اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعهمسائل گوناگون

تقلید، صرفا در مسائل است نه در عقاید

تقلید، صرفا در مسائل است نه در عقاید

در عقیده نباید از کسی تقلید کرد; البته برای فهم عقائد از نصوص می توان تقلید کرد.

باز تقلید در آن مسائلی انجام می گیرد که درباره آنها نص صریحی نیامده باشد.

مانند: چرس، هروئین ، بنگ و مسائل دیگر که بصراحت حکم آنها در قرآن و حدیث ذکر نشده است.

اما مسائلی که نص صریح آمده است در آنها از کسی تقلید نمی شود؛مانند تکبیر تحریمه، قیام، رکوع، سجود ، روزه، حج، زکات نکاح و بسیاری از مسائل که منصوص علیها هستند و ظاهرا تعارضی در آنها نیست.

اما مسائلی که منصوص اند اما ظاهرا باهم تعارض دارند در این چنین مسائل بر تحقیق امام مجتهد عمل می شود

مانند : هنگام تکبیر تحریمه دستها تا کجا بلند کرده شوند.

در این باره دو روایت آمده است.

تحقیق امام ابوحنیفه این است دست ها تا برابر نرمه گوشها بالا برده شوند.

یا محل بستن دست ها در نماز قبل از خواندن تعوذ و تسمیه کدام دعا خوانده شود.

قراءة خلف الامام و…در اینگونه مسائل که روایات مختلف آمده است .

تطبیق بین روایات کار مجتهدین است .

از نظر ما در این نوع مسائل منصوص و به ظاهر متعارض،بجای ترجیح علمای شرالقرون و تقلید از آنها ، ترجیح ایمه اربعه برتر است و از آنان تقلید شود.

چون ایمه چهارگانه در خیرالقرون بوده و به معیاری از نظر علم و تقوی رسیده اند که مدال امام و پیشوا بودن اهلسنت را احراز نموده اند(تمام مسائل منصوص نیستند)

علامه سرخسی درخصوص مسائل جدید می فرماید: و معلوم أن کل حادثة لایوجد فیها نصٌ، والنصوص معدودة متناهیةٌ، و لانهایة لمایقع من الحوادث ٳلی یوم القیامة …..

واضح است که حلّ هر مسئله جدید در نصوص موجود نیست بدین جهت که نصوص معدود و محدود هستند. اما مسائل جدید تا روز قیامت پیش می آیند.

در ادامه می افزاید: به مسائل جدید ” حادثة ” می گویند :اشاره به این است که در این زمینه نصی وجود ندارد ; زیرا مسائلی که در رابطه با آنها نص هست آنها تحت یک  قاعده و اصل قرار دارند

همچنین صحابه بزرگوار برای دریافت حکم هر مسئله جدیدی، به طلب نص یا مشغول روایت نشدند.معلوم می شود که هرمسئله جدیدی نص ندارد.

علامه ابن تیمیه در مجموع الفتاوی در رابطه با زکات گاومیش می فرماید : زکات گاومیش با زکات گاو قیاس می شود.

مجموع الفتاوی، کتاب الزکاة ۲۵/۲۵

چون در مورد زکات گاومیش هیچ نصی نیامده است.

سئوال اینجاست در مسائل جدید(عصر اینترنت و رنسانس) که اکثر معاملات کارهای دیگر با اینترنت انجام می گیرند  هیچ نصی نیامده چکار کنیم؟

پاسخ: در این عصر هر کس و ناکسی اجازه فتوی را ندارد.

بلکه این کار  را هیئت علمی و اهل فتوای ، مجمع فقهی چهار مذهب که هر از چندگاه کنفرانس تشکلیل می دهند انجام می دهند. .

بعضی از لامذهبان که از متون فقهی آگاهی ندارند

بصورت اعتراض می گویند: اهل مذاهب (مقلدان)قرآن و حدیث را ناقص دانسته می گویند: تمام مسائل در قرآن و حدیث نیامده اند.

پاسخ اهل مذاهب: در واقع این اعتراض یک نوع عوام فریبی است اگرچه حلّ هرمسئله در قرآن و حدیث وجود دارد صراحتا یا کنایتا ، لیکن عقل و فهم از درک آن عاجز است.

جمیع العلم فی القرآن ولکن تقاصر عنه افهام الرجال.

قرآن دریای معلومات است اما درک وفهم قاصر و عاجز هستند:

ِ عن مُعَاذٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَعَثَ مُعَاذًا إِلَى الْيَمَنِ فَقَالَ كَيْفَ تَقْضِي فَقَالَ أَقْضِي بِمَا فِي كِتَابِ اللَّهِ قَالَ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِي كِتَابِ اللَّهِ قَالَ فَبِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِي سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَجْتَهِدُ رَأْيِي قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَفَّقَ رَسُولَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم

سنن ترمذی

خلاصه ترجمه:هنگامی پیامبر معاذ را به سمت یمن گسیل می دارد می پرسد چگونه قضاوت می کنی گفت: طبق کتاب الله.فرمود: اگر حکم  در کتاب الله نبودگفت: مطابق با سنت رسول الله حکم می کنم .فرمود : اگر در سنت نبود آنگاه چکار می کنی ؟گفت: مطابق با بینش خودم اجتهاد می کنم.پیامبر از دانایی حضرت معاذ شادمان شده خداوند را ستود.

از این حدیث معلوم می شود که حکم هرمسئله در ثقلین موجود نیست . لذا نیاز به مجتهدین و کارشناسان با تقوا و (اهل ذکر) است.به همین خاطر است که خداوند می فرماید:

فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون.  از اهل ذکر را بپرسید.

چرا نفرمود : فاسئلوا اهل العلم ؟چون هر اهل علمی قابل اعتماد نیست بلکه آن اهل علمی قابل اعتماد و وثوق است که مرتبط با الله باشد اهل دل ، اهل ذکر و با تقوی باشد.

فافهم و تامل فٳنه دقیق.

بنابراین ایمه چهارگانه بالاتفاق اهل علم و با تقوی بوده اند چون آنها مثلث محدث ، فقیه و تقوی را تشکیل داده اند یعنی محدث، فقیه و متقی بوده اند.

اکثر غیرمقلدین می گویند:همانا دو اصــــــــــول:

اطیعوا الله و اطیعوا الرسول.

سؤال این است آیا خدا و رسول حکم هرمسئله را بیان کرده اند؟آیاحکم حلّت گوشت و شیر گاومیش را بصراحت بیان کرده اند؟یا اینکه قیاس می کنید؟؟

همچنین کسی که مبتلا به سلسل البول (تکرر ادرار) است !حکم وضو و نماز او بصراحت نیامده است .

آیا این مسئله را قیاس نمی کنند؟بنابراین اصول و دلایل شرعی نزد ایمه اربعه چهار تا هستند

کتاب الله ، سنت رسول الله ، اجماع و چهارمی قیاس است که از سه اصل اول گرفته شده است.

اخیراشعار غیرمقلدان این شده می گویند: اصول ما دو تا هستند

کتاب الله و سنت رسول الله به فهم سلف،در صورتی که هیچ ارتباطی با سلف ندارند نه

از سلف، بیشتر به خلف و علمای معاصر اعتماد دارند.حالانکه سلف به ایمه اربعه می گویند که در خیر القرون می زیسته اند.

یکی از شگردهای عوام فریبی لامذهبان این است هنگامی که اهل مذاهب به فهم امامشان اعتماد می کنند به آنها برچسب امام پرست، تقدس گرا و…  می زنند.

اما خود غیرمقلدان که به فهم علمای معاصر خود اعتماد کرده از آنها تقلید می کنند .

آن را عین سنت قلمداد کرده و تقدس گرایی و شیخ پرستی نمی دانند.مالکم کیف تحکمون .

جای تعجب بسی تعجب است که بای لامذهبان جر می دهد و بای اهل مذاهب جر نمی دهد.

و ما علینا الا البلاغ المبین.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + نوزده =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن