دفاع از امام اعظم ابوحنيفه

دفاع از امام اعظم ابوحنيفه (۳)

روايت سوم غير مقلّد :
[۳-] خطيب بغدادي از احمد بن حنبل، رئيس حنابله نقل مي‌كند كه : حدثنا مؤمل قال ذكروا أباحنيفة عند سفيان الثوري فقال : غير ثقة و لا مأمون، غير ثقة و لا مأمون. زد سفيان ثوري، ابوحنيفه را ياد كردند و او گفت : ابوحنيفه مورد وثوق و امانت دار نيست. تاريخ بغداد للخطيب بغدادي، ج ۱۳، ص ۴۴۷ مكتبه شامله

جواب : سند اين روايت از اين قرار است : أخبرني علي بن احمد الرزاز أخبرنا علي بن محمد بن سعيد (معبد) الموصلي حدثنا ياسين بن سهل حدثنا احمد بن حنبل حدثنا مؤمل قال ذكروا أبا حنيفة عند سفيان الثوري فقال غير ثقة ولا مأمون غير ثقة ولا مأمون.
بر رسي سند : نفر اول علي بن احمد رزاز است. امام ذهبي او را در ضعفاء ذكر كرده است. نگا : رقم ۴۲۱۵٫ پسرش در اصولش تسميعات طريه داخل مي‌كرد(یعنی درنوشته هایش سمعت وسمعنا اضافه می کرد وروی آنها خاک می ریخت تاقدیم مشخص شوند) (نگا : لسان الميزان رقم : ۵۲۳)
نفر دوم : علي بن محمد موصلي است . در اين سند در تاريخ بغداد چاپ شده  علي بن محمد بن معبد آمده است  كه محرَّف است اصلش سعيد است، يعني سعيد به معبد تحريف شده است. ابونعيم او را كذّاب گفته است . حافظ ابن حجر نوشته است :
علي بن محمد بن سعيد الموصلي شيخ أبي نعيم الحافظ قال أبو نعيم كذاب. قال ابن الفرات مخلط غير محمود… (لسان الميزان – ج ۴ / ص ۱۹۳) ابونعيم گفته است : او بسيار دروغ‌گو است.   ابن فرات گفت : او دچار اختلاط شده و فردي تعريفي نيست و مذموم است.
نفرسوم: هم‌چنين در اين سند مؤمّل بن اسماعيل وجود دارد كه رواياتش از سفيان ضعيف‌اند. و اين روايت از سفيان ثوري است. امام بخاري او را منكر الحديث مي‌گويد . و كسي كه امام بخاري در حقش منكر الحديث را به كار برد، از او روايت روا نيست.
لذا جرحي كه توسط خود مجروحان نقل شده باشد اعتباري ندارد در ضمن اين‌كه جرحي غير مفسَّر هم هست.
بر رسي متن روايت : متنش هم جعلي است؛
زيرا امام سفيان ثوري رحمه الله  هر چند كه بالفرض از امام ابوحنيفه رحمة الله عليه خوشش نيايد، امّا چنان كلمه‌اي نسبت به امام ابوحنيفه رحمه الله ذكر نمي‌كند كه آبروي خودش را زير سوال ببرد؛ زيرا نزد عموم مردم امام ابوحنيفه مورد اعتماد بود، چگونه امام سفيان او را غير معتمد مي‌گويد؟!
ثانياً : خود امام سفيان از شاگردان امام ابوحنيفه رحمه الله مي‌باشد‌ از امام جرح و تعديل يحيي بن معين سوال شد : هل حدّث سفيان عن أبي حنيفة؟ قال : نعم. كان أبوحنيفة ثقة صدوقا في الحديث و الفقه مأمونا علي دين الله . (مناقب موفق مكي ص ۳۲۲)
ترجمه: آيا سفيان از امام ابوحنيفه روايت كرده است؟ فرمود : بلي. امام ابوحنيفه ثقه‌ي صدوق در حديث و فقه بود و بر دين خدا مأمون بود. خود امام سفيان امام ابوحنيفه را مرضي و پسنديده در روايت مي‌دانست ؛
‌‌عن وكيع بن الجراح قال : كان سفيان ربما قال : أخبرنا به بعض أصحابنا المرضي، يريد به الإمام. (مناقب كردري ۲۹۳)
علامه ابن أثير جزري نسبت به بري بودن امام از اين نوع تهمت‌ها نوشته است :
ويدل على صحة نزاهته عنها ، ما يسر اللّه تعالى له من الذِّكْر المنتشر في الآفاق ،والعلم الذي طبق الأرض، والأَخْذ بمذهبه وفقهه والرجوع إلى قوله وفعله ، وأن ذلك لو لم يكن لله فيه سرّ خفي ، ورضى إِلهيّ ، وفقه الله له لما اجتمع شطرُ الإسلامِ أو مايقاربهُ على تقليده ،والعمل برأيه ، ومذهبه حتى قد عُبِدَ اللَّهُ ودِيْنَ بفقهه ، وعُمل برأيه ، ومذهبه ، وأُخذَ بقوله إلى يومنا هذا ما يقارب أربعمائه وخمسين سنة ، وفي هذا أدل دليل على صحة مذهبه ، وعقيدته ، وأن ما قيل عنه هو منزَّه منه. (جامع الأصول في أحاديث الرسول با تحقيق عبدالقادر الأرنؤوط ، ج ۱۲ / ص ۹۵۲) بر صحّت پاك بودن امام از اين‌ها دلالت دارد آن يادمان گُسترده‌اي كه در آفاق دارد، و آن علمي كه روي زمين را پوشيده است و گرفتن مذهب و فقه او و رجوع به گفتار و كردار او. و اگر خداوند در آن رازي مخفي نمي‌داشت، و رضاي الٰهي در آن نمي‌بود كه خداوند اورا بر آن موفق داشته است،
نيم جهان اسلام يا آن‌چه نزديك به آن است، بر تقليد او و عمل به راي و مذهبش جمع نمي‌شدند، تا آن جا كه الله تعالي طبق فقه او عبادت شده و موافق با آن دينداري شده اشت، و به راي و مذهب او عمل شده است و
قولش از زمان او تا به حال گرفته شده است مدتي كه نزديك به ۴۵۰ سال است.
[اما در اين دور نزديك به سيزده قرن است] در اين ها بزرگـترين دليل است بر صحت مذهب و عقيده اش و بر اين كه آنچه در حق او گفته شده است، او از آن‌ها منزّه و پاك است.
گواهي برخي از محدثين و رجال جرح و تعديل نسبت به ثقه و معتمد بودن امام ابوحنيفه:
۱-يحيي بن معين : قال محمد بن سعد الكوفي : سمعت يحيي بن معين يقول : كان أبوحنيفة ثقة لايحدّث بالحديث إلاّ بما يحفظه ، و لا يحدّث بما لايحفظ .
(تهذيب الكمال ج۲۹ ، ص ۴۲۴)
ترجمه: محمد بن سعد كوفي مي‌گويد : از يحيي بن معين شنيدم كه مي‌گفت : امام ابوحنيفه ثقه بود، و جز آن احاديثي كه در حفظ داشت روايت نمي‌كرد، و آن چه در حفظ نداشت آن‌ها را روايت نمي‌كرد. و قال صالح بن محمد الأسدي الحافظ : سمعت يحيي بن معين يقول : كان أبوحنيفة ثقة في الحديث . صالح بن محمد اسدي حافظ مي‌گويد :
ترجمه: از يحيي بن معين شنيدم كه مي‌گفت : امام ابوحنيفه در حديث ثقه است.
و قال أحمد بن محمد بن القاسم بن محرز عن يحيي بن معين : كان أبو حنيفة لابأس به . و قال مرة : كان أبوحنيفة عندنا من أهل الصدق، لم يتّهم بالكذب ، و لقد ضربه ابن هبيرة علي القضاء فأبي أن يكون قاضياً . (تهذيب الكمال ج۲۹ ، ص ۴۲۴)
ترجمه: احمد بن محمد بن القاسم بن محرز از يحيي بن معين نقل كرده است : امام ابوحنيفه اشكالي ندارد. ( گفتنِ «لابأس به» نزد يحيي بن معين برابر با ثقه گفتن ايشان است- كما في ثقات ابن الشاهين) و يك بار گفت : امام ابوحنيفه نزد ما از اهل صدق است و متَّهَم به كذب نشده، امير ابن هبيره او را زد كه قضاوت را قبول كند، امّا او از قاضي شدن انكار ورزيد. و ذكر الإمام النسفي بإسناده عن أحمد بن محمد البغدادي قال : سألت يحيي بن معين عنه ، فقال : «عدل ثقة ، ما ظنّك بمن عدّله ابن المبارك و وكيع». (مناقب كردري ص ۱۰۱)
ترجمه: امام نسفي با سندش از احمد بن محمد بغدادي نقل كرده است كه او گفت : از يحيي بن معين نسبت به امام ابوحنيفه سوال كردم گفت : او عادل و ثقه هست. گمان تو در حقّ كسي كه ابن مبارك و وكيع او را تعديل كرده‌اند چيست؟!
امام علي بن المديني : قال علي بن المديني : أبوحنيفة روي عنه الثوري و ابن المبارك و حماد بن زيد و جعفر بن عون ، و هو ثقة لابأس به . (جامع بيان العلم و فضله لابن عبدالبر ص ۴۳۷) علي بن مديني -كسي كه امام بخاري جلويش خود را كوچك مي‌شمرد – گفت : از امام ابوحنيفه، سفيان ثوري وابن مبارك و حماد بن زيد و جعفربن عون روايت كرده اند، و او ثقه است ، هيچ اشكالي ندارد. امير المؤمنين في الحديث ، امام شعبه نضر بن علي قال : كنّا عند شعبة فقيل له : مات أبوحنيفة! فقال بعد ما استرجع : لقد طفئ عن أهل الكوفة ضوء نور العلم ، أما ! إنّهم لايرون مثله أبداً .(أخبار أبي حنيفة و أصحابه ، ص ۷۲)
ترجمه: نضر بن كنانه مي‌گويد : ما نزد امام شعبه بوديم. به او اطلاع داده شد كه امام ابوحنيفه وفات كرد. پس از خواندن « إنّا لله و إنّا إليه راجعون» گفت : پرتو نور علم از كوفه خاموش شد، خبر دار! آنان تا ابد نظير او را نخواهند ديد. ابن عبدالبرّ نيز نوشته است : وقال الحسن بن علي الحلواني : قال لي شبابة بن سوار : كان شعبة حسن الرأي في أبي حنيفة . (جامع بيان العلم وفضله لابن عبد البر، ص ۴۳۷) ✏ترجمه:
شعبه نسبت به امام ابوحنيفه راي خوبي داشت.
حضرت شعبة با تشدّدي كه در روايت حديث هم براي خود و هم براي محدثين ديگر قائل بود به امام ابوحنيفه دستور روايت حديث مي‌دهد كه اين بالاترين توثيق از امير المؤمنين في الحديث براي امام اعظم رحمهما الله تعالي است . سئل يحيي بن معين عن أبي حنيفة فقال : « هو ثقة ما سمعت أحداً ضعّفه ، هذا شعبة بن الحجاج يكتب إليه أن يحدّث يأمره ، و شعبة شعبة ». (حاشيه مقدمة التعليم ، ص۱۳۵)
ترجمه: امام يحيي بن معين نسبت به امام ابوحنيفه سوال كرده شد، در جواب گفت : « او ثقه است، من از كسي نشنيده‌ام كه او را تضعيف كند، اين شعبه بن حجاج است كه برايش نامه مي‌نويسد كه حديث روايت كند، و شعبه كه شعبه است».   يعني شعبه به ضعفاء اجازه‌ي روايت حديث را نمي‌داند و با شدّت آنان را از تحديث منع مي‌كرد،
امّا وقتي كه او به امام ابوحنيفه دستور روايت حديث مي‌دهد ، يعني اين كه امام ابوحنيفه نزد ايشان ثقه و قابل اعتماد است. عمرو بن دينار او مي گويد  : أبوحنيفة  إمام هذه الأمّة . (مقدمة التعليم ص ۱۳۳)
ترجمه: امام ابوحنيفه امام اين امّت است. امام طحاوي : امام ابو جعفر طحاوي رحمه الله در « مغاني الأخيار من رجال الآثار»  نوشته است « أبوحنيفة الإمام الأعظم ثقة ثبت فقيه مشهور» . ( ابوحنيفة النعمان لوهبي الغاوجي ، ص ۱۸۴)
ترجمه: امام ابوحنيفه امام اعظم ثقه ثبت فقيهي مشهور است. ابن شاهين :
و ذكره ابن شاهين في « تاريخ أسماء الثقات» ممن نقل عنهم العلم . ص ۳۲۳ ، رقم ۱۴۱۱٫ امام عجلي : امام عجلي نيز ايشان را در معرفة الثقات ذكر نموده است : «النعمان بن ثابت أبو حنيفة كوفي تيمي من رهط حمزة الزيات وكان خزازا يبيع الخز » . (معرفة الثقات للعجلي  ج ۲ / ص ۶۴ از المكتبة الشاملة به شماره  [ ۱۸۵۳ ]) وحفظ امام اعظم
اگر چه بعد از اثبات ثقه بودن امام نيازي به ذكر حفظ امام نيست؛ امّا چون برخي از غير مقلدان مي‌گويند : حافظه‌ي امام قوي نبوده است و از همين جهت تضعيفش مي‌كنند،
برخي از شهادات ائمه را نقل مي‌كنيم : مكّي بن ابراهيم : مكّي بن إبراهيم  قال :  كان أبوحنيفة تقيّا زاهداً عالماً راغباً في الآخرة صدوق اللسان أحفظ أهل زمانه . (مناقب موفق ص ۱۹۰)
ترجمه: مكي بن ابراهيم گفت : امام ابوحنيفه تقي، زاهد، عالم و رغبت كننده در آخرت بود، زبانش بسيار راستگو و با حافظه‌ترين اهل زمان خودش بود. اسرائيل بن يونس : امام صيمري با سندش از حضرت اسرائيل بن يونس روايت كرده كه او گفت : « نعم الرجل النعمان ! ما كان أحفظه لكلّ حديث فيه فقه ، و أشد فحصاً عنه و أعلمه بما فيه من الفقه . و كان قد ضبط عن حماد فأحسن الضبط عنه » . (أخبار أبي حنيفة و أصحابه ، ص ۹ و تاريخ بغداد …….)
ترجمه: نعمان چه مرد خوبي است ! چه خوب حافظ احاديث فقهي است ! از همه بيشتر در جستجوي آن‌ها و چقدر نسبت به فقه آن ها داناست ! اسرائيل با صيغه‌ي تعجّب حفظ امام را ذكر كرده است كه دال بر مبالغه در آن است. يزيد بن هارون :
عن تميم بن المنتصر : قال : كنت عند يزيد بن هارون فذكر أبوحنيفة ، فنال إنسان منه (أي من أبي‌حنيفة) ، فأطرق طويلاً ، قالوا : رحمك الله حدّثنا. فقال : كان أبوحنيفة تقيا نقيا زاهدا عالما، صدوق اللسان، أحفظ أهل زمانه ، و سمعت كلّ من أدركته من أهل زمانه يقول : إنه ما رأي أفقه منه . ( الإمام الصميري ، أخبار أبي حنيفة و أصحابه ، ص۳۶  چاپ دوم بيروت ۱۹۷۶م موافق با ۱۳۹۶هـ ق )
ترجمه: امام ابوحنيفه تقي، نقي، زاهد، عالم و زبانش بسيار راستگو و با حافظه‌ترين اهل زمان خودش بود، من با هر كسي كه از اهل زمان او برخورد كردم شنيدم كه مي‌گفت : وي از او شخصي فقيه‌تر نديده است. عبدالله بن المبارك : قال ابن المبارك رحمه الله : غلب أبوحنيفة الناس بالحفظ ، و الفقه ، و الصيانة و شدّة الورع . (مناقب موفق ، ص ۱۸۴)
ترجمه: امام ابن المبارك گفت : امام ابوحنيفه از مردم با حفظ، فقه و صيانت و شدّن ورع غالب بود. امير المؤمنين في الحديث امام شعبه : امام صيمري با سندش از خالد بن الحارث روايت كرده است كه او گفت : از شعبه شنيدم كه او گفت : «وكان(‌أبوحنيفة) – و اللهِ – حسن الفهم جيّد الحفظ …». (أخبار أبي حنيفة و أصحابه ، ص ۹) … به خدا سوگند كه امام ابوحنيفه فهمش خوب و حافظه‌اش جيّد بود. مفتي مكه مكرمه علامه ابن حجر هيتمي شافعي نيز نوشته است : «وقال شعبة أيضا : ” كان – والله – حسن الفهم جيد الحفظ ” ». الخيرات الحسان في مناقب أبي حنيفة النعمان ” ص (۳۲)
ترجمه:
به خدا سوگند كه امام ابوحنيفه فهمش خوب و حافظه‌اش جيّد بود ابن خلكان :
ابن خلكان : مثل هذا الإمام لايشك في دينه و لا في ورعه ، و لا في حفظه (تاريخ ابن خلكان ، ج۲ ، ص ۱۶۵)

ترجمه: در دين ، ورع و حفظ اين امام شكي وجود ندارد. واين است شخصيت امام ابوحنيفه رحمه الله در حديث و فقه نه آن چه با سند ضعيف و جعلي در تاريخ بغداد نوشته‌شده است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن