جواب لال بخش بامري كيفيت رفتن به سجده

جواب لال بخش بامری درمورد رفتن به سجده(۳)

قول لال بخش بامري مقلد آلباني در حواله و مدارك :
اسناد:ابن خزيمه ۱/۷۶/۱ ، دارقطني و به تصحيح حاکم و موافقت ذهبي. امام مالک و امام احمد نيز همين را گفته اند.
التحقيق لابن جوزي ۲/۱۰۸

جواب حنفي : ابن خزيمه معتقد است كه حديث گذاشتن دست پيش از زانوها منسوخ است؛ ملاحظه شود عباراتش :
باب البدء بوضع الركبتين علي الأرض قبل اليدين إذا سجد المصلي إذ هذا الفعل ناسخ لما خالف هذا الفعل من فعل النبي صلي الله عليه و سلم والأمر به يعني, باب در آغاز كردن گذاشتن دو زانو بر زمين پيش از گذاشتن دست‌ها زماني كه نمازي سجده مي‌كند؛ زيرا اين فعل نسخ كننده‌‌‌ي آن مواردي است كه بر خلاف اين آمده‌اند از فعل پيامبر صلي الله عليه و سلم و امر به آن.

۶۲۶ – أنا أبو طاهر نا أبو بكر نا علي بن مسلم و أحمد بن سنان و محمد بن يحيي و رجاء بن محمد العذري قالوا حدثنا يزيد بن هارون أخبرنا شريك بن عبد الله عن عاصم بن كليب عن أبيه عن وائل بن حجر : أن رسول الله صلي الله عليه و سلم كان يضع ركبتيه قبل يديه إذا سجد . وقال أحمد و رجاء : رأيت النبي صلي الله عليه و سلم إذا سجد وضع ركبتيه قبل يديه.حضرت وائل رضي الله عنه مي‌فرمايد : رسول الله صلي الله عليه و سلم وقتي كه سجده مي‌نمود زانوها را پيش از دست‌ها مي‌گذاشت.

ممكن است بگوييد : قال الألباني : إسناده ضعيف شريك بن عبد الله ضعيف لسوء حفظه وقد تفرد به كما قال الدارقطني وغيره .

در جواب مي‌گوييم : ما مثل شما از آقاي آلباني و غيره در خطاهايشان تقليد نمي‌كنيم؛ زيرا كه هم در ضعف شريك به خطا رفته‌اند و هم در تفرد او. لذا سند اين حديث‌ كاملاً صحيح است و هيچ گونه ضعفي ندارد. آقاي آلباني شريك را به علّت سوء حفظش ضعيف گفته‌است, امّا بايد دانست كه ضعف حافظه‌ي شريك پس از پذيرش قضاوت عارض شده است و پيش از آن ضعفي نداشته‌است. مباركپوري نوشته است : « تغير حفظه منذ ولي القضاء بالكوفة». (تحفة الأحوذي لمحمد المباركفوري – ج ۴ / ص ۱۷۷) و خود آقاي آلباني در ضعيفه‌اش از « تقريب التهذيب» نقل كرده است : « تغير حفظه منذ ولي القضاء بالكوفة» از زماني كه قضاوت را در كوفه به عهده گرفته‌است, حفظش تغيير خورده است.
بنا بر اين رواياتِ راويانِ قديم از او صحيح اند.راوي از شريك در اين‌جا يزيد بن هارون واسطي است كه در واسط از او حديث شنيده است و علماي علم رجال تصريح دارند كه روايت يزيد از شريك صحيح است.امام ابن حبان نوشته است :وكان في آخر أمره يخطئ فيما يروي تغير عليه حفظه, فسماع المتقدمين عنه الذين سمعوا منه بواسط ليس فيه تخليط مثل يزيد بن هارون وإسحاق الأزرق وسماع المتأخرين عنه بالكوفة فيه أوهام كثيرة.  (الثقات – ج ۶ / ص ۱۶۸ ش ۸۵۰۷)
حماد انصاري گويد : شريك بن عبد الله النخعي القاضي: مشهور وكان من الأثبات فلما ولي القضاء تغير حفظه وكان يتبرء من التدليس… يعني شريك بن عبدالله نخعي قاضي, مشهور است و از راويان اثبات بود , آن گاه كه قضاوت را به عهده گرفت حفظش متغيّر شد و او از تدليس بيزاري مي‌جست … (التدليس والمدلسون / ص ۱۲) ثانياً : ادّعاي تفردّ شريك هم صحيح نيست؛ زيرا او چندين متابع دارد كه در اين‌جا ذكر مي‌شوند :

متابع اول :  امام اعظم حضرت ابوحنيفه رحمه الله است كه همين حديث را از عاصم روايت مي‌كند ؛
أبوحَنِيفَةَ عَنْ عَاصِمٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ وَائِلِ بْنِ حُجْرٍ، قَالَ: «كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا سَجَدَ وَضَعَ رُكْبَتَيْهِ قَبْلَ يَدَيْهِ، وَإِذَا قَامَ رَفَعَ يَدَيْهِ قَبْلَ رُكْبَتَيْهِ»
(مسند امام اعظم به روايت حصكفي , ص ۲۱۵-۲۱۷ رقم : ۱۰۷) و مسند ابي محمد بخاري از صالح بن ابي رميح , حدثنا محمد ابن أحمد بن السكن أبو بكر، حدثنا هوذة بن خليفة، حدثنا النعمان بن ثابت، عن عاصم بن كليب، عن أبيه، عن وائل بن حجر قال: كان النبي صلى الله عليه وسلم إذا سجد وضع ركبتيه قبل يديه، وإذا قام رفع يديه قبل ركبتيه. شماره حديث ۱۴۹۵٫و جامع المسانيد خوارزمي ۱/۴۱۳٫

متابع دوم :  شقيق است , امام بيهقي روايت كرده است : أَخْبَرَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ بْنُ بِشْرَانَ مِنْ أَصْلِ كِتَابِهِ أَخْبَرَنَا أَبُو جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ شَاكِرٍ حَدَّثَنَا عَفَّانُ حَدَّثَنَا هَمَّامٌ حَدَّثَنَا شَقِيقٌ أَبُو اللَّيْثِ قَالَ حَدَّثَنِي عَاصِمُ بْنُ كُلَيْبٍ عَنْ أَبِيهِ : أَنَّ النَّبِيَّ -صلى الله عليه وسلم- كَانَ إِذَا سَجَدَ وَقَعَتْ رُكْبَتَاهُ إِلَى الأَرْضِ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ كَفَّاهُ. قَالَ عَفَّانُ : وَهَذَا الْحَدِيثُ غَرِيبٌ. {ت} وَرَوَاهُ يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ عَنْ شَرِيكٍ. {ج} قَالَ الشَّيْخُ : هَذَا حَدِيثٌ يُعَدُّ فِى أَفْرَادِ شَرِيكٍ الْقَاضِى ، وَإِنَّمَا تَابَعَهُ هَمَّامٌ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ مُرْسَلاً. هَكَذَا ذَكَرَهُ الْبُخَارِيُّ وَغَيْرُهُ مِنَ الْحُفَّاظِ الْمُتَقَدِّمِينَ رَحِمَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى.(السنن الكبرى للبيهقي وفي ذيله الجوهر النقي – ج ۲ / ص ۹۹ / شماره حديث : ۲۷۳۶)ممكن است اعتراض شود كه اين روايت مرسل است و مرسل ضعيف است.
✔ جوابش اين است كه مرسل نزد جمهور مقبول است. امّا در خصوص اين حديث بايد بيان كرد كه برخي از مورخين كُلَيب را از صغار صحابه‌ شمرده اند و مراسيل صحابه به اتفاق مقبول هستند. علاوه از اين شواهد ديگري براي اين حديث موجود است.

باز ابن خزيمه مي‌فرمايد : باب ذكر خبر روي عن النبي صلي الله عليه و سلم في بدئه بوضع اليدين قبل الركبتين عند إهوائه إلي السجود منسوخ غلط في الاحتجاج به بعض من لم يفهم من أهل العلم أنه منسوخ فرأي استعمال الخبر والبدء بوضع اليدين علي الأرض قبل الركبتين يعني باب در بيان حديثي منسوخ كه از نبي صلي الله عليه و سلم روايت شده است در آغاز كردن ايشان در وقت رفتن به سجده با گذاشتن دست‌ها پيش از زانوها , كساني از اهل علم كه دركي از منسوخيت آن نداشته‌اند در استدلال به آن به خطا رفته‌اند و فكر كرده اند كه حديث قابل استعمال است و شروع به گذاشتن دست‌ها بر زمين پيش از زانوها كرده‌اند .(صحيح ابن خزيمة – ج ۱ / ص ۳۱۸)

۶۲۷ – أنا أبو طاهر نا أبو بكر نا محمد بن عمرو بن تمام المصري حدثنا أصبغ بن الفرج حدثنا عبد العزيز بن محمد عن عبيد الله بن عمر عن نافع عن ابن عمر رضي الله عنهما أنه كان يضع يديه قبل ركبتيه وقال : كان رسول الله صلي الله عليه و سلم يفعل ذلك .قال الألباني : إسناده صحيح وصححه الحاكم ووافقه الذهبي ورجحه الحافظ علي حديث وائل وعلقه البخاري .

حنفي گويد : تصحيح آلباني صحيح نيست ؛ زيرا اين روايت از عبدالعزيز دراوردي از عبيد الله بن عمر است  و خود آلباني روايت عبدالعزيز از عبيد الله را منكر مي‌داند؛  او نسبت به حديثي مي‌گويد : « قلت : وأنا أرى أن التردد المذكور إنما هو من شيخ إسحاق وهو عبد العزيز بن محمد الدراوردي ، فإنه وإن كان ثقة ومن رجال مسلم ، ففي حفظه شيء أشار إليه الحافظ بقوله فيه في ” التقريب ” : ” صدوق كان يحدث من كتب غيره فيخطئ ، قال النسائي : حديثه عن عبيد الله العمري منكر ” .قلت : وهذا من روايته عن عبيد الله كما ترى فهو منكر مرفوعا ، (سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة – ج ۲ / ص ۱۵۱)  آقاي آلباني در اين‌جا روايت عبدالعزيز از عبيد الله را به علت اينكه با خواهش او موافق نيست منكر مي‌داند اما در حديث مورد بحث چون حديث موافق با هواي او ست آن را تصحيح مي‌كند!!!
اين است امام غير مقلّدان!!!
↩ادامه دارد….

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 14 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن