اولین و بزرگترین مرکز پاسخ به شبهات غیرمقلدین فارسی زبان
.

التحقيق الوجيز في مسئلة التعويذ(۶)

تعويذ» و «رقيه» در روشني حديث

۱.حديث زير-كه الفاظ آن از دارقطني هستند-در تمام صحاح روايت شده است:

«عَن أَبِی سَعِیدٍ الخدرِیِّ رضی اللّه عنه قَالَ بَعَثَنَا رَسُولُ اللّٰه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فِی سَرِیَّةٍ ثَلاثِینَ رَاکِباً قَالَ:فَنَزَلنَا عَلَی قَومٍ مِنَ العَرَبِ فَسَأَلنَاھُم أَن یُضَیِّفُونَا فَأَبَوا قَالَ فَلُدِغَ سَیِّدُ الحیِّ فَأَتَونَا فَقَالُوا أَفِیکُم أَحَدُُ یَرقِی مِنَ العَقرَبِ قَالَ قُلتُ نَعَم أَنَا وَلَکِن لَا أَفعَلُ حَتَّی تُطُونَا.فَقَالُوا فَإِنَّا نُعطِیکُم ثَلَاثِینَ شَاةً قَالَ فَقَرَأتُ عَلَیهِ الحَمدُ للّٰهِ رَبِّ العَالَمِینَ سَبعَ مَرَّاتٍ فَبَرَأَ.(۱)

ترجمه:ابو سعيد خدري رضي اللّه عنه مي گويد:رسول اللّٰه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ جمعي از ما را در يك «سريه» كه متشكل از ۳۰نفر بود گسيل داشت،مي گويد:كنار قبيله اي از قبايل عرب منزل گرفتيم و از آنان درخواست پذيرايي كرديم ولي آنان مهماني مان نكردند.مي گويد:در اين اثناء بود كژدمي سردار آن قوم را گزيد و او را جهت معالجه پيش ما آوردند و اظهار داشتند:آيا از ميان شما كسي هست تعويذ عقرب را مي داند.در روايت ابن قنه آمده است:گفتند بادشاه از درد آن داشت جان مي داد ابو سعيد رضي الله عنه مي گويد:گفتم:بله من تعويذ آن را مي دانم اما معالجه اش نخواهم كرد تا مرا (مزد)ندهيد،آن ها جواب دادند كه به شما ۳۰ گوسفند مي دهيم ابو سعيد رضي اللّه عنه مي گويد:سوره فاتحه را ۷ مرتبه خواندم و بر او دميدم به اذن خداوند متعال بهبود يافت.و في رواية سليمان بن قنة عن أبي سعيد رضي اللّه عنه فافاق و برأ فبعث إلينا بالمنزل و بعث إلينا بالشاء فأكلنا الطعام أنا و أصحابي و أبوا ان يأكلوا من الغنم حتّي أتينا رسول اللّه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فأخبرته الخبر فقال و ما يدريك انها رقية قلتُ يا رسول اللّه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ شيئُُ القي في روعي قال كلوا و أطعمونا من الغنم أخرجه في كتاب السنن.

ترجمه:در روايت سليمان بن قنه آمده است:ابو سعيد رضي الله عنه مي گويد:او پس از تعويذ خواندن و دميدنم به هوش آمد و بهبود يافت و ما را جهت صرف شام به خانه اش برد غذا خورديم ولي همراهانم از گرفتن گوسفندان اباء كردند؛تا آن كه به محضر آن حضرت صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ آمديم و جريان را برايش توضيح دادم.آن حضرت صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود:تو چه مي دانستي سوره ى فاتحه تعويذ است؟!گفتم چيزي بود كه به دلم خطور كرد اي رسول خدا.فرمود:بگيريد گوسفندان را و به ما هم سهمي بدهيد.

و خرّج في كتاب المديح من حديث سري بن يحيي قال حدثني المعتمر بن سليمان عن ليث بن أبي سليم عن الحسن عن أبي امامة عن رسول اللّه صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ انه قال:ينفع بإذن اللّه تعالي من البرص و الجنون و الجذام و البطن و السلّ و الحمي و النفس ان تكتب بزعفران أو بمشق يعني المغرة…

ترجمه:از رسول خدا صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ منقول است:به حكم و دستور خداوند مفيد واقع مي شود براي معالجه ى بيماري هاي برص،جنون،جذام،درد شكم،بيماري سل،تب،و بيماري نفس تنگي؛اين كه بر كاغذي با زعفران يا با گل سرخ اين دعاء نوشته شود.

أعوذ بكلمات اللّه التّامات و أسمائه كلّها عامّة من شرّ السامة و العامة و من شرّ العين الآمة و من شرّ حاسد إذا حسد و من أبي فروة و ما ولد… .

۲-و روي البخاري عَن عَائِشَةَ أَنَّ النَّبِیُّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ کَانَ یَنفُثُ عَلَی نَفسِهِ فِی المَرضِ الَّذِی مَاتَ فِیهِ بِالمُعَوِّذَاتِ فَلَمَّا ثَقُلَ کُنتُ أَنفِثُ عَلَیهِ بِھِنَّ وَ أَمسَحُ بِیَدِ نَفسِهِ لِبَرَکَتِھَا.فَسَأَلتُ الزُّھرِیَّ کَیفَ یَنفِثُ قَالَ کَانَ یَنفِثُ عَلَی یَدَیهِ ثُمَّ یَمسَحُ بِھِمَا وَجھَهُ.(۲)

ترجمه:عايشه رضي اللّه عنها مي گويد:آن حضرت صَلَّی اللّٰهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ در مرض وفاتش معوذات را خواند و بر خود مي دميد.وقتي كه بيماريش شدت گرفت من با خواندن معوذات بر او مي دميدم و با دست خودش بدنش را مي ماليدم چون دست مبارك آن حضرت صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ داراي بركت بود.راوي مي فرمايد:از زهري رحمه الله پرسيدم چگونه مي دميد؟زهري رحمه الله گفت:روي دو دستش پف مي كرد و آن ها را بر چهره اش مي ماليد.

۳-و روي مالك عن ابن شهاب عن عروة عن عائشة رضي الله عنها أن رسول اللّه صَلَّی اللّٰهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كان إذا اشتكي قرأ علي نفسه المعوّذتين و تفل أو نفث.

ترجمه:عايشه رضي اللّه عنها مي فرمايد:هرگاه آن حضرت صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ ار دردي شكايت داشت معوذتين را مي خواند و همراه با اندكي آب دهان يا بدون آب دهان بر خود دميد.

قال الطبري رحمه الله :«و إذا جاز الرقي بالمعوّذتين و هما سورتان من القرآن كانت الرقية بسائر القرآن مثلهما في الجواز اذ كله قرآن».

ترجمه:طبري رحمه الله مي فرمايد:وقتي استشفاء و استرقاء به معوذتين كه آن ها دو سوره از قرآن هستند جايز مي باشد پس استرقاء و استشفاء به ساير آيات قرآن در جواز يكسان است چون كه همگي قرآن است.و روي عنه عليهِ السّلام أنه قال:«شفاء أمّتي في ثلاث آية من كتاب اللّه أو لعقة من عسل أو شرطه من محجم.

ترجمه:از آن حضرت صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ روايت شده است:شفاي امتم در سه چيز گذاشته شده است؛در خواندن آيات قرآن،در خوردن عسل و در حجامت كردن.و قال رجاء الغنوي رحمه اللّه:«و من لم يستشف بالقرآن فلا شفاء له.

ترجمه:رجاء غنوي رحمه اللّه مي گويد:هر كس به وسيله قرآن شفا طلب نكند.ديگر هيچ شفايي برايش نيست.

حديث دوم:در «عمدة القاري» شرح صحيح بخاري(۳) و در «فتح الباري» شرح صحيح بخاري(۴)حديث اول در:«عمدة القاري» شرح صحيح بخاري(۵) و در «فتح الباري» شرح صحيح بخاري.(۶)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱-دار قطني:۳۲۵/۷.

۲-صحيح بخاري:۱۱/۱۸.

۳-عمدة القاري:۲۶۲/۲۱.

۴-فتح الباري:۳۰۵/۱۲.

۵-عمدة القاري:۲۶۳/۲۱.

۶-فتح الباري:۳۰۷/۱۲.

تمامی حقوق برای سایت راه حقیقت محفوظ است(ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد)پاسخ به شبهات غیرمقلدین,پاسخ به شبهات سلفی,پاسخ به شبهات وهابی.