اولین و بزرگترین مرکز پاسخ به شبهات غیرمقلدین فارسی زبان
.

جواب اوهامات وکج فهمی های غیرمقلدان؛ می گویند مولانا الیاس ادعای نبوت کرده

جواب اوهامات وکج فهمی های غیرمقلدان…

غیرمقلد:

مختصری ازخرافات موجود درکتابها ومشایخ جماعت تبلیغ

محمد الياس میگوید : رسول الله صلي الله علیه و سلم در مدینه منوره و در وقت بیداری به ملاقات من آمد و به من سفارش نمود که کار جماعت تبلیغ را شروع کنم.درنتیجه محمدالیاس ادعای نبوت کرده است.

جـــواب:

اے کج فهمان بیشتر ازین برطبل رسوایی خود نکوبیدکه الله تعالی ذلیلتان میکند…این نتیجه ی فاصله ی زیاد شما با قرآن وسنت وسلف صالح امت است که فقط مدعی پیروی از ایشان هستید

 

جواب اوهامات وکج فهمی های غیرمقلدان…

غیرمقلد:

مختصری ازخرافات موجود درکتابها ومشایخ جماعت تبلیغ

محمد الياس میگوید : رسول الله صلي الله علیه و سلم در مدینه منوره و در وقت بیداری به ملاقات من آمد و به من سفارش نمود که کار جماعت تبلیغ را شروع کنم.درنتیجه محمدالیاس ادعای نبوت کرده است.

جـــواب:

اے کج فهمان بیشتر ازین برطبل رسوایی خود نکوبیدکه الله تعالی ذلیلتان میکند…این نتیجه ی فاصله ی زیاد شما با قرآن وسنت وسلف صالح امت است که فقط مدعی پیروی از ایشان هستید.

ثبوت رؤیت انبیاء علیهم السلام در بیداری :روى الامام البخاري في صحيحه قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ((من رآني في المنام فسيراني في اليقظة فإن الشيطان لا يتمثل بي)) كما روى هذا الحديث مسلم وأبو داود في صحيحيهما.فهذا حديث صحيح صريح لا يقبل التأويل؛ فمعروف أن اليقظة هي الانتباه, والانتباه ضد النوم, قال العلامة ابن الأثير في كتابه (النهاية في غريب الحديث والأثر) : اليقظة قد تكرر في الحديث ذكر اليقظة والاستيقاظ وهو الانتباه من النوم.قال ابن بطّال : قوله ( فسيراني في اليقظة ) يريد تصديـق تلك الرؤيا في اليقظة وصحتها وخروجها على الحق وليس المراد أنه يراه في الآخرة لأنه سيراه يوم القيامة في اليقظة فتراه جميع أمته من رآه في النوم ومن لم ير منهم وقال ابن التين : المراد من آمن به في حياته ولم يره لكونه حينئذٍ غائباً عنه، فيكون بهذا مبشراً لكل من آمن به ولم يره أنه لابدّ أن يراه في اليقظة قبل موته.

 

حدثنا احمد بن حنبل وسریج بن یونس، قالا حدثنا هشیم،اخبرنا داؤد بن هند عن أبی العالیة عن ابن عباس،أن رسول الله صلی الله علیه وسلم مر بوادی الأرزق،فقال أی وادی هذا ؟ فقالوا هذا وادی الأرزق.قال کأنی أنظر إلی موسی علیه السلام هابطا من الثنیة  وله حوار إلی الله بالتلبیه ثم أتی علی ثنیة هرشی.فقال أی ثنیة هذه قالوا ثنبة هرشی، قال  کأنی أنظر إلی یونس بن متی علیه السلام  علی ناقة حمراء جعدة علیه جبة من صیوف خطام نافته خبله وهو یلبی.قال ابن احمد فی حدیثه قال هشیم یعنی لیفا

ترجمه اردو صحیح مسلم جلداول ص.۲۰۵

ترجمه: حضرت عبدالله بن عباس رضی الله عنه روایت می کند:

روزی گذر آنحضرت صلی الله علیه وسلم به وادی ارزق افتاد که سوال نمود این کدام وادیست ؟ صحابهجوابدادندوادیارزق . آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند من دارم حضرت موسی علیه السلام را درحالی که از بلندی  پائین میاد وبا آواز بلند وبا تضرع الله متعال را لبیک می گویند می بینم .

و بعدا گذر آنحضرت صلی الله علیه وسلم  به هرشی [اسم کوهیست بین شام و مدینه] افتاد?سوال کرد این کدام کوهست صحابه عرض کردند کوه هرشی رسول الله فرمودند من دارم یونس بن متی را درحالی  سوار برشتری که مهارش ازخبله است ورنگش سرخ وقوی است و درحالی که  جبه پشمی پوشیده و تلبیه می خواند می بینم  …

ابن حنبل در روایتی که نقل می کندمی فرمایند هشیم گفت مراد از خلبه لیف { ازدرخت خرما } درست میشود است

واما در مورد کیفیت رؤیت انبیاء در بیداری امام جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکربن محمد سیوطی رحمة الله علیه متوفی ۹۱۱هجری  می فرمایند: لیست الرؤیة البصریة،کاالرؤیة المتعارف عندالناس من رؤیة بعضهم لبعض، إنماهی جلة حالیة و برزخیة وأمر وجدانی لا یدرک حقیقته إلا من باشره .وقدتقدم عن الشیخ عبدالله الدلامی،فلما أحرم الإمام أحرمت فأخذنی أخذة. فرأیت رسول الله صلی الله علیه وسلم فأشاربقوله أخذة الی هذه الحالة.

 

ترجمه:مراد از رؤیت، رؤیت معروف چنانچه که بعضی از مردم بعض دیگر را رؤیت میکند نیست.بلکه یک حالت وجد و حالت برزخی است اما تا وقتی که برای شخص رخ ندهد حقیقتی آنرا نمی تواند درک کند.

 

چنانجه شیخ عبدالله الدلامی می گویند :وقتی که امام احرام بست من نیز احرام بستم که نا گهان بهم حالتی دست داد و من رسول الله را مشاهده کردم    که منظور شیخ همین حالت  برزخی وجدانی بود.

↩دوما:

هل الرؤیة لذات المصطفی صلی الله علیه وسلم بجمسه وروحهه أومثالاله ؟ الذین رئیتهم من ارباب الأحوال یقولون الثانی وبه صرح الغزالی فقال:لیس المراد أنه یری بجمسه وبدنه بل مثالا له صار ذالک مثال، آلة یتأدی بها المعنی التی فی نفسه قال: و لآلة تارة تکون حقیقیة وتارة تکون خیالیة،والنفس غیر المثال فما رآه من الشکل لیس هو روح المصطفی صلی الله علیه وسلم و شخصه بل هو مثال له علی التحقیق قال: ومثل ذالک من یری الله سبحانه تعالی فی المنام فإن ذاته منزه من الشکل والصورة ولکن تنتهی تعریفاته عن العبد بواسطة المثال محسوس من نور او غیره، ویکون ذالک المثال حقافی کونه واسطة فی التعریف. فیقول الرائی رأیت الله فی المنام لا یعنی أنی رأیت ذات الله کما تقول فی حق غیره…انتهی الحاوی للفتاوی ج. ۲٫ ص. ۲۶۳

ترجمه:  آیا رویت ذات وروح حضرت مصطفی صلی الله علیه وسلم صورت میگیرد یا رویت  مثالی علامه سیوطی رحمة الله علیه می فرمایندمراد صورت دوم[مثالی] است چنانچه امام غزالی  برصورت دوم تصریح کرده ومی گویند امکان رویت رسول الله با جسم و روح امکان ندارد.بلکه مراد همان رویت مثالیست- پس این مثال آله ای قرار می گیرد برای رسیدن به معنای که در نفس مثال قرار دارد.

واین آله گاهی حقیقی وگاهی مثالی خواهد بود پس آن شکلی را که شخص درخواب دیده است روح،وذات رسول الله نیست بلکه طبق قول محقق یک مثال صوری است برای رسوالله .

مثال این مانند اینست که :کسی بگوید که الله را در خواب دیده است .اما ذات الله متعال از شکل وصورت پاک است. اما انسان الله متعال را به واسطه مثالی که محسوس بشه مانند نور وغیره تعریف می کند.پس این مثال فقط در حد تعریف است نه بیشتر .چنانچه شخصی بگوید که الله متعال را در خواب دیده است.منظورش این نیست که ذات الله را دیده است.وهمین درحق انبیاء.

تمامی حقوق برای سایت راه حقیقت محفوظ است(ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد)پاسخ به شبهات غیرمقلدین,پاسخ به شبهات سلفی,پاسخ به شبهات وهابی.