عقیدهمسائل گوناگون

آیابندگان در افعال وحرکات خود مختارند یا مجبور؟

آیابندگان در افعال وحرکات خود مختارند یا مجبور؟

 پاسخ:

افعال بندگان بین جبر واختیار است.

اهل سنت وجماعت معتقدند اعمال وافعالی که در جهان هستی به وجود می آیند دو نوع اند:

نوع اول:

اعمالی هستند که انسان هیچ گونه سهم و یا دخالتی در ایجاد آنها ندارد واین نوع کارها به طور جبری وبدون اختیار واقع می شوند مانند:

ریزش باران،حرکت ستارگان، روئیدن گیاهان،چیره شدن خواب ، به وجود آمدن بیماری وسلامتی،فقر،ضربان قلب،حرکت جهاز هاضمه ووو…

 

پس در این قبیل امور ایرادی نیست که به تقدیر الهی وبه وسیله ی او ایجاد شوند و انسان در پیدایش آنها اختیاری نداشته باشد واین است معنی اینکه خیر وشر امور به قضا وقدر است.

 

نوع دوم:

اعمالی هستند که انسان در ایجاد آنها در کسب وتلاش اختیار دارد.

مانند: خوردن وآشامیدن،ایستادن ونشستن،راه رفتن وکسب معاش وسایر وظایف و واجبات.

این نوع اعمال از نظر ذات فعل مخلوق خداوند هستند نه از نظر صفات فعل.

اما از نظر ذات فعل، خداوند تمایل به آن را در انسان آفریده وعقل را به عنوان راهنما به او عطا کرده است و قدرت و قابلیت ایجاد آن اعمال را در او آفریده است، همانطور که تمام مقدمات و وسائل مادی و معنوی را برای پیدایش آنها به وجودآورده است.

منتهی خداوند متعال بعد از اینکه انسان انجام فعل  را قصد کرد آن را در او می آفریند.

 

اما از نظر صفات آن فعل که نیک یا زشت، مکروه یا پسندیده ،خیر یا شرباشد وابسته به اختیار انسان واراده وکسب واکتساب اوست.

مثلا: دستگاه و قوه ی تکلم همان ذات فعل است که مخلوق خداست ودروغ وتهمت همان صفت فعل است که وابسته به اراده ی انسان است وبه همین خاطرمستحق پاداش وکیفر می شود.

 

پس میل واستعداد را خداوند در انسان آفریده است که درخور ومناسب انجام اعمالی است که دارای ثواب یا کیفرند وانتخاب انجام یکی از دو فعل خوب ویا بد وابسته به اراده ی انسان است.

از این رو خداوند متعال فرمودند: لها ما کسبت; یعنی انسان هر کار نیکی که انجام داده برای خود کرده است…وعلیها ما اکتسبت;وهرکار بدی که بکندبه زیان خود کرده است.بقره/۲۸۴

پس این نوع اعمال دو جهت دارند: یکی آنکه با قدرت وتمکین الهی واقع می شوند وآن را مخلوق خداوند می گویند.

دوم آنکه به اراده ی انسان است وآن را کسب یا اکتساب می نامند.

 

آزادی و اختیار نسبی بشر مانند آزادی یک مسافر کشتی است که برای تکاپو در درون کشتی آزاد است ولی در پیروی از حرکات نوسانی وانتقالی مجبور است.

 

دلیل اینکه خداوند خالق افعال بندگان است:

 

دلایل عقلی:

اگر انسان خالق افعال خود بود حتما به جزییات آن آگاه می بود چرا که ایجاد چیزی با قدرت واختیار جز این نمی تواند باشد در حالیکه در حقیقت انسان چنین علمی به اعمال خود ندارد مثلا کسی که به جائی می رود تعداد حرکات وسکنات راه رفتنش وکندی سرعت آنها را وحرکات اعضا و عضلاتش  واندازه ی بلندی پایش را که از زمین بر میدارد وپایین می آورد نمی داند.

 

دلایل نقلی:

آیه ۹۶ سوره ی صافات(والله خلقکم وما تعملون)

اگر (ما) مصدریه باشد معنی آیه چنین است: خداوند هم ‌شما را آفرید وهم اعمال شما را.

واگر(ما)موصوله باشد معنی آیه چنین می شود;خداوند هم شما را آفرید وهم ساخته هایتان را که بتهاست(ماده ی اصلی مصنوعات شما را هم خداوند آفریده است)

 

۲. آیه ۱۶ سوره رعد;الله خالق کل شیء.

یعنی الله آفریننده ی همه چیز است. مراد از آن هر چیز ممکن الوجودی است نه واجب الوجود که عقل آن را غیر از ممکنات می داند.

پس اعمال بندگان مخلوق خداوندند زیرا (کل شیء) شامل اعمال انسان نیز می شود.

 

۳. آیه ۱۷ سوره نخل: افمن یخلق کمن لا یخلق; یعنی آیا کسی که می آفریند مانند کسی است که چیزی را نمی آفریند؟

این آیه در مدح خداوند است واگر غیر از او خالقی بود خود را با صفت خالقیت مدح نمی کرد چرا که در این صورت صفت مختص او نیست تا با آن خود را مدح نماید.

 

پاسخ اهل سنت وجماعت به دلایل معتزله راجع به اینکه اگر فعل انسان مخلوق خداوند بود هیج یک از بندگان خود را مکلف نمی کرد.

 

در جواب می گویم:

شما بین خلق(آفریدن) وایقاع(واقع شدن) فرق قائل نشده اید.

نسبت خلق فعل به خداوند دلالت برین نمی کند که او انسان را در واقع ساختن فعل،ملزم ومجبور می سازد،چون خداوند بعد ازین که انسان آن فعل را قصد کرد وبدان توجه نمود آن را می آفریند.

 

۲. راجع به اینکه: اگر خداوند خالق افعال انسان باشد در نتیجه اوست که می ایستد ومی نشیند ومیخورد ومی نوشد وزنا ودزدی میکند و… می گویم:↯

همان کسی که فعل را انجام داده است متصف بدان فعل می شود نه آن کسی که آن را خلق کرده است.

 

مثلا: خداوند خالق سیاهی وسفیدی وسایر اجسام است…

آیا گفته میشود نعوذبالله خداوند سیاه یا سفید ویا متحرک است چون او آنها را خلق کرده است؟

همچنین وقتی که خداوند توان زنا را در انسان خلق کرد وبعد انسان زنا را انجام داد، خداوند را زانی نمی گویند.

بنابراین توان واستعداد ومیل ورغبت وقدرت وبقای عمر مخلوق خداوندند وبه کارگیری درست ویا نادرست ازین قوا کسب واکتساب انسان است.

مثال کسی که گناه بندگان را به حساب خداوند می گذارد مانند آن مأموری است که از لباس واسلحه ای که در اختیار او نهاده اند تا از جان ومال مردم محافظت کند سوء استفاده کرده وهنگام دستگیری می گوید دولت ونیروهای انتظامی مقصرند که اسلحه در اختیار من گذاشته اند چون اگر به من اسلحه نمی دادند چنین کاری انجام نمی دادم.

 

۳. واما راجع به (خلق)در آیه; واذ تخلق من الطین کهیئة الطیر باذنی.

وآیه فتبارک الله احسن الخالقین.

مراد از خلق دراین دو آیه تقدیر(اندازه گیری) است.

پس در آیه اول یعنی; اذتقدرکهیئة الطیر ودر آیه دوم یعنی;والله احسن المقدرین،زیرا در لغت عرب آمده است که معنی خلق همان اندازه گیری است .

مثلا گفته می شود: خلقت الادیم….یعنی چرم را اندازه گیری کردی، هنگامیکه آن را ارزیابی می کنی تا قطعه ای را از آن جدا سازی.

راجع به آیه فتبارک الله احسن الخالقین در تفسیر نور چنین آمده است; خالقین : اندازه گیرندگان، سازندگان،خالق از ماده خلق وخلق به معنی اندازه گیری است.

ساختن خداوند شامل از عدم آفریدن وتغییر ظاهری اشیاء می گردد ولی کار سازندگان انسان منحصر به تغییر صورت اشیاء است وبس.

در صورتی صحیح است که انسان را سازنده ی اشیاء بنامیم که به این حقیقت توجه کنیم که خداوند آفریننده  وخالق حقیقی است وانسان آفریننده ی صوری است.

کار خدا اصل وکار انسان فرع است.

بنابراین خالقیت انسان صوری ومحدود و وابسته به خداوند وزیر مجموعه اراده وخالقیت اوست ازین رو فرمود: ماتشاوون الا ان یشاء الله یعنی شما چیزی را نمی خواهید جز آنچه که خدا بخواهد.

 

عرایضم را با بیت شعری ازحضرت مولانای روم حنفی رح به پایان می رسانم:

 

این گویی که فردا این کنم یا آن کنم                 این دلیل اختیارست ای صنم

وآخردعوانا ان الحمدلله رب العالمین.

خالد حنفی دیوبندی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 20 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن