اولین و بزرگترین مرکز پاسخ به شبهات غیرمقلدین فارسی زبان
.

آيابعد از وفات يکي از زوجين نکاح زن و شوهر از بين رفته و باهم حرام ميشوند؟»

نقدی برقاضی یکطرفه

غير مقلدان سؤالي در موضوع شستن مَرد ،زن مُرده‌اش را مطرح كرده اند و خود آن را يك طرفه جواب داده‌اند و مذهب حنفي را در اين باره ناصحيح جلوه داده‌اند

 

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحيم. الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و علي آله و صحبه و التابعين لهم بإحسانٍ إلي يوم الدين.

لذا نخست سؤال آنان نوشته و بعد جوابشان نقد مي‌شود – إن شاء الله تعالي-.

↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯

 

سؤالي كه مطرح كرده‌اند اين است :

« آيا اين واقعيت دارد که بعد از وفات يکي از زوجين نکاح زن و شوهر از بين رفته و باهم حرام ميشوند؟»

 

نقد: اين سؤال غير مقلدان اشتباه است ؛ زيرا حنفيان مدعي اين نيستند كه با مردن هر يكي از زوجين نكاح از بين مي‌رود، بلكه آنان مي‌گويند : فقط با مردن زن، نكاحش با شوهرش از بين رفته و شوهر حق دست زدن به او را در صورتي كه ديگر زن و محرمي داشته باشد، ندارد. اما با مردن مرد نكاح زن از بين نرفته و تا زماني كه در عدت است، زن او شمرده مي‌شود. از همين جهت است كه خرج ونفقه زن در مال شوهر متوفي و عدت گذراندنش در منزل اوست. و زن مي‌تواند شوهر مرده‌اش را غسل بدهد. لذا استدلال غير مقلدان از شستن زنان مر شوهران را بر شستن شوهران زنان را صحيح نمي‌‌باشد.

بنا بر اين عبارت « باهم حرام ميشوند» هم در سوال اشتباه است.

↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯

 

قول غير مقلد :

بر اساس راي حنفيه، زن هرگاه فوت کند ، از آن به بعد زن بر شوهرش نامحرم مي گردد و لذا مرد نمي‌تواند جسد مرده همسرش را غسل دهد. اگر به جز شوهرکسي نباشد كه او را غسل دهد،  شوهر  بايد  او  را  تيمّم  دهد.  ولي  مفاهيم  احاديث  خلاف‌گفته  آنان  را  اثبات  مي‌کند.

 

پاسخ حنفي :

غير مقلد كه ادعاي اجتهاد را دارد هنوز فرق زوجيت و محرميت را نمي‌داند.

اگر زنان شما غير مقلدان محرم‌هاي شما هستند ، بايد فوراً از آنان دوري كنيد كه ازدواج با محرم از نظر شرع اسلام جايز نيست.

با ازدواج زن و مرد آنان براي يكديگر حلال مي‌شوند اما محرم نمي‌شوند.

 

امّا اين قول غير مقلد كه « ولي مفاهيم احاديث خلاف گفته آنان را اثبات مي‌كند».

 

پاسخ حنفي : آقاي غير مقلد چنين حديث صريحي نياورده است كه در آن تصريح شده باشد كه مردان از افراد امت بعد از رسول صلي الله عليه و سلم مي‌توانند زنان مرده‌ي خويش را بشويند.

اگر چنين حديثي صريح و  معمول به غير مرجوح وجود دارد آن را ارائه دهند تا ما از مذهب خويش در اين مسأله دست كشيده مطابق با همان حديث عمل كرده و فتوا بدهيم.

 

⇦اين روايت هايي كه شما غير مقلدان ارائه داده‌ايد چنين چيزي را به اثبات نرسانيده‌اند كه آنان را باهم مورد بحث قرار خواهيم داد- إن شاء الله تعالي-.

↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯

 

قول غير مقلد :

اما فقهاءاتفاق  نظر دارند براينکه همسر مي‌تواند شوهرش را غسل دهد. امام احمد و ابوداود و حاکم بصورت صحيح از حضرت عايشه روايت‌کرده‌اند: «‌اگر آنگونه‌ که الان مي‌دانم قبلا مي‌دانستم‌، ‌کسي به جز زنانش جسدپيامبر صلي الله عليه و سلم را پس از فوت غسل نمي‌داد»‌.

 

پاسخ حنفي :

قبلاً بيان شد كه در مذهب حنفي زن مي‌تواند شوهرمرده‌اش را غسل دهد.

لذا معلوم مي‌شود كه غيرمقلدان بدون تحقيق و فقط از روي بغض مذهب حنفي را زير سؤال مي‌برند.

بنا براين نمی تواننداز احاديث شستن زن، شوهر مرده‌اش را، عليه مذهب حنفي استدلال كنند.

 

امّا حديث حضرت عائشه رضي الله عنها «‌اگر آنگونه‌ که الان (الآن) مي‌دانم قبلامي‌دانستم‌،‌کسي به جز زنانش جسد پيامبر صلي الله عليه و سلم را پس از فوت غسل نمي‌داد»‌.

 

اين را مي‌رساند كه علم صحابه از جمله معلم صحابه حضرت عائشه رضي الله عنها بر اين بود كه با مُردن زن شوهر نمي‌تواند او را بشويد و از حديث بعدي «ما ضرک لو مت قبلي فغسلتک و کفنتک ثم صليت عليک و دفنتک»

حضرت عائشه رضي الله عنها آن را حقيقت، نفهميده بلكه آن را بر مجاز حمل كرده است ; يعني دستور به شستن و انتظام غسل و كفن و دفن تو را مي‌دادم.

↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯

 

قول غير مقلد :

درباره  غسل  دادن  جسد  زن  از  طرف  همسرش  اختلاف ‌کرده‌اند،‌ که  جمهور  فقها  آن  را  جايز  مي‌دانند،  زيرا  روايت  شده  است‌که  حضرت  علي  فاطمه  دخت  پيامبر  و  همسرش  را  غسل  داد.  دارقطني  و  بيهقي  آن  را  نقل‌کرده‌اند.

 

پاسخ حنفي : آن چه در ذخيره‌ي احاديث آمده اين است كه شوينده‌ي مباشر حضرت فاطمه رضي الله عنها حضرت اسماء بنت عميس همسر حضرت ابوبكر صديق رضي الله بود كه مباشر شستن بود و حضرت علي فقط او را كمك مي‌كرد.

امام بيهقي روايت كرده است :

عن أسماء بنت عميس رضي الله عنها قالت : « لما ماتت فاطمة رضي الله عنها غسلتها و علي بن ابي طالب »

رواه البيهقي في المعرفة.

 

حضرت اسماء دختر عميس رضي الله عنها مي‌گويد : وقتي كه حضرت فاطمه رضي الله عنها وفات كرد من و حضرت علي رضي الله عنه او را شستيم.

❋در احاديث تصريحي نيامده است كه غسل‌دهنده‌ي مباشر حضرت علي رضي الله عنه بود.

 

حنفيه مي‌گويند : دلالت اين حديث (غسل دادن حضرت علي حضرت فاطمه رضي الله عنهما را) بر مطلوب ظاهر نيست؛ زيرا احتمال دارد كه كمك كردن حضرت علي حضرت اسماء رضي الله عنهما را غسل دادن تعبير كرده است.

علامه عثماني مي‌فرمايد : لما قال الشيخ : « إنه يحتمل المجاز من تسمية الإعانة علي الغسل و القيام به تغسيلاً» . فإذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.

اگر فرض كنيم كه خود حضرت علي رضي الله عنه، شخصا مباشر غسل دادن حضرت فاطمه‌ي زهرا رضي الله عنها بود باز هم استدلال از آن براي  دیگران جواز شستن مرد، زنِ مُرده‌اش را درست نيست؛ زيرا در احاديث تصريح شده‌است كه سبب و نسب رسول الله صلي الله عليه و سلم هيچ جا قطع نمي‌شود.

امام احمد رحمه الله روايت كرده است :

[ ۱۰۶۹ ] حدثنا محمد بن يونس ثنا المعلى بن اسد نا وهيب بن خالد عن جعفر بن محمد عن أبيه ان عمر بن الخطاب خطب إلى علي أم كلثوم فقال أنكحنيها فقال علي اني أرصدها لابن أخي جعفر فقال عمر انكحنيها فوالله ما من الناس أحد يرصد من أمرها ما أرصد فأنكحه علي فأتى عمر المهاجرين فقال ألا تهنئوني فقالوا بمن يا أمير المؤمنين فقال بأم كلثوم بنت علي وابنة فاطمة بنت رسول الله اني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول كل نسب وسبب ينقطع يوم القيامة إلا ما كان من سببي ونسبي فأحببت أن يكون بيني وبين رسول الله صلى الله عليه وسلم سبب ونسب .

(فضائل الصحابة لأحمد بن حنبل – ج ۱ / ص ۲۵)

 

حضرت جعفر صادق از پدرش حضرت محمد باقر روايت مي‌كند كه حضرت عمر بن خطاب رضي الله عنه ام كلثوم دختر حضرت علي رضي الله عنهما را از او خواستگاري كرده فرمود : او را در نكاح من درآور. حضرت علي رضي الله عنه فرمود : او را براي پسر برادرم حضرت جعفر طيار رضي الله عنه نگه‌داشته‌ام.

حضرت عمر رضي الله عنه فرمود : او را در نكاح من در آور، به الله سوگند كه هيچ كسي از مردم همانند من رعايت او را نخواهد كرد. لذا حضرت علي رضي الله عنه ام كلثوم رضي الله عنها را در نكاح حضرت عمر رضي الله عنه در آورد. حضرت عمر رضي الله عنه نزد مهاجرين تشريف برده و فرمود : آيا مرا مباركباد نمي‌گوييد؟ گفتند : مبارك باد براي چه چيزي؟ فرمود به : ازدواج ام كلثوم دختر علي و فاطمه دختر رسول الله صلي الله عليه و سلم.

⇩⇩  من از رسول الله صلي الله عليه و سلم شنيدم كه مي‌فرمود : «هر سبب و نسبي در روز قيامت قطع مي‌شود مگر سبب و نسب من» لذا من (عمر) خواستم كه بين من و بين رسول الله صلي الله عليه و سلم سبب و نسبي باشد.

لذا با وفات حضرت زهراء رضي الله عنها سبب و نسب حضرت علي منطقع نشده است.

پس بنا به تصريح اين حديث اسباب ازدواج ديگران منقطع مي‌شود مگر آن‌چه متعلق به رسول صلي الله عليه و سلم باشد.

لهذا شما غير مقلدان دليلي قوي تر و  صريح‌تر براي جواز غسل دادن مرد زن مرده‌اش را ، بياوريد.

↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯

 

قول غير مقلد :

از عايشه روايت است : (لو کنت استقبلت من أمري ما استدبرت ما غسل النبي صلي الله عليه وسلم  غير نسائه) «اگر آنچه را الان مي‌دانم قبلا مي‌دانستم، پيامبر صلي الله عليه وسلم  را کسي جز زنانش نمي‌شست». ابن ماجه

همچنين از عايشه(رضي الله عنها) روايت شده که گفت : (رجع إلي رسول الله صلي الله عليه وسلم  من جنازة بالبقيع، و أنا أجد صداعا في رأسي و أقول : وارأساه فقال : بل أنا و اراساه، ما ضرک لو مت قبلي فغسلتک و کفنتک ثم صليت عليک و دفنتک) «پيامبر صلي الله عليه وسلم  بعد از به خاک سپاري جنازه‌اي در بقيع، نزد من بازگشت، در حالي که  سردرد شديدي داشتم و مي‌گفتم : واي سرم، پيامبر صلي الله عليه وسلم  فرمود : بلکه من «واي سرم». تو را چه زيان رسد اگر قبل از من بميري، من تو را بشويم و کفن کنم و سپس بر تو نماز بخوانم و تو را به خاک بسپارم؟». ابن ماجه

 

پاسخ حنفي :

قبلاً عرض شد كه اين حديث تصريح به جواز شستن مرد زن مرده‌اش را ندارد. با اين كه به طور خصوص سبب و نسب پيامبر صلي الله عليه و سلم با مردن منقطع نمي‌شود. لذا قياس كردن قطع شونده‌ي سبب و نسب با قطع نشونده‌ي سبب و نسب قياس مع الفارق و باطل است.

-مصنف ابن ابی شیبه ۱۷ / ۲۳۹-

۲۳۶-

‌↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯↯

 

قول غير مقلد :

بنابراين اين راي حنفيه صحيح نيست و با فوت يکي از زوجين بر هم نامحرم نمي شوند.

 

جواب حنفي :

اي غير مقلدان ! از قياس كار نگيريد و يك آيه يا يك حديث صحيح صريح بر جواز شستن مرد زن مرده‌اش را بياوريد تا ما باور كنيم كه راي حنفيه صحيح نيست.

 

عرض شد كه هنوز شما فرق محرم و حلال بودن با زوجيت را ياد نگرفته‌ كه مي‌گوييد : « و با فوت يكي از زوجين بر هم نامحرم نمي‌ شوند».

☆☆☆☆☆☆☆☆☆

 

سوال از غير مقلدين :

آيا با مردن زن،  نكاح شوهرش با خواهرش يعني خواهر همان زن بالفور جايز است يا خير؟

اگر جواب شما عدم جواز است، دليل آن را از قرآن و سنت ارائه دهيد.

و اگر جواز است، پس آيا در اين‌جا جمع بين الأختين پديد نمي‌آيد؟

در هر صورت جواب از قرآن و سنت صحيح بايد باشد.

و اگر نكاح شوهرِ زنِ مرده با خواهر همان زن مرده جايز است به اين معني است كه جدايي بين آن زن مرده و شوهرش متحقق شده است.

و نبايد به او دست بزند.

تمامی حقوق برای سایت راه حقیقت محفوظ است(ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد)پاسخ به شبهات غیرمقلدین,پاسخ به شبهات سلفی,پاسخ به شبهات وهابی.