مسئله تراویح

ٳثبـــــات بیست رکعت نماز سنّت تراویــــــــــح (۳)

ٳثبـــــات بیست رکعت نماز سنّت تراویــــــــــح. بخش (۳)
تعداد رکعات نماز تراویح نبی اکرم
حضرت رسول اکرم صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بیست رکعت نماز تراویح می خواندند. از حضرت عبد الله بن عباس رضی الله عنهما روایت است:
إِبْرَاهِيمُ ابن عُثْمَانَ عَنِ الْحَكَمِ عَنْ مِقْسَمٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يُصَلِّي فِي رَمَضَانَ عِشْرِينَ رَكْعَةً وَالْوِتْرَ.
ترجمه: رسول خدا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ در رمضان المبارک بیست رکعت تراویح و وتر می خواندند.
مصنف ابن ابي شيبة: ۲/۱۶۴ حديث ۷۶۹۲ /المعجم الاوسط للطبراني: ۵/۳۲۴ حديث ۵۴۴۰ /المعجم الکبير للطبراني: ۱۱/۳۹۳ حديث ۱۲۰۲ /المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص ۲۱۸ حديث ۶۵۳ /السنن الکبري للبيهقي: ۲/۶۹۸ حديث ۴۲۸۶ /المطالب العالية لابن حجر: ۴/۴۲۵ حديث ۵۹۸ /آثار السنن للنيموي مع التعليق الحسن: ص ۲۵۴/ إعلاء السنن للتهانوي: ۷/۸۲ حاشيه؛ باب التراويح /أدلة الحنفیة من الاحادیث/النبویة للبهلوی: ص ۲۲۷ حدیث ۶۱۴ /زجاجة المصابیح: ۱/۳۶۶ /فتح باب العنایة للقاری: ۱/ ۳۴۲

نظر اول بر این حدیث شریف:
این حدیث شریف سنداً حسن می باشد، اما مطابق با اصول حدیث در درجۀ صحیح قرار می گیرد. (تفصیل می آید).
إعلاء السنن للتهانوي: ۷/۸۲ /فتاوی دار العلوم دیوبند (عزیز الفتاوی): ۱/۲۶۲ /تجلیات صفدر از مولانا محمد امین صفدر اُوکارْوِی: ۳/۱۶۹
یکی از پیشوایان غیرمقلدین به نام شیخ ناصر آلبانی این حدیث شریف را در کتاب صلاة التراويح: ص ۲۲ خود به سبب سند آن (إِبْرَاهِيمُ ابن عُثْمَانَ عَنِ الْحَكَمِ عَنْ مِقْسَمٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ) ضعیف خوانده است.
اما این گفتار آلبانی از جملۀ باطل گوئی اوست، زیرا همین سندِ (إِبْرَاهِيمُ ابن عُثْمَانَ عَنِ الْحَكَمِ عَنْ مِقْسَمٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ) را او خودش در بسیاری جاهای دیگر که مضمون آنها موافق مسلک لامذهبان بوده حتی نه حسن بلکه صحیح دانسته است.
مثلاً:جامع الترمذی: حدیث ۱۰۲۶ أَبْوَابُ الْجَنَائِزِ، بَابُ مَا جَاءَ فِي القِرَاءَةِ عَلَى الجَنَازَةِ بِفَاتِحَةِ الكِتَابِ/سنن ابن ماجه: حدیث ۱۴۹۵ كِتَابُ الْجَنَائِزِ، بَابُ مَا جَاءَ فِي الْقِرَاءَةِ عَلَى الْجِنَازَةِ / صحیح المشکاة للالبانی: حدیث ۱۷۷۳
پس حتی برحسب قاعدۀ کلانسر غیرمقلدین، ناصر آلبانی، این حدیث شریف یقیناً صحیح می باشد. خداوند همه را از تعصُّبات دین سوز محفوظ بدارد. آمین.
این حدیث مطابق اصول احناف، کَثَّرَ اللهُ سَوَادَهُمْ در درجۀ حدیث متواتر قرار گرفته بعد از آن دیگر نیازی برای اسناد آن نمی باشد.
اولاً راویان این حدیث همگی ثقات هستند، الا «ابراهیم بن عثمان ابو شَیْبَه عَبْسِی» رحمه الله که راوی «مختلف فیه» می باشد.
بسیاری از محدثین او را ضعیف خوانده اند و بعضی او را توثیق و مدح و ثناء نموده اند چنانکه:امام شُعْبَه رحمه الله از وی روایت می کند، و امام شُعْبَه رحمه الله نزد محدثین بجز از راویان ثقه از دیگری حدیث نمی گیرد. قَدْ رَوَاهُ شُعْبَةُ وَهُوَ لَا يَحْمِلُ عَنْ مَشَايِخِهِ إلَّا صَحِيحَ حَدِيثِهِمْ.
فتح الباری فی شرح صحیح البخاری: ۱/۳۰۰ قَوْلُهُ بَابُ وُضُوءِ الرَّجُلِ
و اما آنکه شُعْبَه رحمه الله قبلاً چیزی دربارۀ امام ابراهیم بن عثمان ابو شَیبه رحمه الله گفته بود،
علامه ذَهبی رحمه الله جواب واضح و قانع کنندۀ آن را در سِیَر اعلام النبلاء داده است.
(سير أعلام النبلاء للذهبی: ۷/۲۲۱ شُعْبَةُ بنُ الحَجَّاجِ بنِ الوَرْدِ الأَزْدِيُّ العَتَكِيُّ)
و اگر جلد سوم تجلیات صفدر: ۱۷۳ تا ۱۸۶ دیده شود، در مورد رد کلام شُعْبَه رحمه الله و توثیق امام ابو شَیبه رحمه الله جای هیچ تردیدی باقی نخواهد ماند.
استاذ الاساتذۀ امام بخاری رحمه الله، حضرت یزید بن هارون رحمه الله که کاتب ومنشی قاضی ابراهیم بن عثمان ابو شَیْبَه بود، از او بسیار توصیف و تمجید می کرد، چنانکه می گوید:
مَا قَضَى عَلَى النَّاسِ رَجُلٌ، يَعْنِي فِي زَمَانِهِ، أعْدَلَ فِي قَضَاءٍ مِنْهُ.
ترجمه: در زمان او قاضی عادلتر از وی نگذشته است.
تهذيب الكمال في أسماء الرجال: ۲/۱۵۱
إِبْرَاهِيم بن عثمان بن خواستي العبسي امام ابن عدی جرجانی رحمه الله دربارۀ او می گوید که او احادیث درست دارد. وَلَهُ أحَادِیْثُ صَالِحَةٌ.
و سپس می افزاید: گرچه او را به ضعف منسوب کرده اند ولی احادیث وی از روایات «ابراهيم بن أبِي حَيَّه» بهتر می باشد.
وَهُوَ وَإنْ نَسَبُوْهُ إلَى الضَّعْفِ خَيْرٌ مِنْ إِبْرَاهِيْم بْنِ أَبي حَيَّةَ.
تهذيب الكمال في أسماء الرجال: ۲/۱۵۱
إِبْرَاهِيم بن عثمان بن خواستي العبسي
و دربارۀ وی، امام يحيي بن معين رحمه الله می گوید: شَیْخٌ ثَقَةٌ کَبِیْرٌ.
ترجمه: «ابراهيم بن أبِي حَيَّه» در روایت حدیث، شیخ ثقۀ بزرگ قدر است.
لسان المیزان لابن حجر العسقلانی: ۱/۲۷۱ /اعلاء السنن للتهانوی العثمانی: ۷/۸۲ باب التراویح
«ابراهيم بن أبِي حَيَّه» راوی «مختلف فیه» بوده و درجۀ احادیثش «حَسَن» می باشد، و چون درجۀ ابراهیم بن عثمان ابو شَیْبَه رحمه الله از او در حدیث بهتر است، پس قاعدتاً احادیث وی نیز یقیناً حد اقل از درجۀ «حَسَن» نازلتر نخواهد بود.
اعلاء السنن للتهانوی العثمانی: ۷/۸۲ باب التراویح
نظر دوم بر این حدیث شریف:
این حدیث گرچه سنداً «حَسَن» است اما مطابق اصول حدیث در درجۀ صحیح قرار می گیرد، چنانکه علامه سیوطی شافعی رحمه الله می نویسد:
– يُحْكَمُ لِلْحَدِيثِ بِالصِّحَّةِ إِذَا تَلَقَّاهُ النَّاسُ بِالْقَبُولِ وَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ إِسْنَادٌ صَحِيحٌ.
ترجمه: هنگامی که حدیثی را اُمت قبول نمود(وتعامل امت برآن انجام گرفت)، آن حدیث در درجۀ صحیح قرار می گیرد، گرچه سند صحیحی هم نداشته باشد.
تدریب الراوی للسیوطی: ۱/۶۶
بلکه مطابق اصول احناف چنانکه گفته شد مانند حدیث متواتر در درجۀ متواترات قرار می گیرد و بعد از آن دیگر نیازی بر نظر در اسناد آن نمی باشد.
زیرا از اصول علم الحدیث نزد احناف اینست که:
– ألْحَدِیْثُ إذَا تَلَقَّتْهُ الاُمَّةُ بِالْقَبُوْلِ، فَهُوَ عِنْدَنَا فِیْ مَعْنَی الْمُتَوَاتِرِ. (ص ۶۲) وَ مِنْ شَأنِهِ أنْ لَّا یشْترط عَدَالَةُ رِجَالِهِ. (ص ۳۲)
ترجمه: هنگامی که حدیثی را اُمت قبول نمود، آن حدیث نزد ما چون حدیث متواتر می باشد. و از خصوصیات حدیث متواتر یکی اینست که عدالت راویان آن دیگر شرط قبول آن نمی باشد.
قواعد فی علوم الحدیث للتهانوی العثمانی: ص ۶۲ و ۳۲
مثلاً کلمۀ اسلام «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُوْلٌ اللهِ» از هیچ روایتی ثابت نیست، اگرچه هر جزو آن جداگانه در قرآن آمده است، اما اینکه مجموعۀ هر دو، کلمۀ اسلام باشد، از هیچ روایتی ثابت نیست،
ولی چونکه تمامی اُمت بر آن تعامل و اجماع دارند، هیچ حاجتی برای مشاهدۀ سند آن نمی باشد.
تحفة الالمعی شرح سنن الترمذی: ۳/۱۸۶ و ۱۸۷
خلاصۀ کلام: اینکه این حدیث شریف مطابق اصول حدیث و «تلقی بالقبول اُمت» صحیح و حجت است.
ادامه دارد…

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن