مسائل گوناگون

افشای برخی از شگردهای لامذهبان

۱)-غیرمقلد برهیچ چیز پایبند نیست، همواره از یک شاخه به شاخه دیگر می پرد.

; زیرا از خود اصول ندارد.

اگر غیرمقلدان اصول دارند

لطفا کتب اصولی (اعم از اصول تفسیر، حدیث و فقه) خود را که دویست سال قبل آن را نوشته و مورد اتفاق تمام لامذهبان است ارائه دهند؟؟؟

۲)-از آن جایی که غیرمقلدان ریشه ندارند ; به خاطر نیل به اهداف شان و به دست آوردن اعوان و انصار .

الف)- کتب اهل مذاهب را مطابق با فهم سطحی و ظاهری خود تفسیر نموده، تحریف معنوی می کنند.

ب)- غیرمقلدان برای عبادت، علاقه چندانی ندارند، به خاطر اینکه مردم را به سمت خود جلب نمایند.

همیشه در پی نکات ضعف و لغزش های زبانی و قلمی علما هستند.

گویا خودشان معصوم هستند.

اگر کسی متقابلا لغزش های ملاهای آنان را برملا ساخته یا آنان را مورد انتقاد قرار دهد .

اولا او را از دایره اسلام خارج می کنند و مهر تکفیر را بر پیشانی او می کوبند.

در ثانی: اگر طرف مقابل خیلی توانمند و از نظر علمی در سطح بالایی باشد، آنگاه غیرمقلد دعوت به اخوت، وحدت و انسجام داده وعظ و ارشاد می کند.

اما پشت سر گرگ در پوستین میش، و خنجر زهرآگین را برای نابودی اهل مذاهب خیلی همانند استره تیز کرده است.

۳)- یکی از مشغله های مهم غیرمقلدین غیبت علمای ربانی است.

۴)- لامذهبان عقیده خویش را از آیات متشابهات گرفته مردم را تکفیر می کنند و مصداق( و اما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ) قرار گرفته اند

حالانکه بایستی عقیده را از آیات و روایات قطعی الدلالة و قطعی الثبوت گرفت نه از متشابهات.

چنانکه از آیه متشابه استوی علی العرش، برای خدا مکان(حیّز) و جهت قائل شده اند.

در صورتی که خداوند از عرش  بزرگتر است( الله اکبر)

خداوند نیازی به عرش ندارد (الله الصمد)

الله بود، عرش نبود، عرش فنا می شود، الله تا ابد هست فنا نمی شود.

۵)-در بحث تأویل برخی آیات و روایات، تاویل را حرام می داند.

و اما می بینیم خودشان برخی آیات و روایات را تاویل کرده و خود را از این تاویل تبرئه نموده توجیهات غیرقانع کننده ای را ارائه می دهند.

چرا خنجر لامذهبان برای دیگران برنده ، و برای خود کُند است؟؟

مالکم کیف تحکمون؟؟

۶)-تقلید یکی از ایمه چهارگانه که در خیر القرون می زیستند و قرن ها امت اسلامی بر اجتهادات فقهی آنان اتفاق نموده اند ،انکار نموده مورد نکوهش قرار می دهند.

اما از طرفی از علمای شرالقرون تقلید می کنند و نوشته های آنها را نصب العین قرار داده گویی وحی منزّل من السماء هستند.

۷)- فقط شعار قرآن و حدیث را سر می دهند ،

اما بجای اینکه خودشان به قرآن و حدیث مراجعه کنند به نوشته ها و کتب ملاهای خود اعتماد نموده و آن را قرآن و حدیث دانسته و احسن القول می دانند.

۸)-یکی از مشغله های لامذهبان شبهه اندازی است.

یکی از شبهات لامذهبان مبنی براین بود که چرا بین چهار مذهب فقهی اختلاف هست؟

گفتند: ما به خاطر نجات از این همه اختلافات، منهج لامذهبیت که همانا قرآن و حدیث است روی آورده ایم.

اما هنوز یک قرن از پدیده لامذهبیت سپری نشده است بین آنان در مسائل، معرکة الآراء شده است

بگونه ای در وادی تیه اختلافات مجتهدان شرالقرون سرگردان و متحیّراند که برون رفت از آن ،بسیار مشکل و هیچ چاره ای جز متارکه لامذهبیت نیست.

اگر لامذهبیت چند سال دیگر به این منوال ادامه پیدا کند پس به حال غیرمقلدان باید گریست.

۹)-عملکرد لامذهبیت به نسبت به دین، به صورت سلیقه ای و از روی خواهشات نفسانی است.

۱۰)- اکثر به دنبال تفردات علما هستند.

نگاه می کنند کدام عالم در یک مسئله متفرد شده و مسئله آسانی تری را مطرح کرده بدان عمل می کنند

هرچند که آن مسئله برخلاف جمهور علمای اسلام  وسلف صالح باشد .

۱۱)- به جوانک های نو بانگ، فقط سؤال کردن و شبهه پراکنی یاد می دهند.

همانگونه که ملحدین، یهود و نصاری به نوچه های خویش شبهاتی را علیه دین مبین اسلام درس داده اند.

اما از پاسخ دادن سؤالات دیگران شانه خالی می کنند.

یا مانند روافض،  به خاطر این که جوانان اهلسنت را از صحابه و ازواج مطهرات ووو بدبین نمایند شبهه پراکنی می کنند.

در حقیقت شبهه پراکنی لامذهبان ووو..  یک نوع تهاجم چریکی است که موفقیت آمیز نیست، ٳلّا ما شاء الله.

یا مانند پرتاب سنگ کودکی است که از راه دور با تیرکمان آن را به شیشه های یک ساختمان می زند و مالک ساختمان آن را تعویض می کند.

در حال حاضر لامذهبیت.

ساختمان فقه اسلامی را که در ادوار مختلف، مرجع مسلمان بوده و هست نشانه گرفته اند.

شاید این اندیشه خشک و منجمد لامذهبیت در فضای حقیقی با مجازی جولان داشته باشد اما جوابگو و حلاّل مسائل  اقشار جامعه نیست.

الف)- زیرا بدور از عقلانیت ومنطق درست است.

چون فقه اسلامی، بال دوم اسلام و قرآن است.

متاسفانه لامذهبان، فاقد بال دوم

تشریع اسلامی هستند.

مسلّم است که پرنده  با یک بال نمی تواند به پرواز در آید.

ب)-چون  یکی از مقاصد شریعت، تزکیه نفوس است، و تزکیه نفوس توسط رجال عرفان (که در چهار چوب کتاب و سنت حرکت می کنند) حاصل می شود.

لامذهبان این شیوه اصلاحی را انکار کرده مردم را به حال خود رها ساخته تا گرفتار خواهشات نفسانی و تسویلات شیطانی قرار گیرند.

۱۲)- یکی از بارزترین نشانه های متسلفین این است که در تکفیر و تبدیع مسلمان ها،  گوی سبقت را از خوارج ربوده اند.

گویا کلید بهشت در دست آنها است.

و قالوا لن یدخل الجنة ٳلّا من کان هوداً او نصاری.

۱۳)- غرور کاذب علمی.

لامذهبان با مطالعه چند کتاب از رهبران خویش، تصوّر می کنند که علامه دهر شده اند .

۱۴)- لامذهبان به جاده یکطرفه حرکت می کنند فقط به دلیل خویش می نگرند و بس.

و از دلایل علمی طرف مقابل آگاهی کامل ندارند.

۱۵)- کسانی که شکار لامذهبیت شده اند.

۱)-فقر علمی و تنبلی.

۲)- فقر مالی( افراد گدا و گشنه )

۳)- افراد عقده ای و روانی وو..

۴)-حماقت و بلادت مفرط

۵)-افرادی شهرت پسند و مقام طلب که فاقد جایگاه اجتماعی اند  بدین طریق می خواهند این خلاء را پر کنند.

و ما علینا ٳلا البلاغ المبین.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 4 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن