تحلیل منصفانه براعتراضات امام ابوحنیفه

تحلیل منصفانه براعتراضات امام ابوحنیفه (۱)

اعتراض نخست ↯:
امام نسائی در کتاب خود به نام «الضعفاء» درتذکره ابوحنیفه رحمه الله نوشته : «نعمان بن ثابت ابوحنیفه لیس بالقوی فی الحدیث» .

جواب  : اصولاً شناخت اصول جرح و تعدیل که عالمان ، بر پایه آن یک راوی را جرح و تعدیل می کنند لازم و ضروری به نظر میرسد وگرنه عدالت و ثقه بودن بزرگ ترین محدثان زیر سئوال می رود. چرا که همه امامان بزرگ به نوعی جرح شده اند ، چنانکه
یحیی بن معین بر «امام شافعی» ،
امام کسرایی بر «امام احمد» ،
امام زهلی بر «امام بخاری» و
امام احمد بر «امام اوزاعی» جرح وارد ساخته اند .

اگر کلیه این اقوال ، معتبر شناخته شود ، هیچ یک از آنان  ثقه باقی نمی ماند حتی که ابن حزم بنا به اصول جرح و تعدیل خود با شدتی که به خرج داده است
امام ترمذی و امام ابن ماجه را مجهول گفته است و امام نسایی نیز به اشد وجه آماج اتهامات قرار گرفته و مجروح قرار داده شده است .
واقعیت این است که علماء ، برای جرح و تعدیل اصولی گزارده اند که از میان آن ها اولین اصل این است :هر شخصی که امامت و عدالت وی به حد تواتر رسیده باشد ، درباره او جرح یک یا دو فرد معتبر نیست و امام ابوحنیفه رحمه الله از کسانی هستند که امامت و عدالت ایشان به حد تواتر رسیده است . امامان بزرگ حدیث، علم و تقوای ایشان را تحسین و تأیید و تثبیت کرده اند .بنابر این جرح آحاد در مورد امام ابوحنیفه رحمه الله تعالی از اعتبار و اهمیت ساقط است .برخی از سبک سران و کم خردان زمان ما به پاسخ فوق این ایراد را وارد ساخته اند که قاعدة معروف محدثان است که :«الجرح مقدّم علی التعدیل» و با توجه به این که در مورد امام ابوحنیفه رحمه الله جرح و تعدیل هر دو منقول هستند ، پس جرح مقدم و راجح می باشد !!

پاسخ : این ایراد مبنی برناآگاهی آنان به اصول جرح و تعدیل است . چرا که امامان حدیث بدین سخن تصریح کرده اند که قاعدة فوق به این معنی نیست که آنرا مطلق بدانیم ، بلکه آن مقید به شرایط زیر است:
اگر در باره یک راوی اقوال و سخنان جرح و تعدیل با هم دیگر متعارض باشد علماء ، برای حل آن ، دو راه در پیش گرفته اند :
۱)- راه حل اوّل که نوعی از اصول جرح و تعدیل به شمار می رود ، شیوه ای است که خطیب بغدادی در «الکفایة فی اصول الحدیث و الروایة» به آن اشاره کرده است که در صورتی که  جرح و تعدیل متعارض باشند باید دید ، تعداد جرح کننده گان بیشتر است یا تعدیل کننده گان ؟تعداد هر کدام بیشتر باشد همان طرف معتبر قرار داده شود .

از میان شافعیان ، علامه تاج الدین سبکی نیز قایل به همین قاعده است .
اگر این راه انتخاب گردد باز هم در تعدیل امام ابوحنیفه رحمه الله هیچ شبهه ای بر جای نمی ماند . چرا که جرح کننده گان ایشان افراد معدودی هستند یعنی افرادی چون امام نسایی ، امام بخاری ، امام دارقطنی و حافظ ابن عدی .
البته اگر در خاطر مبارک تان باشد ما در گذشته گفتیم که ابن عدی بعداز این که نزد امام طحاوی رح به تلمّذ پرداخت به عظمت امام ابوحنیفه رحمه الله معترف شد.
واز سویی مداحان وی آن قدر زیادند که شمارش آن ها خارج از حوصله بحث ماست .  چند مورد را بطورنمونه برای خواننده گان عزیز نقل می کنیم :
نخستین شخصی که در علم جرح و تعدیل ، پیرامون رجال سخن گفته ، امام شعبة بن حجاج بوده است . وی به لقب امیرالمؤمنین فی الحدیث ، شهره اند . ایشان در باره امام ابوحنیفه رحمه الله می فرماید: : «کان والله ثقة ثقة» .
امام دوم جرح و تعدیل ، امام یحیی بن سعید قطان است . وی از شاگردان امام ابوحنیفه رحمه الله است . حافظ ذهبی در «تذکرة الحفاظ» و حافظ ابن عبدالبر در «الانتقاء» نقل کرده اند که او بر اساس اقوال و سخنان امام ابوحنیفه ، فتوا می داده است . و از مقوله ایشان است که : «جالسنا واللّه اباحنیفه و سمعنا منه فکنت کلمّا نظرت ٳلیه عرفتُ فی وجهه انّه یتّقی اللّه عزّوجل» . مقوله دوم هم از ایشان است که در مقدمه «کتاب التعلیم» تألیف علامه سندی وارد شده است و آن این که : «انه لاعلم هذه الامة بما جآه عن الله و رسوله صلی الله علیه و سلم» .
امام سوم جرح و تعدیل ، شاگرد امام یحیی بن سعید قطان یعنی یحیی بن معین است . وی در باره امام ابوحنیفه می فرماید : «کان ثقة حافظاً لا یحدّث ٳلاّ بما یحفظ ، ما سمعتُ أحداً یجرحه» .
باری ، از ایشان در باره امام ابوحنیفه سئوال شد : «أثقةٌ هوَ؟» وی در پاسخ گفت : «نعم ثقةٌ ثقةٌ و أورع من ان یکذب و اجل قدراً من ذلک»
امام چهارم در جرح و تعدیل امام علی بن مدینی است . وی استاد امام بخاری است . در باره نقد رجال از متشددان است ایشان می فرماید : «ابوحنیفة روی عنه الثوری و ابن المبارک و هشام و وکیع و عبّاد بن العوام و جعفر بن عون و هو ثقة لا بأس به» .حضرت عبدالله بن مبارک می فرماید : «لولا اعاننی اللّه بأبی حنیفة و سفیان لکنت کسائر الناس» .
و سخن تاریخی مکی بن ابراهیم قبلاً گذشت که : «کان اعلم زمانه» .
علاوه بر اینان امامانی چون یزید بن هارون ، سفیان ثوری ، سفیان بن عیینه ، اسرائیل بن یونس ، یحیی بن آدم ، وکیع بن جراح ، امام شافعی و فضل بن دکین رحمهم الله تعالی علیهم به توثیق امام ابوحنیفه رحمه الله تعالی پرداخته اند .

طبیعی است که در برابر اقوال اساطین بزرگ «علم حدیث» پذیرفتن جرح دو یا چند نفر هیچ توجیه علمی و عقلانی ندارد . لذا اگر اکثریت (=اجماع مرکب) را معیار حقیقت قرار دهیم ، باز هم تعدیل امام ابوحنیفه رحمه الله قطعی خواهد بود .

۲-. راه حل دوم رفع تعارض بین جرح و تعدیل را که به عنوان اصل سوم جرح و تعدیل شناخته شده و می شود ، حافظ ابن صلاح در کتاب «مقدمه» آورده و آن را مذهب جمهور محدثان خوانده است .

این «اصل» عبارت از این است که اگر جرح «مفسر» نباشد یعنی سبب جرح در آن بیان نشده باشد در این موقع، تعدیل همیشه بر جرح راجح است . برابر است که تعدیل مفسر باشد یا مبهم . اگر از این منظر نگریسته شود کلیه جرح هایی که در مخالفت با امام ابوحنیفه رحمه الله وارد شده ، همگی آن ها مبهم و غیر مفسر است . فلهذا در مقابل «مفسر» بودن ، تعدیلات آن ها اعتباری ندارد .
چرا که در آن ورع ، تقوی و حافظه همگی به اثبات رسیده است . به خصوص اگر در زمان تعدیل کلیه اسباب جرح ، مورد تردید واقع گردد ، بدون هیچ تردیدی بیش از همه تعدیل مقدم است . تردیدی نیست که در باره امام ابوحنیفه رحمه الله از این نوع تعدیلات به حد وفور موجود و مضبوط است . مثلاً :حافظ ابن عبدالبر در «الانتقاء فی فضایل ثلاثة الفقهاء» نوشته است که : «اکثر ما عابوا علیه الاغراق فی الرأی و القیاس و لیس ذلک بعیب» .
خلاصه این که ، قاعده «الجرح مقدم علی التعدیل» زمانی از اعتبار و اهمیت بر خوردار می گردد که جرح «مفسر» باشد و سبب آن نیز معقول و پذیرفتنی .
و بنا به نظر برخی عالمان این نیز از شرایط مهم است که تعدیل کننده گان کم تر از جرح کننده گان باشند .
↩ادامه دارد…

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن