اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعه

جوابیه به غیرمقلدین در مورد تقلید.(۱)

در متن ذیل عینا عبارت جناب خدادادریگی غیر مقلد که در یک فایل صوتی پخش کرده بود ذکر می شود وبعد در پایین هر مطلب جواب داده می شود.
غیر مقلدمی گوید : اشخاصی هستند که می خواهند تقلید را بر جامعه ی ما تحمیل کنند وازعبارات علما سوءاستفاده کرده تا تقلید خودشان که همان جهل باشد را تحمیل کنند.

جواب : آقاي غیرمقلدخودش تقليد از ديگران كرده كه غير مقلد شده و اگر نه او قبلاً حنفي بود.همين كه از حنفي بودن غير مقلد شده به وسيله‌ي تبليغ ديگران بوده است و اين خودش تقليد است.

تقليد براي عوام علمي است نه براي مجتهدان. يعني براي مجتهدان دلايل ‌چهارگانه‌ي شرعي يعني كتاب الله , سنت, اجماع و قياس علم هستند كه از اين ها مسأله را استنباط مي كند.
امّا براي عامي قول عالم علم است نه جهل. اگر شما به كسي در نماز سخن مي‌گويد, بگويي كه سخن گفتن در نماز روا نيست و نماز را فاسد مي‌كند. او اين قول شما را پذيرفت و باور كرد و بعد به ديگران هم مي‌گويد : سخن گفتن در نماز روا نيست و نماز را فاسد مي‌كند.
آيا او الآن نسبت به اين مسأله جاهل شده است؟

اگر كسي همين سخنان شما را كه هيچ كدام از آنها نه قرآن اند و نه سنت از شما قبول بكند و بگويد تقليد حرام و جهل است, او در نظر تو جاهل شده‌است؟ اگر اين چنين است چرا به مردم جهالت ياد مي‌دهي؟!

 غیر مقلدمی گوید: خالدحنفی همیشه عبارات قطع وبرید می کند ویا به گونه ای تقلید مذموم خودش رو تحمیل بکند.

جواب: الحمد لله ما همانند شما نيازي به قطع و بريد عبارات علماء نداريم, زيرا عبارات علماء خود كافي و صريح هستند و احتياجي نيست تا ما آنان را قيچي و جراحي بكنيم. ما هيچ گاه تقليد مذموم را بر كسي تحميل نمي‌كنيم و تقليد مذموم كار ما نيست . ما همان تقليدي را پذيرفته‌ايم كه ممدوح است و مدلَّل با دلايل شرعي است.تقليد مذموم كار غير مقلدان است كه در مقابل تواتر عملي امت در گرفتن مسايل شاذ و متروك از علماي خويش تقليد مي‌كنند. پيش كردن حديث غير قابل استدلال دليل نيست و پذيرفتن شما آن را خودش تقليدي مذموم است.
چرا مي خواهي تقليد مذموم خويش را تحميل جامعه بكني؟!

خدادادغیر مقلد می گوید:خالد حنفی در مقاله اش نوشته بود که امام غزالی گفته برای همه ی مردم تقلید واجب است واجماع صحابه را هم نقل کردند.

جواب :غیرمقلددست به تحريف عبارت ما زده است .اصل نوشته اين بود : « امام غزالي مي‌نويسد : تمام صحابه رضوان الله عليهم بر تقليد اجماع كرده‌اند. (المستصفي ج۲ ص۳۸۵)
در كجاي اين عبارت آمده است كه امام غزالي گفته براي همه‌ي مردم تقليد واجب است؟!
آقاي خداداد! با افترا بستن نمي‌تواني كاري از پيش ببري بلكه اعتبار خودت را ساقط مي‌گرداني.

عبارت امام غزالي اين است : مسألة (تقليد العامي للعلماء) العامي يجب عليه الاستفتاء واتباع العلماء، وقال قوم من القدرية: يلزمهم النظر في الدليل واتباع الامام المعصوم، وهذا باطل بمسلكين: أحدهما: إجماع الصحابة، فإنهم كانوا يفتون العوام ولايأمرونهم بنيل درجة الاجتهاد، وذلك معلوم على الضرورة والتواتر من علمائهم وعوامهم،يعني مسأله‌ي  تقليد عامي از علما (ي مجتهد). بر عامي لازم است كه از علما فتوا بپرسد و از علما پيروي (تقليد) كند.

برخي از قدريان گفته‌اند كه بر عاميان نظر كردن در دليل و اتباع امام معصوم لازم است. و اين از دو وجه باطل است. يكي اجماع صحابه؛ زيرا آنان عوام را فتوا مي‌دادند و آنان را به حاصل كردن درجه‌ي اجتهاد امر نمي‌كردند. و اين از نظر بداهت و تواتر از علما و عوام آنان مشخص و معلوم است.سپس امام غزالي اشكالي از اماميه را ذكر كرده و به جواب آن پرداخته و بعد وجه دوم را اين چنين بيان كرده است : المسلك الثاني: إن الاجماع منعقد على أن العامي مكلف بالاحكام، وتكليفه طلب رتبة الاجتهاد محال، لانه يؤدي إلى أن ينقطع الحرث والنسل، وتتعطل الحرف والصنائع، ويؤدي إلى خراب الدنيا لو اشتغل الناس بحملتهم بطلب العلم، وذلك يرد العلماء إلى طلب المعايش، ويؤدي إلى اندراس العلم، بل إلى إهلاك العلماء وخراب العالم، وإذا استحال هذا لم يبق إلا سؤال العلماء،
ترجمه :وجه دوم : اين است كه اجماع منعقد است بر اين كه عامي مكلَّف به انجام احكام است, و مكلف ساختن آن براي طلب رتبه‌ي اجتهاد محال است كه اين مفضي به قطع حرث و نسل شده  و اگر همه‌ي مردم در طلب علم باشند حرفه‌ها و صنايع تعطيل مي‌شوند  و دنيا خراب ميگردد. و اين چيز علما را وادار به طلب معاش كرده و سبب از بين رفتن علم بلكه هلاكت علما و خرابي عالَم مي‌شود. بنا بر اين وقتي كه اين محال است راهي ديگر نمي‌ماند مگر سوال كردن از علما (و مطابق با فتواي آنان عمل كردن كه همين, عين تقليد است).آقاي خداداد از لفظ اتّباع سوء استفاده كرده و تقليد را رد مي‌كند در حالي كه عنوان امام عزالي لفظ «تقليد العامي» بود.
لذا اتباع در اين‌جا همان تقليد است.اگر شما فرقي بين اتباع و تقليد از روي دليل شرعي داريد ارائه دهيد و اگر نه از علماي غيرمقلد تقليد نكنيد كه جاهل و گمراه مي‌شويد!

جناب غیرمقلد! آيا اين عمل تو نسبت به عبارت نقل شده‌‌ي ما از المستصفي نقل امانتداري است يا خيانت؟امام غزالي همان تقليدي را جهل مي گويد كه مستند با دلايل شرعي نباشد نه آن كه مستند با دليل شرعي است.

در اين باره مي‌نويسد :فإن قيل: فقد أبطلتم التقليد، وهذا عين التقليد ؟قلنا: التقليد قبول قول بلا حجة، وهؤلاء وجب عليهم ما أفتى به المفتي بدليل الاجماع، كما وجب على الحاكم قبول قول الشهود، ووجب علينا قبول خبر الواحد، وذلك عند ظن الصدق، والظن معلوم ووجوب
الحكم عند الظن معلوم، بدليل سمعي قاطع، فهذا الحكم قاطع، والتقليد جهل،

اگر گفته شود : شما تقليد را باطل قرار داديد و اين , عينِ تقليد است؟
در جواب گوييم : تقليد عبارت است از قبول كردن قول بدون دليل و بر اينان واجب است آن چه مفتي به آن فتوا داده است به دليل اجماع همان گونه كه قبول قول شاهدان بر حاكم واجب است, و همان گونه كه بر ما قبول كردن خبر واحد واجب است , و اين , نزد گمان راستي است, و ظن معلوم است و وجوب حكم نزد گمان معلوم است به دليل سمعي قاطع, پس اين حكم قاطع است و تقليد (قولِ بدون سند شرعي) جهل است. ايشان پيروي از قول مفتي را واجب دانسته است و نگفته است بايد از مفتي دليل بپرسند و اين عينِ تقليد ممدوح است.

غیر مقلدمی گوید:امام غزالی در کتاب المستصفی می گوید تقلید ثمره ی علمی نداردوانسان را به علم چه در فروع وچه در اصول نمی رساند.

جواب : منظور امام غزالي تقليد قولي بدون سند شرعي است نه تقليد اقوالي كه مستند به دلايل چهارگانه‌ي شرع هستند.خدادادغیر مقلدمی گوید:ابن قیم در اعلام الموقعین جلد۲ص۱۶۹ می گوید:به اتفاق همه می گویند تقلید علم نیست وتقلید مصادف ومرادف با جهل است

جواب : اين خداداد لامذهب هنوز اسم كتاب ابن قيم را بلد نيست و ادّعاهاي بزرگ مي‌كند!
اگر آقاي غیرمقلد در اين‌جا خود رايي نمي‌كرد و از علما تقليد مي‌كرد عِلم كتاب ابن قيم را حاصل مي‌كرد؛ ولي چون او تقليد را رها كرده و خودرايي مي‌كند در جهل مانده است!در اين‌جا اصل عبارت علامه ابن قيم را نقل مي‌كنيم . ايشان مي فرمايد : انه سبحانه ذم من أعرض عما أنزله إلى تقليد الآباء وهذا القدر من التقليد هو مما اتفق السلف والأئمة الأربعة على ذمه وتحريمه وأما تقليد من بذل جهده في اتباع ما أنزل الله وخفي عليه بعضه فقلد فيه من هو أعلم منه فهذا محمود غير مذموم ومأجور غير مأزور كما سيأتي بيانه عند ذكر التقليد الواجب والسائغ إن شاء الله.
إعلام الموقعين عن رب العالمين – ج ۲ / ص ۲۱۰

ترجمه : الله تعالي كساني را مذمت كرده است كه از آن‌چه الله نازل كرده – يعني قرآن- روي‌گرداني كرده و به تقليد آباي خويش رفته‌اند, اين مقدار تقليد از آن چيزهايي است كه سلف و ائمه‌ي اربعه بر مذمت و حرام بودن اتفاق دارند, امّا تقليد كردن كسي كه كوشش خويش را در پيروي از آن‌چه الله تعالي نازل گردانيده‌است, به كار برده‌است و حصه‌اي از ما انزل الله بر او پوشيده مانده‌است , پس در آن از كسي كه از او عالم‌تر است تقليد كرده است, اين نوع تقليد ستوده شده است و مذموم نيست, و داراي اجر است نه گناهكار, چنان كه بيانش نزد ذكر تقليد واجب و سائغ (گنجايش دار) خواهد آمد -إن شاء الله- .

اين است رأي علامه ابن قيم رحمه الله در موضوع تقليد كه ايشان همان تقليدي را مذموم مي‌داند كه در آن روگرداني از كتاب الله و رفتن دنبال آباي بي علم و بي عقل صورت گيرد.امّا ايشان تقليد از مجتهد را نه تنها گناه ندانسته بلكه آن را داراي اجر مي‌داند.

علامه ابن قيم در جايي ديگر بحث از فتوا به تقليد كرده و سه قول در باره‌ي آن آوده و قول سوم را ترجيح داده است.
مي‌فرمايد : والقول الثالث: “أنه يجوز ذلك عند الحاجة وعدم العالم المجتهد وهو أصح الأقوال” وعليه العمل قال القاضي: “ذكر أبو حفص في تعاليقه قال: سمعت أبا علي الحسن بن عبد الله النجاد يقول سمعت أبا الحسين بن بشران يقول: “ما أعيب على رجل يحفظ عن أحمد خمس مسائل استند إلى بعض سواري المسجد يفتي بها”.

در اين قول سوم كه آن را صحيح‌ترين اقوال گفته و عمل را بر آن قرارداده است از ابوالحسين بن بشران كه اگر كسي پنج مسأله از امام احمد ياد گرفت مي‌تواند به آن‌ها به صورت تقليد فتوا بدهد.لذا اين است قول علامه ابن قيم نه آن‌چه تو مي‌گويي.

آقاي غیرمقلد! چه كسي مرتكب خيانت است؟! ابن قيم تقليد عوام از مجتهدان را داراي اجر و ثواب مي‌داند ولي شما مي‌گوييد ايشان آن را حرام مي‌داند. آيا اين خيانت نيست به نظر شما؟!
↩ادامه دارد…

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن