اشعار

شعر:تعصب سلفی

تعصب برخوردبرسینه تو/
کندپاره دل پرکینه تو
نداری فهم وادراک چنانی/
به اهل دل چنین توبدگمانی
کجاداری توفهم بوحنیفه/
نه چون احمدبگفتی تولطیفه
کجاداری مقام خواجه مالک/
نگشتی بحردانش راتوسالک
زتقواشافعی گونه خبرنیست/
که بوم شوم رااینجاگذرنیست
بروازخرمن ایشان ثمرچین/
نباشیدازائمه دوروبدبین
مقلدگربه تقلیدفخردارد/
بداندغیرتقلیدزهردارد
زتقلیدائمه دورگشتی/
زدیدمعرفت کم نورگشتی
مکن شادی که آزادی درین دیر/
به پیمودی توراه شادی وخیر
مطوق باهزاران قیدگشتی/
درین وادی بسان صیدگشتی
فراری گشته ای ازترس باران
بزیرناودان رفتی خماران
شاعر:خاشع سربازی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 3 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن