عقیده

مسئـــــله عقیـــــده(بخش ۶)

❊تعریف حدیث صحیح.
«والصَحیِحُ ماثَبَتَ بِنقْلِ عَدلٍ تامِ الضَبْطِ مُتَصلِ السَندِ غَیرِ معلّلٍ وَلاشاذٍ»(۱)
حدیث صحیح آن است که ثابت شود ازیک راوی عادل با حافظه ی قوی، سند حدیث متصل باشد ودرآن هیچ علت پوشیده ای نباشد وشاذ هم نباشد.
درشرائط حدیث صحیح، این شرط افزوده شده است که ازعلت خفیه خالی باشد. بسیاری ازاحادیث هستند که از علت خفیه خالی اند لیکن امام بخاری آنها را روایت نکرده است.وبسیاری ازاحادیث هستند که امام بخاری از آنها استفاده کرده است لیکن امام العلل دارقطنی درآن روایات علت پوشیده را مشخص کرده است.
❋مدارِصحّت حدیث صرفا سندنیست❋
بدین جهت محدثین تصریح نموده اند باوجود صحّت سند،گاهی متن صحیح نمی باشد. علامه ابن کثیرمی فرماید:« صِحّةُ السَندِ لایَستَلْزِمُ صِحّةَ المَتنِ، وَصحّة المَتنِ لایستلزِمُ صحّةَ السّندِ » ‌(۲)
علامه ابن جوزی رحمه الله می فرماید:«وقَدْ یَکونُ الٳسنادُ کُلّه ثِقاتٌ، ویَکونُ الحَدیثُ موضوعاً أو مَقلوباً أو قَدْ جری فِیه تدلِسٌ، وهذا أصعَبُ الأحوالِ ولایَعرفُ ذالک ٳلّا النقّاد» (۳)
صحیح بودن سند حدیث، مستلزم این چیز نیست که متن آن نیزصحیح است. وهمچنین صحیح بودن متن حدیت، مستلزم این چیزنیست که سند آن صحیح است. چون بسا اوقات سندصحیح نیست ولی متن صحیح است، وگاهی سند کاملا درست است اما متن درست نیست.
بنابراین فقط صحّت سند، ملاک نیست بلکه علل خفیشناسایی شوند. و این علت را محدثین طبق نظرخویش تعیین می نمایند وفقهآء مطابق باشیوه ی خود آن را مشخص می کنند.
باز درمیان محدثین یک محدّث علت پوشیده را شناسایی می کند ودیگری آن را خالی ازعلت  دانسته صحیح قرارمی دهد.
معلوم گردید که صحیح گفتن یک محدّث،حدیثی را،  این ازامور ظنیه واضافیه می باشد ودرقطعیات این طورنمی باشد.
❋درتعیین علّت دیدگاه فقهاء معتبراست❋
درمورد شناسایی علت پوشیده حدیث،ما اقوال فقهاء را اعتبار می کنیم، اگرفقیه درحدیثی علت خفیه را تعیین کرد پس همان معتبراست، اگرچه برخی فقط ازاقوال محدثین ،علت را مشخص می کنند البته هر گروهی براصول خود پایبند است ونمی توانددیگران را براصول خود ملزم کند.
ازاین رو ما از نظرات هردو طیف محدثین وفقهاء،علت غامضه وپوشیده را تعیین می کنیم و هنگام تعارض بین قول محدث وفقیه، نظرفقیه را ترجیح می دهیم.
❊فقهاء مطلب حدیث رابیشتردرک می کنند❋
چنانکه امام ترمذی می فرماید:«الْفُقَهَاءُ وَهُمْ أَعْلَمُ بِمَعَانِي الْحَدِيثِ » (۴)معنی ومفهوم حدیث را فقهاء بیشتر می دانند.
امام حاکم می فرماید:«أخبرنا أبوالطیّب محمدبن أحمدالمذکر،حدثّنا ٳبراهیم بن محمدالمروزی ،حدثّنا علی بن خشرم قال:قال لنا وکیعٌ: أی الٳسنادینِ أحبّ ٳلیکُم الأعمش عن أبی وائل عن عبداللّه ، أوسفیان عن منصور عن ٳبراهیم عن علقمة عن عبداللّه ؟
فقلنا:الأعمش عن أبی وائل،فقال:سبحان الله ! الأعمش شیخ، وأبووائل شیخ، وسفیان فقیه،ومنصور فقیه،وٳبراهیم فقیه،وعلقمة فقیه،وحدیث یتداوله الفقهاء خیرمن أنْ یتداوله الشیوخ‌»(۵)
علی بن خشرم می گوید:وکیع ازماپرسید  کدام یک از این دوسند نزد شماپسندیده است؟
۱)-أعمش عن أبی وائل عن عبداللّه.
۲)-سفیان عن منصورعن ٳبراهیم عن علقمة عن عبدالله.
مادرپاسخ گفتیم که:أعمش عن أبی وائل…را پسند می کنیم که زنجیره روات و واسطه اش کم است.
وکیع فرمود:سبحان الله !أعمش محدّث است ابوائل نیزمحدّث است.
امادرسند دوم:سفیان ، منصور ، ابراهیم نخعی وعلقمه همگی فقیه هستند.
وحدیثی که سلسله راویان آن فقهاء باشند بسیار وزین تر وعالی ترهست به نسبت حدیثی که زنجیره راویان آن فقط محدثین باشند.
﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌
۱)-نخبة الفکرص۲۱-۳۰
۲)-الباعث الحثیث ۳۶
۳)-الموضوعات لابن الجوزی۶/۱
۴)-سنن ترمذی أبواب الجنائز۱۹۳/۱
۵)-معرفة علوم الحدیث للحاکم ۴۹
ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 1 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن