طریقه بستن دست در نماز

جواب اميد خزاعي در مورد محل بستن دست‌ها در نماز(۶)

قول خزاعي:حديث طاووس: « كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ «يَضَعُ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى، ثُمَّ يَشُدُّ بَيْنَهُمَا عَلَى صَدْرِهِ وَهُوَ فِي الصَّلَاةِ»: (طاووس روايت مي‌كند كه رسول الله در نماز دست راست را بر دست چپ مي‌گذاشت و بر سينه مي‌بست). (سنن ابي داود/ ش:۷۵۹)نكته: اين حديث مرسل و صحيح هست و حديث مرسل نزد همه ي احناف حجت است. پايان قول خزاعي)
سني گويد : نزد خود شما حديث مرسل ضعيف است , چه شده است كه مرسل در اينجا صحيح قرار مي‌گيرد!شايد شما مستثني هستيد كه روايات ضعيف در حق شما صحيح قرار مي‌گيرند! و اگر منظورت از صحت مرسَل اين است كه سندش تا ارسال كننده صحيح است, باز هم درست نيست؛ زيرا ما قبلا توضيح داديم كه دو نفر از راويانش ضعيف اند.
امّا اين قول شما كه « حديث مرسل نزد همه‌ي احناف حجت است», اين طور نيست كه شما فهميده‌ايد كه اگر حتي احاديث مسند (متصل) و تواتر عملي بر خلاف موضوع حديث مرسل وجود  داشته باشد ، باز هم بايد از حديث مرسل استدلال و بر آن عمل كرد! چه كسي اين را بيان كرده‌است لطفاً حواله‌ي دقيق و مستند آن را ارائه دهيد! در كدام كتاب معتبر اصول حديث نوشته است كه حديث مرسل با احاديث غير محفوظ و مصحف تقويت مي‌گردد!ضعف روايت طاووس را در بالا به اثبات رسانيديم , لذا تصحيح شما كه از روي تعصّب مي‌باشد, اعتباري ندارد.
قول اميد خزاعي: حديث هلب طائي: «رَأَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَنْصَرِفُ عَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ يَسَارِهِ، وَرَأَيْتُهُ، قَالَ، يَضَعُ هَذِهِ عَلَى صَدْرِهِ» وَصَفَّ يَحْيَى: الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى فَوْقَ الْمِفْصَلِ»: (قبيصه بن هلب طائي رضي‌الله‌عنه مي ‌گويد: پيامبر را ديدم كه (با اشاره به دست‌‌‌ها) اين‌ها را روي سينه مي ‌گذاشت. يحيي (راوي) با گذاشتن دست راست روي مفصل دست چپ روش گذاشتن دست‌ها را توصيف نمود). (مسند أحمد/ ش: ۲۱۹۶۷) پايان قول ملاخزاعي)
سني حنفی مي‌گويد :آقاي خزاعي! شما حديث را غلط ترجمه كرده‌اي! هذه اشاره براي مفرد است نه تثنيه. هذه يعني : اين نه اين‌ها. معلوم مي‌شود كه سواد نحويت آب كشيده است! يا اين كه از روي قصد آن را به صورت تثنيه يا جمع فارسي ترجمه كرده‌اي تا ترا گير ندهند. والله اعلم.علاوه از علل موجود در سند كه آن را بعداً ذكر خواهيم كرد , بايد دانست كه متن روايت هم خالي از اشكال نيست؛ زيرا عبارت حديث «يَضَعُ هَذِهِ عَلَى صَدْرِهِ» هذه براي اشاره به مفرد به كار مي‌رود, كه ترجمه‌اش مي‌شود : اين را بر سينه‌اش مي‌‌گذاشت. لذا هذه (اين) اشاره به كدام دست‌است؟ دست راست يا چپ؟ اگر دست راست است, چرا شما چپ را همراهش مي‌كنيد و اگر دست چپ است , چرا دست راست را هم مي‌بنديد؟
ثانياً : همانطوري كه امام نيموي مي‌گويد : اين حديث مصحَّف است. يعني در اصل بوده است : يضع هذه علي هذه. اين دست (راست) را بر اين (دست چپ) مي‌گذاشت. و يكي از دلايلش اين است كه تفسير يحيي راوي حديث « وَصَف يَحْيَى: الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى فَوْقَ الْمِفْصَلِ» با آن چه حنفيه مي‌گويند مطابقت دارد نه با آن‌چه شما مي‌گوييد.
ضعف حديث هلب از نظر سند :سند و حديث مسند امام احمد از اين قرار است :
۲۲۰۱۷ – حدثنا عبد الله حدثني أبى ثنا يحيى بن سعيد عن سفيان حدثني سماك عن قبيصة بن هلب عن أبيه قال : رأيت النبي صلى الله عليه و سلم ينصرف عن يمينه وعن يساره ورأيته قال يضع هذه على صدره وصف يحيى اليمنى على اليسرى فوق المفصل . (مسند أحمد بن حنبل – ج ۵ / ص ۲۲۶)
شيخ شعيب ارنؤط نسبت به اين حديث چنين حكم كرده است : « صحيح لغيره دون قوله : ” يضع هذه على صدره “, وهذا إسناد ضعيف لجهالة قبيصة بن هلب» اين حديث صحيح لغيره است البته بدون عبارت« يضع هذه علي صدره» ( كه غير محفوظ است) و اين سند ضعيف است به علّت جهالت قبيصة بن هلب.

