طریقه بستن دست در نماز

جواب خزاعي درمورد بستن دست‌ها در نماز(۱)

بسم الله الرحمن الرحيم.
الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و علي آله و صحبه و من والاه.
اما بعد.
غير مقلّدان كه كاري جز تخريب اهل سنت و جماعت ندارند, با قطع و بريد‌هاي عبارات علما مي‌خواهند مذاهب اهل سنت و جماعت به ويژه مذهب حنفي را مخالف سنت رسول الله صلي الله عليه و سلم بنمايانند.
از جمله مسايلي كه آن را مورد طعن و تشنيع قرار داده‌اند محل بستن دست ها در نماز است.  يكي از همين گروه به نام اميد خزاعي در فضاي مجازي به ارسال مطالبي عليه مذهب حنفي دست زده است. او در موضوع بستن دست‌ها در نماز به ارسال نوشته‌اي اقدام كرده است كه بيشتر مطالبش را از فردي ديگر به نام حامد فيروزي مي‌گيرد. در اين جا به نقد نوشته‌اش اقدام مي‌شود.
قول خزاعي :
آيا بستن دست ها روي سينه ضعيف است؟
محل بستن دست در نماز يکي از مسائل اختلافي بين علماست. احناف مي گويند در نماز دست ها بايد زير ناف بسته شود و دليل شان اين روايت است : « أَنَّ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ مِنْ السُّنَّةِ وَضْعُ الْكَفِّ عَلَى الْكَفِّ فِي الصَّلَاةِ تَحْتَ السُّرَّةِ» (سنن ابي داود، ح:۶۴۵) : (علي (رض) گفته است: از سنت هاي نماز گذاشتن دست روي دست زير ناف مي باشد) اما شوافع مي گويند دست ها بايد روي سينه بسته شود که دليل شان اين حديث است: «کان يضع يده اليمني علي يده اليسري ثم يشد بهما علي صدره في الصلاة» (سنن ابوداود، ح: ۷۵۹) : (رسول الله در نماز دست راست را بر روي دست چپ مي گذاشت و آنها روي سينه مي بست.) البته احاديث ديگري به همين در (صحيح ابن خزيمه ح:۴۷۹ ) و (مسند احمد ج۳/ص۱۷۲ ) روايت شده است.
(پايان قول خزاعي)
پاسخ حنفی غير مقلّدان هميشه سعي دارند آن روايتي را دليل حنفيان معرفي كنند كه در سندش ضعفي وجود داشته باشد. در اين‌جا هم در بيان وضع يد علي الصدر كه مطابق ميل ايشان است برايش يك دليل ذكر و به چند روايت ديگر اشاره كرده است، امّا براي حنفيان فقط يك روايت را معرفي كرده و آن را ضعيف شمرده است در حالي كه حنفيان و حنبليان دلايل ديگري هم دارند.
در ثاني : اين قول خزاعي كه : « شوافع مي‌گويند دست‌ها بايد روي سينه بسته شود» غلط است؛ زيرا مذهب شوافع بستن دست بالاي ناف و زير سينه است نه روي سينه. بستن دست روي سينه تنها راي غير مقلّدان است و هيچ يكي از مذاهب اربعه قايل به بستن دست روي سينه نيستند.
حتّي امام اهل سنت محدث بزرگوار امام احمد بن حنبل رحمه الله با اين كه خودش حديث بستن دست بر سينه را روايت هم كرده‌است بستن دست بر سينه را مكروه دانسته است. علامه ابن قيم جوزي در (البدائع الفوائد) مذهب امام احمد بن حنبل را نسبت به كراهيت بستن دست بر سينه را چنين نقل كرده‌است.《ويكره أن يجعلهما على الصدر وذلك لما روي عن النبي أنه نهى عن التكفير وهو وضع اليد على الصدر》بدائع الفوائد – ج ۳ / ص ۶۰۱) :يعني مكروه است كه دست‌ها را بر سينه ببندد؛ زيرا از رسول الله صلي الله عليه و سلم روايت شده است كه ايشان از تكفير يعني گذاشتن دست بر سينه نهي كردند.« وَعَنْهُ نَقْلًا وَيُكْرَهُ وَضْعُهُمَا عَلَى صَدْرِهِ نَصَّ عَلَيْهِ مَعَ أَنَّهُ رَوَاهُ أَحْمَدُ .»
(كتاب الفروع للشيخ الامام العلامه شمس الدين المقدسي أبي عبدالله محمد بن مفلح المتوفي سنة ۷۶۳ O / چاپ دوم با اشراف فضيلة الشيخ عبداللطيف محمد السبكي عضو جماعت كبار العلماء و شيخ الحنابلة بالأزهر/ سال چاپ ۱۳۷۹هـ برابر با ۱۹۶۰م/ دار مصر للطباعة)از امام احمد نقل شده كه مكروه است گذاشتن دست‌ها بر سينه، امام احمد بر اين تنصيص نموده است با اينكه خودش هم حديث بستن دست بر سينه را روايت كرده است.و اين خود، ضعفِ بستن دست بر سينه را مي‌رساند.
ثانياً : شما غير مقلّدان تقليد را شرك مي‌دانيد پس چرا از شوافع تقليد مي‌كنيد؟!
در اين جا چند حواله از كتاب‌هاي فقهي شوافع نسبت به بستن دست بالاي ناف زير سينه نقل مي‌شود :
امام نووي شافعي رحمه الله در المجموع شرح المهذب نوشته است :(فرع) في مذاهبهم في محل موضع اليدين: قد ذكرنا ان مذهبنا ان المستحب جعلهما تحت صدره فوق سرته… المجموع لمحي الدين النووي – ج ۳ / ص ۳۱۳)
فرع در بيان مذاهب علما در محل بستن دست‌ها : ما قبلاً ذكر كرديم كه مذهب ما اين است كه مستحب است كه آن ها (دست ها)را زير سينه و بالاي ناف قرار دهد.
در شرح (حاشيه) بجيرمي علي المنهج آمده است : ( وَقَبْضٌ ) فِي قِيَامٍ أَوْ بَدَلِهِ ( بِيَمِينٍ كُوعَ يَسَارٍ ) وَبَعْضَ سَاعِدِهَا وَرُسْغَهَا ( تَحْتَ صَدْرِهِ ) فَوْقَ سُرَّتِهِ لِلِاتِّبَاعِ…حاشية البجيرمي على المنهج – ج ۲ / ص ۴۵۰)و در حال قيام يا بدل قيام گرفتن دست راست است بر مچ دست چپ و حصه‌اي از ساعد و رسغ زير سينه بالاي ناف به خاطر اتباع…
عين همين مطلب در حاشيه جمل بر منهج الطلاب آمده است نگا .حاشية الجمل على فتح الوهاب بشرح منهج الطلاب – (ج ۵ / ص ۲۸۰)به همين سه حواله اكتفا مي‌شود. و اگر در متني از شوافع لفظ علي الصدر آمده است مراد از آن هم زير سينه است نه خود سينه.اما حديثي كه آقاي كه خزاعي به عنوان دليل براي بستن دست‌ها بر سينه ذكر كرده است، همان حديثي است كه معروف به مرسل طاوس است كه آن را بدون سند ذكر كرده است. در اين‌جا من اصل حديث سنن ابي داود را با سندش نقل مي‌كنم :
۷۵۹ – حَدَّثَنَا أَبُو تَوْبَةَ حَدَّثَنَا الْهَيْثَمُ – يَعْنِى ابْنَ حُمَيْدٍ – عَنْ ثَوْرٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ طَاوُسٍ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَضَعُ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى ثُمَّ يَشُدُّ بَيْنَهُمَا عَلَى صَدْرِهِ وَهُوَ فِى الصَّلاَةِ»آقاي خزاعي ! در اين حديث علت‌هايي وجود دارد كه مانع از صحّت آن هستند:
(۱- در سندش هيثم بن حميد هست كه ابو مسaهر او را ضعيف قدري گفته است،  و در جايي ديگر بيان داشته است : … لم يكن من الأثبات و لامن أهل الحفظ، و قد أمسكت عنه و استضعفته.
امام ابوداود هم او را قدري معرفي كرده : گفته است : قدري ثقة.
تهذيب التهذيب لأبن حجر – ج ۱۰ / ص ۶۳)
( ۲- در اين سند سليمان بن موسي دمشقي وجود دارد؛ امام ابوحاتم گفته است :
‌《 محله الصدق وفي حديثه بعض الاضطراب》يعني در محل راستي است و در احاديثش نوعي اضطراب هست.
امام بخاري در باره‌اش گفته‌است : عنده مناكير.
امام نسائي گفته است : ليس بالقوي في الحديث،
و در جايي ديگر گفته است :في حديثه شيءٌ. (تهذيب التهذيب لأبن حجر – ج ۳ / ص ۱۵۲)البته توثيق ايشان هم منقول است، ولي در چنين روايتي كه برخلاف عملكرد اجماع امت است مسلّم است كه چنين ضعف و اضطراب‌ها مؤثر هستند.
(۳- اين حديث مُرسَل هم هست كه طاووس تابعي است و رسول الله صلي الله عليه و سلم را ملاقات نكرده‌است. و حديث مرسل نزد خود شما ضعيف است، پس چگونه با وجود اين سه علّت شما آن را صحيح مي‌گوييد و بر خلاف اجماع امت نيز از آن استدلال مي‌كنيد؟ !!
ما لکم کیف تحکمون.
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن