عقیدهمسائل گوناگون

قضـا وقــدر(تقـدیر) چیست؟

قضـا وقــدر(تقـدیر) چیست؟

آیا انسان در سرنوشت خود دخالت دارد یاخیر؟

پاسخ اول: بله در سرنوشت خود تأثیرگذار است.

پاسخ دوم:

قضاء چند معنی دارد:

۱. به معنی تقدیر(اندازه گیری)

مانند; فقضاهن سبع سموات فی یومین.

فصلت/۱۲

ترجمه: هفت آسمان در دو روز (اندازه گیری کرد) وبه انجام رسانید.

 

۲. به معنی واجب ولازم گردانیدن.

مانند; وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ.

الإسراء (۲۳) Al-Israa

 

و پروردگارت (چنین) مقرر داشته است که : جز او را نپرستید.

 

۳. به معنی اعلاء وبیان کردن

مانند;

( وَقَضَيْنَا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا )

 

الإسراء (۴) Al-Israa

 

و (ما) به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) وحی کردیم که دو بار در زمین فساد خواهید کرد، و برتری جویی (و طغیان) بزرگی خواهید نمود .

 

قدر نیز به همین معانی در قرآن آمده است.

 

۱. به معنی تقدیر:

مانند;وقدر فیها اقواتها.

فصلت/۱۰

ترجمه: ومواد غذایی زمین را به اندازه لازم مقدر ومشخص کرد.

 

۲.به معنی واجب گردانیدن:

مانند;

( نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ )

 

الواقعة (۶۰) Al-Waaqia

 

ما در میان شما مرگ را مقدر کردیم وما ناتوان (از آن) نیستیم.

 

۳. به معنی اعلام وبیان کردن:

مانند;

( فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ )

 

النمل (۵۷) An-Naml

 

آنگاه او و خانوده اش را نجات دادیم؛ مگر همسرش که مقدر کردیم او از باز ماندگان (در آن شهر) باشد.

 

یعنی آن را اعلام کردیم ودر لوح المحفوظ نگاشتیم

 

ونیز قضا به معنی علم خداوند به وقوع شیء از ازل.

وقدر به معنی ایجاد آن شیء مطابق با آنچه که از ازل خداوند به آن عام داشته می باشد.

 

وبه این معنا حمل بر اعمال مخلوقاتی می شود که در ایجاد اعمال خود صاحب اختیارند.

بنابراین ایمان به قضا وقدر واجب است.

 

یعنی ایمان داشته باشیم به اینکه خداوند متعال تمام آنچه را که انسان ها انجام می دهند وتمام آنچه را که وابسته به مخلوقات است می داند.

 

وایمان داشته باشیم به اینکه ایجاو تمام این امور مطابق با علم ازلی خداوند است.

 

والبته هیج رابطه ای بین قضا وقدر با جبر، واینکه خداوند انسانرا بر انجام یا عدم انجام فعلی معین محبور کند وجود ندارد.

 

به این خاطر امام نووی رح در شرح مسلم می نویسد: خطابی گوید: بسیاری از مردم گمان می کنند که معنی قضا وقدر این ست که خداوند انسان را مجبور می کند واو را قهرأ بر آنچه مقدر کرده وخواسته است وادار میکند، درحالیکه چنین نیست که گمان می کنند.

 

بلکه معنای آن اعلام تقدم علم خداوند است به آنچه که انسان کسب می کند وآنچه که واقع می شود به تقدیری از جانب او می باشد.

شرح مسلم ج۱ص۱۵۴

 

ابن حجر عسقلانی رح در شرح خود بر حدیث ابن عمر رض که درباره ایمان است به صورت تعریفی برای قضا ذکر کرده و میگوید:

قضا عبارت است از علم خداوند از ابتداء به حقیقت اشیاء.

وقدر عبارت است از ایجاد آنها مطابق با آنچه که در علم الهی است.

فتح المبین بشرح الاربعین ص۶۴

 

پس اگر گفته شود که علم خداوند به وقوع فعل مستلزم وقوع آن است،به همان گونه که به آن علم داشته است واین هم مسلزم آن است که افعال انسان به طور جبری و بدون اراده ی او بوجود آیند.

 

در پاسخ می گوییم ما ایمان داریم که خالق ، خداوند است وهر آنچه را که اراده کند انجام می دهد به این معنی که او وسائل وابزار فعل را بوجود آورده است.

 

توضیح: این گفته مانند این است که بگوئیم وقتی که دو نفر با هم مسابقه می دهند چون از قبل می دانیم که قطعا یا باهم مساوی می شوند یا یکی از آنها می بازد ودیگری برنده می شود.

 

پس لازمه ی علم ما این است که آن دو مجبور به تساوی یا برد وباخت شوند درحالیکه می دانیم علم به چیزی باعث تحقق جبری نمی شود.

 

مثلا; علم به اینکه اسید سوزاننده است یا سیانول کشنده….هیچ گاه به صرف این آگاهی، پوستی نخواهد سوخت وکسی نخواهد مرد.

 

ولله المثل الا علی.

بنابراین علم خداوند بیانگر وضع وحال انسان است ونه مجبدر کننده ی آن.

اما ایقاع یعنی واقع شدن فعل وابسته به اراده ی انسان است.

 

اراده هم یکی از همان وسائل انجام فعل است که خداوند آن را آفریده است، به این خاطر می توانیم بگوییم: بعد از اینکه انسان فعل را قصد کرد وبدان روی آورد آنگاه خداوند آن را در او می آفریند به این گونه که مانعی سد راه او قرار نمی دهد وتوانش را تضعیف نمی کند وجانش را نمی گیرد بلکه به او فرصت میدهدتا طبق سنن او عمل کند.

 

در این حال ناگزیر فعل واقع می شود ولی خداوندانسان را مجبور نکرده است بلکه او را بر سر دوراهی انجام یا عدم انجام فعل قرار داده است.

 

به دلیل:

( إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا )

 

الإنسان (۳) Al-Insaan

 

همانا ما راه را به او نشان دادیم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس.

 

وبه دلیل:

( فَأَمَّا مَنْ أَعْطَىٰ وَاتَّقَىٰ )

الليل (۵) Al-Lail

پس اما کسی که (در راه خدا) بخشید وپرهیزگاری کرد.

( وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ )

الليل (۶) Al-Lail

و (سخنان) نیک را تصدیق کرد.

( فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَىٰ )

الليل (۷) Al-Lail

پس ما اورا برای (راه) آسان توفیق می دهیم.

( وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَىٰ )

الليل (۸) Al-Lail

و اما کسی که بخل ورزید و بی نیازی طلبید.

( وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَىٰ )

الليل (۹) Al-Lail

و (نیز سخنان) نیک را تکذیب کرد.

( فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَىٰ )

الليل (۱۰) Al-Lail

پس بزوری اورا برای (راه) دشوار سوق می دهیم.

 

وآیات:

 

( ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ )

 

البقرة (۲) Al-Baqara

 

این کتابی است که هیچ شکی در آن نیست و مایه هدایت پرهیزگاران است.

 

( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ )

 

البقرة (۳) Al-Baqara

 

آن کسانی که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می کنند.

 

ووو…..

 

آیاتی هستند که دلالت می کنند برینکه انسان چیزی را انجام نمی دهد مگر آنکه خداوند آن را اراده نماید.

وآیاتی که دلالت میکنند برینکه هدایت وابسته به اراده ی خداوند است;

 

مانند: ولو شاءالله ما اشرکوا.

یعنی اگر خداوند میخواست شرک نمی ورزیدید

مراد ازین آیه این ست که: اگر خداوند می خواست آنان اختیاری نمی داشتند بلکه همه را موحد قرار میداد، اما اراده کرده است که به آنان اراده عطا کند.

 

مانند:

( وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا )

 

الإنسان (۳۰) Al-Insaan

 

و شما چیزی را نمی‌خواهید مگر این که الله بخواهد، بی‌گمان الله دانای حکیم است.

 

یعنی شما که متصف به اختیار واراده ای هستید که خواهان آنید همان را خداوند به شما عطا کرده است وبه اختیار اوست  واحدی او را در اعطای آن مجبور نکرده است.

 

در آیه ای دیگر آمده است:

من یهد الله فهو المهتد ومن یضلل فلن تجد له ولیا مرشدا.

یعنی خدا هرکه را راهنمایی کند راهیافته ی واقعی اوست وهرکه را گمراه نماید هرگز سرپرست و راهنمائی برای وی نخواهی یافت.

 

یعنی خداوند است که آن هدایت وگمراهی را می آفریند نه کس دیگری.

 

لیکن بعد ازینکه انسان آنها را قصد کرد.

 

( وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ )

 

يونس (۹۹) Yunus

 

و اگر پروردگار تو می خواست ، مسلماً تمام کسانی که در (روی) زمین هستند، همگی ایمان می آوردند ، آیا تو می خواهی مردم را مجبور کنی تا که ایمان بیاورند ؟!

 

مراد از آن این است که اگر خداوند می خواست مردم در راه انتخاب خیر وشر صاحب اختیار نمی بودند واو قادراست که همه را موحد وراه یافته گرداند وآنها را در انتخاب راه وسرنوشتشان مختار نگرداند، اما اراده کرده است که آنان صاحب اختیار باشند پس به آنان عقل را عطا کرد وآزادشان گذاشت تا از دو راه یعنی حق وباطل هر کدام را که مایلند طی کنند.

 

پس او را که به اسباب وعلل گمراهی رو آورد گمراه میکند کسی را که به اسباب وعلل هدایت رو آورد هدایت می نماید.

 

واگر این آیات بر این معانی که ذکر شد حمل نگردد با آیاتی که گذشت  وبه آنها استدلال کردیم  تعارض خواهد داشت.

 

( سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَّا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِن يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ )

 

الأعراف (۱۴۶) Al-A’raaf

بزودی کسانی را که به نا حق در روی زمین تکبر می ورزند, از آیات خود باز می دارم, واگر هر (معجزه و) نشانه ای را ببینند, به آن ایمان نمی آورند, واگر راه هدایت را ببینند, آن را در پیش نمی گیرند, واگر راه گمراهی را ببینند, آن را بر می گزینند, این بدان (خاطر) است که آیات ما را تکذیب کردند واز آن غافل بودند.

 

( وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )

 

التوبة (۱۱۵) At-Tawba

 

و هرگز خداوند قومی را ، بعد ازآنکه آنها را هدایت کرد گمراه نمی کند ، تا آنکه چیزهای را که باید از آن بپرهیزند ،برای آنها بیان کند ، بی گمان خداوند به هر چیزی داناست .

 

وآخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 6 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن