اولین و بزرگترین مرکز پاسخ به شبهات غیرمقلدین فارسی زبان
.

«التحقيق الوجيز في مسئلة التعويذ(۴)

«التحقيق الوجيز في مسئلة التعويذ(۴)

سوره هاي معوّذتين هم جهت تعوّذ و پناه گرفتن به خداوند متعال نازل شدند.كه يك نفر يهودي رسول اللّٰه صلي الله عليه و آله و سلم را جادو كرد. الله سبحانه و تعالي براي ابطال آن جادو معوّذتين را نازل فرمود.

۴.دليلي ديگر اين آيه ى كريمه است:{فِیهِ شِفَاءُ لِلنّاسِ}.(۱)

اقوال مفسران در تفسير آيه ى فوق صاحب تفسير «روح المعاني»نوشته است كه:در [مرجع]ضمير(«فيه»)دو توجيه هست:الف).[مرجع ضمير«عسل» است؛]براي انسان ها در عسل شفا هست.گرچه اين توجيه أصحّ است،اما توجيهي ديگر هم هست و آن اين كه:

(ب).[مرجع ضمير«قرآن» است؛]در قرآن براي انسان ها شفاي بيماري هاي معنوي و جسماني وجود دارد.قال و نقل عن مجاهد و الضحاك و الفراء و ابن كيسان و هو رواية عن إبن عبّاس رضي الله عنه و الحسن رحمه الله ان ضمير فيه للقرآن و المراد أنّ في القرآن شفاء للأمراض الجهل و الشّرك و هديً و رحمة.و استحسن ذلك إبن النّحاس إلي أن قال نعم كون القرآن شفاء ممّا لا كلام فيه.و قد أخرج الطبراني و غيره عَن ابن مسعود رضي الله عنه عَلَیکُم بِالشِّفَاءَینِ العَسَلِ وَ القُرآنِ.(۲)

ترجمه: مجاهد و ضحاك و فراء و ابن كيسان و ابن عباس رضي الله عنهم در روايتي و حسن رحمه الله مي گويند: مرجع ضمير در اين جا قرآن است يعني در قرآن شفاي بيماري هاي معنوي جهل و شرك وجود دارد و هدايت و رحمت موجود است(براي مردم).امام ابن نحاس رحمه الله اين قول را پسنديده است و در ادامه مي گويد:اين كه قرآن شفائي هست در اين هيچ بحثي نيست.چنان كه عبدالله بن مسعود رضي الله عنه فرموده است: لازم بگيريد شفائين:يعني عسل و قرآن را.

و قال الامام ابن كثير رحمه الله:و قال مجاهد و ابن جرير في قوله «فِیهِ شِفَاءُُ لِلنّاسِ» يعني القرآن و هذا قول صحيح في نفسه و لكن ليس هو الظاهر ههنا عن سياق الآية…».(۳)

ترجمه:إمام ابن كثير رحمه الله در تفسير آيه ى «فِیهِ شِفَاءُُ لِلنّاسِ»بہ نقل از مجاھد و ابن جریر رحمه الله مي گويد:اين كه مرجع ضمير قرآن باشد به جاي خود سخني درست است،اما در اين محل ظاهر قضيه چنين نيست به دليل سياق آيه.قال الإمام أبوعبداللّه محمد بن يزيد بن ماجة القزويني في سننه:حَدَّثَنَا عَلِیُّ بنُ سَلَمَةَ حَدَّثَنَا زَیدُ بنُ الحبَابِ حَدَّثَنَا سُفیَانُ عَن أَبِي إِسحَقَ عَن أَبِي الأَحوَصِ عَن عَبدِ اللّه رضی الله عنه قَالَ: قَالَ: رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و سلم عَلَیکُم بِالشِّفَاءَینِ العَسَلِ وَ القُرآنِ.(۴)

ترجمه:امام ابن ماجه با سند خود از عبدالله رضي الله عنه روايت مي كند:رسول اللّه صلي الله عليه و سلم فرمود:دو تا شفاء -عسل و قرآن-را بر خود لازم گيريد.و اسناد اين حديث جيّد است.فقط ابن ماجه رحمه الله آن را مرفوعاً آورده است.عن أمير المؤمنين علي إبن أبي طالب رضي الله عنه أنّه قال ان اراد أحدكم الشفاء فليكتب آية من كتاب اللّٰه في صحفة و ليغسلها بماء السماء و ليأخذه من امرأته درهماً عن نفس منها فليشتر به عسلاً فليشربه كذلك فانه شفاء… .(۵)

ترجمه:از علي ابن ابي طالب رضي الله عنه منقول است:هرگاه يكي از شما مي خواهد بهبودي حاصل كند، پس يك آيه از كتاب اللّٰه در ظرفي بنويسد و آن را با آب آسمان بشويد و از همسر خود با طيب خاطرش درهمي گيرد و با آن مقداري عسل خريد كند و به همين ترتيب عسل را بنوشد، پس همانا عسل خوردن سبب شفا هست.

امام أبوعبداللّه محمد بن أحمد انصاري قرطبي رحمه الله در تفسير «الجامع لأحكام القرآن» چنين تحرير كرده اند:«في قوله تعالي{فِیهِ شِفَاءُُ لِلنّاسِ}دليل علي جواز التعالج بشرب الدواء و غير ذلك خلافاً لمن كره من جلّة العلماء و هو يرد علي الصوفية الذين يزعمون ان الولاية لا تتم الا إذا رضي بجميع ما نزل به من البلاء و لا يجوز له مداواة… .

ترجمه:امام قرطبي رحمه الله در تفسيرش تحت آيه ى {فِیهِ شِفَاءُُ لِلنّاسِ}مي نويسد:اين آيه دليل است بر جواز معالجه و تداوي با نوشيدن دارو و غيره است بر خلاف نظريه ى علماي بزرگي كه آن را مكروه داسته اند و اين آيه اشكال وارد مي كند بر نظريه آن دسته از صوفيه كه مي گويند:ولايت كامل نمي شود مگر آن كه شخص به همه ى مصايب و بلاهايي كه بر وي فرود مي آيند كاملاً راضي باشد و برايش استفاده كردن هيچ دارويي جايز نيست.روي الصحيح عَن جَابِرٍ رضی اللّه عَنه عَن رَسُول اللّه صَلَّی اللّه عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ لِکُلِّ دَاءٍ دَوَاءُ فَإِذَا أُصِیبَ دَوَاءُ الدَّاءِ بَرَأ بِإِذنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.(۶)

ترجمه:رسول اللّه صلي الله عليه و سلم فرمود:هر بيماري درمان خاصي به خود دارد پس هرگاه درمان آن بيماري بدان برسد،بيماري به إذن خداوند متعال بهبود مي يابد.روي أبوداود و الترمذي عَن أُسَامَةَ بنِ شَرِیکٍ قَالَ:قَالَت الأَعرَابُ یَا رَسُولَ اللّه أَلَا نَتَدَاوَی قَالَ نَعَم یَا عِبَادَ اللّٰه تَدَاوَوا فَإِنَّ اللّٰه لَم یَضَع دَاءً إِلَّا وَضَعَ لَهُ شِفَاءً أَو قَالَ دَوَاءً إِلَّا دَاءً وَاحِداً قَالُوا یَا رَسُولَ اللّٰه وَ مَا ھُوَ قَالَ الھرَمُ.(۷)واللفظ للترمذي و قال حديث حسنُ صحيح.

ترجمه:اسامه بن شريك رضي الله عنه مي گويد باديه نشينان(عرب)گفتند:يا رسول الله!آيا(بيماران مان را)مداوا نكنيم؟آن حضرت صلي الله عليه و سلم فرمود:بله اي بندگان خدا (بيماران تان را)درمان كنيد،زيرا خداوند هيچ دردي را قرار نداده مگر اين كه شفايي و يا دارويي براي آن گذاشته است مگر يك بيماري،عرب هاي باديه نشين عرض كردند:يا رسول اللّه صلي الله عليه و سلم آن بيماري چيست؟پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم فرمود:آن پيري هست. الفاظ حديث از«سنن ترمذي»است،و مي فرمايد:حديث حسن و صحيح مي باشد.و روي عَن أَبِی خُزَامَةَ عَن أَبِیهِ قَالَ سَأَلتُ رَسُولَ اللّه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فَقُلتُ یَا رَسُولَ اللّه أَرَأَیتَ رُقًی نَستَرقِیھَا وَ دَوَاءً نَتَدَاوَی بِهِ وَ تُقَاةً نَتَّقِیھَا ھَل تَرُدُّ مِن قَدَرِ اللّه شَیئًا قَالَ ھِیَ مِن قَدَرِ اللّه.(۸)

قال حديث حسن و لا يعرف لأبي حزامة غير هذا الحديث إلي أن قال: و الأحاديث في هذا الباب أكثر من أن تحصي و علي إباحة التداوي و الاسترقاء جمهور العلماء.

ترجمه:ابو خزامه رضي الله عنه از پدرش روايت مي كند:از رسول الله صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ پرسيدم يا رسول الله!خبرم بده!آيا تعويذ و افسوني كه از يكي بخواهيم و دارويي كه با آن خودمان را معالجه كنيم و احتياط و تدبيري كه از آن كار بگيريم آيا از تقدير خداوند چيزي را مي تواند برگرداند؟آن حضرت صَلَّی اللّٰهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود:اين هم از تقدير خداوند است.در آخر مي گويد:روايات در اين باره فراوان اند.

نظريه جمهور علماء بر اباحت و جايز بودن تداوي و استرقاء مي باشد.

روي أن ابن عمر رضي الله عنه اكتوي من اللقوة و رقي من العقرب و عن ابن سيرين ان ابن عمر رضي الله عنه كان يسقي ولده الترياق… .(۹)

منقول است:ابن عمر رضي الله عنه جهت بيماري فلج از داغ استفاده كرده است.و از نيش زدن كژدم از تعويذ -زباني-استفاده كرده است.

از ابن سيرين رحمه الله منقول است:ابن عمر رضي الله عنه (جهت معالجه)به پسرش ترياق خورانده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱.نحل:آیه۶۹.

۲.تفسير روح المعاني:۱۸۶/۱۴،و هكذا في تفسير الكبير:۷۲/۲۰،سنن ابن ماجه:۲۵۶/۱۰.

۳.روح المعانی:۵۷۵/۲.

۴.سنن ابن ماجه:۲۵۶/۱۰.

۵.سنن إبن ماجه:۵۷۶/۲و قریبه فی المظھر:۳۵۴/۵،و مثله فی المعارف:۲۵۴/۵،و ھکذا فی درّالمنثور:۱۲۲/۴.

۶.صحیح مسلم:۲۱۱/۱۱.

۷.سنن ترمذی:۳۴۹/۷.

۸.سنن ترمذی:۳۹۷/۷.

۹.الجامع لأحکام القرآن:۱۳۸/۱،و مثله بالترجمة في المعارف:۳۵۵/۵.

ادامه دارد…

تمامی حقوق برای سایت راه حقیقت محفوظ است(ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد)پاسخ به شبهات غیرمقلدین,پاسخ به شبهات سلفی,پاسخ به شبهات وهابی.