پاسخ کوبنده برهرزه گوینده

پاسخ کوبنده بر هرزه گوینده(۹)

بخش نهم هفتمین شاگرد امام بزرگوار حافظ حدیث مکی بن ابراهیم خراسانی است ایشان علاوه برامام جعفر، بهزبن حکیم، ابن جریج وغیره علم حدیث را نزد امام ابوحنیفه رحمه الله نیز فراگرفته اند وجزواصحاب ابوحنیفه نیز هستند.
ابن سعددرباره وی می گوید:ثقة ثبت》.امام دارقطنی می نویسد:ثقة مأمون 》.شخص امام أحمد،امام بخاری، یحیی بن معین وغیره ازایشان علم حدیث را حاصل نموده اند.جای تعجب این جاست وقتی که اصحاب ابوحنیفه درعلم حدیث بصیرت وتخصص ندارندپس چگونه این بزرگواران مکی بن ابراهیم را شیخ خود قراردادند.
هشتمین شاگرد امام ابوحنیفه رحمه الله امام زفربن هذیل عنبری است .حافظ ذهبی درکتاب گرانسنگ اش میزان متعلق به ایشان می نگارد: ازمیان فقهاء یک فقیه واز عابدان یک عابد وصدوق بود》.ابن معین وتعدادزیادی ازمحدثین ایشان را توثیق نموده انداحدالفقهاءوالعباد وثقه غيرواحد وإبن معين》.
آری! امام زفریکی ازشاگردان رشید امام ابوحنیفه رحمه الله است. چرا امام ذهبی این قدر ایشان را می ستایند؟شایدعلامه ذهبی ویحیی بن معین وغیره خبرنداشتند که وی شاگرد امام ابوحنیفه است ودرفن حدیث تخصص ومهارت ندارد وگرنه ایشان را صدوق وثقه نمی گفتند.
محدثان بلند پایه ای مانند :شعبه ، لیث بن سلیم ، نضر بن شمیل، عبدالله بن مبارک، فضیل بن عیاض ابوداود طیالسی،حفص بن غیاث، یحیی بن ابی زائده، اسد بن عمرو، یحیی بن زکریاوغیره درعلم حدیث شاگرد امام ابوحنیفه بودندوآنهارا اصحاب ابو حنیفه می گویند آیااین بزرگواران دررشته حدیث آگاهی داشتندیاخیر؟
اگرمهارت وکارشناسی این نخبگان درعلم حدیث انکارشود قیامت برپاخواهدشد معترض تامل نموده پاسخ دهند.
جهت توسعه معلومات خوانندگان اسامی برخی ازشاگردان محدث امام ابوحنیفه را ردیف نمودم.نیزدرمورد این قول امام احمد بایستی تامل شودکه تاچه حدصحت دارد.
چهارم اینکه این قول امام احمد با آن قولش که امام ابویوسف را تعریف می کند(ابویوسف درعلم حدیث منصف وپایبند سنت بود) منافات دارد.
پنجم: این قول امام احمد باقول یحیی بن معین نیزمنافی است که حافظ بن عبدالبردرکتابش (جامع العلم) آنراازمقدمه کتاب عقودالجواهرالمنیفه نقل نموده است.وی فرمودند:برخی از اصحاب مادرحق امام ابوحنیفه و شاگردانش افراط وزیاده روی می کنند کسی ازیحیی بن معین پرسید آیا امام ابوحنیفه رحمه الله دروغ می گفت؟ فرمودند:خیرایشان خیلی فهمیده وباهوش بودند.
.《روی عباس بن محمد الدوری قال سمعت یحیی بن معین یقول:اصحابنایفرطون فی ابی حنيفة وأصحابه فقيل له أكان أبو حنيفة يكذب ؟ قال:كان أنبل من ذالك》عقودالجواهرالمنیفه ص۱۸٫ازین قول معلوم می شود کسی که نسبت به یاران امام ابوحنیفه لب گشایی کنددرواقع زیاده روی کرده زیرا آنها اینگونه نبودندلذا قول امام احمد معتبرنیست.
ششم :ازآنجایی که معاصرت ، منافرت دربردارد(المعاصرةتوجب المنافرة) لذا جرح معاصر درموردمعاصردیگرمقبول نیست
پس این جرح امام احمد پذیرفته نخواهدشدچون هم عصراصحاب ابوحنیفه هستند.چنانکه قبلا بیان گردید نزدامام ابویوسف واسدبن عمرووغیره حدیث خوانده اند.حافظ ذهبی درکتاب تذکره الحفاظ در خصوص امام ابویوسف می نویسد:《سمع هشام بن عروة وأباإسحق الشيباني وعطاءبن السائب وطبقتهم وعنه محمد بن الحسن الفقيه وأحمد بن حنبل 》.دررابطه بااسدبن عمرو بصراحت بیان شده که ایشان از طبقات حنفیه است پس ثابت شد که امام احمدمعاصراصحاب ابوحنیفه است. بنابراین جرح وی معتبرنیست . معلومأن مجرد قول الخصم في خصمه لايوجب القدح في واحد منهما فهذاكلام أحدالمتشاجرين في اﻵخر . (منهاج السنة). قول أﻷقران بعضهم في بعض غير مقبول وقد صرح الحافظان الذهبي وإبن حجر بذالك ولاسيما إذالاح انه لعداوة أولمذهب أولحسد لاينجوا منه إلا من عصمه الله قال:الذهبي وماعلمت إن عصر أسلم أهله من ذالك إلاعصرالنبيين والصديقين . (خيرات حسان)
ترجمه:حافظ بن حجرمکی درکتاب خیرات حسان می گوید:
کلام اقران و معاصرین درباره هم عصرانشان معتبرنیست .حافظ ذهبی وابن حجر عسقلانی نیزاین مطلب را صراحتا بیان نموده اندخصوصا وقتی که مشخص شوداین کلام (جرح) بخاطرعداوت یا اختلاف مذهب یا حسادت بوده است آنگاه آن کلام وجرح بطور کلی فاقداعتباراست .زیراحسدیک نوع بیماری است که هیچ کسی ازآن سالم بدرنمی رودمگرکسی راکه خدا اورامصون ومحفوظ بدارد.حافظ ذهبی می افزاید:طبق علم من بجزازعصروزمان انبیاء وصدیقین ، مردم هیچ زمانی دیگرازبیماری حسدمصون نمانده اند. پس اینجاهم ممکن است که کلام  بخاطراختلاف مذهب یاعداوت وحسدباشد لهذا استدلال ازاین قول امام احمددرست نیست وبراصحاب امام ابوحنیفه رحمه الله تعالی هیچ تاثیری نمی گذارد.
ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن