائل در بستن دست بر سينه بر مؤمل بن اسماعيل است، حافظ ابن حجر در فتح الباري تصريح دارد كه روايت مؤمل از سفيان ضعيف است. ايشاندر جلد نهم از فتح الباري ، ص ۲۳۸  و ۹/۲۳۹ از المكتبة الشاملة نوشته‌است: «وكذلك مؤمل بن إسماعيل في حديثه عن الثوري ضعف»
(در حديث مؤمل بن اسماعيل از ثوري ضعف وجود دارد).
آقاي خزاعي! شما كه دم از ترك تقليد مي‌زنيد و خود را محقق و مجتهد جاي مي‌زنيد چرا از مباركپوري تقليد كرده‌ايد و خود تحقيق نكرده‌ايد كه حافظ، روايت مؤمل از ثوري را ضعيف مي‌شمارد؟!!
قول خزاعي‌: و مولانا مبارکفوري در صفحه ي بعد همين کتاب در مورد صحيح بودن حديث وائل بن حجر مطالبي را بيان مي کند و به دفاع از آن مي پردازد و پس از ذکر شواهد مي گويد: «أخرجه أبوداود في المراسيل وإسناده حسن، والمرسل حجة عند الحنفية مطلقاً، وههنا قد اعتضد هذا المرسل بحديث وائل وحديث هلب الطائي المذكورين، فالاستدال به على وضع اليدين على الصدر في الصلاة صحيح»: (ابوداود اين حديث را در مراسيل آورده است و سند آن حسن است و حديث مرسل نزد حنفي ها مطلقا حجت است و اين حديث مرسل را حديث وائل و حديث هلب طائي که ذکر شد، تقويت مي کند پس استدلال به اين حديث بر اين که دست ها در نماز بر سينه گذاشته شود، صحيح است). پايان قول خزاعي)
سني گويد :آقاي خزاعي ! باز هم در اين‌جا از دجل‌كاري وتلبیس ابلیسی خويش استفاده كرده‌اي!! چون عبارت را طوري آورده‌اي كه خواننده گمان كند كه حديث وائل را ابوداود روايت كرده است، در حالي كه مباركپوري بحث حديث وائل را تمام كرده و سپس به عنوان دليلي ديگر حديث مرسل طاووس را ذكر كرده و نوشته است:
« ومنها حديث طاووس قال : كان رسول الله {صلى الله عليه وسلم} يضع يده اليمنى على يده اليسرى ثم يشد بينهما على صدره وهو في الصلاة. أخرجه أبوداود في المراسيل وإسناده حسن ، والمرسل حجة عند الحنفية مطلقاً ، وههنا قد اعتضد هذا المرسل بحديث وائل وحديث هلب الطائي المذكورين ، فالاستدال به على وضع اليدين على الصدر في الصلاة صحيح».از دلايل يكي حديث طاووس است كه او گفت : رسول الله صلي الله عليه و سلم دست راستش را بر دست چپش مي‌نهاد سپس آن دو را بر سينه مي‌بست در حالي كه در نماز بود.
اين (حديث طاووس) را ابو داوود در مراسيل روايت كرده و سندش حسن است، و مرسل نزد حنفيه مطلقاً حجت است، و اين‌جا اين مرسل با حديث وائل و حديث هلب طائي كه ذكر شدند تقويت مي‌شود، لذا استدلال به اين مرسل بر گذاشتن دست‌ها بر سينه در نماز، صحيح است.
اين بود قول مباركپوري كه شما آن را تحريف كرده‌بوديد. از آن‌جايي كه دروغ گو را حافظه نباشد، نشده كه لفظ وائل را حذف كند، لذا مفهوم نوشته اش اين مي‌شود كه حديث وائل با حديث وائل و هلب تقويت مي‌شود.
↩ادامه دارد.

تمامی حقوق برای سایت راه حقیقت محفوظ است(ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد)پاسخ به شبهات غیرمقلدین,پاسخ به شبهات سلفی,پاسخ به شبهات وهابی.