۱-يحيي بن سعيد در اين‌جا مشخص نيست. برخي از غير مقلدان ادّعا دارند كه او يحيي بن سعيد قطان است, امّا هيچ دليلي بر اين ادعاي خويش ارائه نداده‌اند.
آيا تصريحي در يكي از روايات آمده‌است كه او قطان است؟ آن را ارائه دهيد و از ديگران تقليد نكنيد. و اگر نه بدانيد كه چندين يحيي بن سعيد ديگر وجود دارد كه معاصر امام احمد بودند مانند: ۱)- يحيى بن سعيد عطار
۲)- يحيى بن سعيد بن سالم القداح
۳)- يحيى بن سعيد القرشي العبشميّ  كه اين هر سه نفر ضعيف‌اند.
چنانكه در تقريب و لسان الميزان آمده‌است.

واقعيت اين است كه اگر چه احتمال دارد كه راوي اين حديث قطان است ، امّا ترك كردن امام احمد عمل بر اين حديث را با اينكه خودش آن را روايت كرده‌است و عمل كردنش بر گذاشتن زير ناف ، و فتوا به كراهيت گذاشتن دست‌ها بر سينه اين چيز را تاييد مي‌كند كه يحيي بن سعيد يكي از آن سه نفري است در آخر ذكر شدند. و اگر شما تصريحي بر اين ديده‌ايد [در يكي از روايات] او قطّان است آن را براي ما اعلان كنيد. (ر.ك. معيار النقاد با درهم الصرة و… ص ۱۱۴)

۲)-راوي بعدي سماك بن حرب است كه او هم متكلَّم فيه است.
حافظ شمس الدين ابوعبدالله المقدسي در اوايل كتاب خويش « تنقيح التحقيق» نوشته است :
قال ابن المبارك عن الثوري: سماك بن حرب ضعيف,
و قال صالح بن محمد البغدادي : يضعف,
و قال النسائي : ليس به بأس و في حديثه شيء,
و قال خراش: في حديثه لين. انتهي كلام المقدسي.
و قال الحافظ ابن حجر في تهذيب التهذيب : سماك بن حرب, قال أبوطالب عن أحمد : مضطرب الحديث, و قال ابن مريم عن ابن معين : ثقة, قال :و كان شعبة يضعّفه,
و قال ابن عمار : يقولون : إنه كان يغلط, و يختلفون في حديثه,
و كان الثوري يضعّفه بعض الضعف,
و قال زكريا بن عدي عن ابن المبارك : سماك ضعيف في الحديث,
و قال ابن حبان : يخطيء كثيرا,
و قال النسائي‌: ربما كان لقن فيتلقن, فإذا انفرد بأصل لم يكن حجّة,
قال الحافظ : روي له مسلم في مقدمة صحيحه و الأربعة, انتهي كلام ابن حجر. قلت (القائل محمد هاشم السندي): و رواية مسلم في المقدمة لايدل علي ثقته عنده ما لم يرو عنه أثناء الصحيح كما صرّحوا به . حاشيه معيار النقاد, ص ۱۱۳ در مجموعه‌ي «درهم الصرة» و…)
۳)- راوي پشت سر سماك قبيصة بن هلب است كه شيخ شعيب جهالتش را اعلام داشت . حافظ ابن حجر در تهذيب التهذيب گفته است :
♻قبيصة بن هلب الطائي الكوفي روي عن أبيه , و عنه سماك بن حرب,
قال ابن المديني : مجهول لم يرو عنه غير سماك,
قال النسائي: مجهول, وكذا ذكر تفرد سماك بن حرب عنه مسلم في الوحدان, و ذكره ابن حبان و العجلي في الثقات. قال الحافظ: و أخرج له أبوداود, و الترمذي, و ابن ماجه, انتهي. قلت : امّا توثيق ابن حبان له فلاعبرة به لما عرف من مذهبه أنه يقول بزوال جهالة عين الشخص برواية واحدٍ عنه, و هو خلاف مذهب الجمهور.
و أمّا توثيق العجلي فمعتبر, و لهذا قلنا : إنه متكلم فيه, لا أنه متفق علي ضعفه.
(حاشيه معيار النقاد, ص ۱۱۳ و ۱۱۴ در مجموعه‌ي «درهم الصرة» و…)
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + پانزده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن