مسائل گوناگوننقدمقاله های غیرمقلدین

پاسخ به غیرمقلدان در مورد قیمت صدقه فطر

پاسخ به غیرمقلدان در مورد قیمت صدقه فطر

باری دیگر خروسک های نوبانگ متسلفین دست به شبهه پراکنی زده اند، و جوانان اهلسنت حنفی را به شک و تردید وا داشته اند.

متن شبهه غیرمقلدین:

(مذهب حنفی بر بدعت هست در ادای صدقه فطر ; چراکه پیامبر اکرم ص فرمودند: صدقه فطر را باید از گندم ، جو، خرما اداکرد اما حنفی ها میگویند:  قیمتشان را اگر بدهند صدقه فطر ادا شده است)

پاسخ:

جناب غیرمقلد بیسواد که برای بدبین کردن اذهان جوانان حنفی، باز مُهر تبدیع را به امام أعظم ابوحنیفه بن نعمان را می چسپانی تا فکر جوانان حنفی را به تشویش وتشکیک بیاندازی؟

اولا :  ادعای پیروی از قرآن و سنت به فهم سلف شما بر باد فنا رفت; چون امام و استادِ اکثر سلف صالح را متهم به بدعت گزاری کردی.

از اینجا واضح شد که تو را با واژه سلف و سلفیت هیچ رابطی، ربط نمی دهد.

ثانیا:  مذهب امام ابوحنیفه و احناف بر جواز دادن قیمت هست و اگر کسی صدقه فطرش ازآنچه که در حدیث آمده یعنی گندم، جو، خرما وو..بدهد صدقه فطرش اداء می شود

از انجائی که در حدیث هیچ دلالتی وجود ندارد که اگر کسی قیمت این اشیاء (حبوبات) را پرداخت کند صدقه فطرش ادا نشده وجود ندارد.

بنابراین امام ابوحنیفه رحمه الله بخاطر شرائط حال مردم و فقرا، فتوا به جواز اداء بالقیمه دادند.

اما راجع به فلسفه حدیث پیامبراکرم و اینکه چرا آنحضرت صلی الله علیه وسلم صدقه فطر را از مواد غذایی انتخاب نمودند دکتر یوسف قرضاوی  می فرماید:

والذي يلوح لي: أنّ الرّسولَ صلى الله عليه وسلم إنّما فرض زكاة الفطر من الأطعمة لسببين الأول: ندرة النقود عند العرب في ذلك الحين،فكان إعطاء الطعام أيسر على الناس. والثاني: أنّ قيمةَ النُقودِ تختلف وتتغيّر قوتها الشرائية من عصرٍ إلى عصرٍ، بخلافِ الصاع مِن الطَعام فإنّه يشبَع حاجة بشرية محددة، كما أنّ الطعامَ كان في ذلك العهد أيسر على المُعطي، وأنفع للأخذ. اهـ. والله أعلم بالصواب.

فقه الزكاة جلد۲صفحه۹۴۹

از نگاه من، علت انحصار صدقه فطر درحبوبات و مواد غذایی از جانب پیامبر به دو سبب بوده است.

علت اول: به سبب کمبود پول و نقدینگی در آن زمان، از این رو دادن حبوبات بعنوان صدقه فطر برای صدقه دهنده و گیرنده آسانتر بوده است.

علت دوم: به سبب اختلاف در قیمت و ارزش نقدینگی و پول های هر زمان که حالت نوسانی دارند و ارزششان متفاوت است.

با توجه به این دلایل، زمان پیامبر تقاضا می کرد که صدقات  از این حبوبات متعین شوند. اگرچه احادیث و روایات متعدد وجود دارد که عوض زکات اشیاء، ادای قیمت نیز معتبر است.

بنابراین امام ابوحنیفه رح برای جواز ادای زکات بالقیمة، ازاحادیث و آثار صحابه وسلف، استدلال نموده اند که چند مورد را به اختصار در اختیار خوانندگان عزیز می گذارم.

دلیل نخست از کتاب صحیح بخاری:

باب العرْض في الزكاة:و قال طاؤوس قال معاذ –رضي الله عنه- لأهل اليمن: ٳئتوني بعرْض ثيابٍ خَميص أو لبيس في الصدقة مكانَ الشَعيرِ والذرة، أهونُ عَليكم و خيرٌ لأصحاب النّبي صلى الله عليه وسلم.

دراین حدیث، حضرت معاذ رض از اهل یمن می خواهد که به جای زکات گندم و جو،  لباس بدهند; زیرا این امر برای شما آسانتر و برای اصحاب پیامبر مناسب تر هست.

وقتی که در زکات می توان از جنس های متفاوت زکات را ادا کرد پس  درصدقه فطر بطریق اولی می توان به جای گندم و جو چیز دیگر یا قیمت آنرا داد. فافهم و تأمل.

سؤال از غیرمقلدان: اگر در شهری حبوبات (گندم، جو و خرما) نبود، صدقه فطرشان را از چه چیزی ادا کنند؟

سوال دوم ازغیرمقلدان: اگر مردم شهری به جای گندم، جو و خرما حبوبات دیگری مثل برنج ،عدس، ماش و ذرت داشتند حکم صدقه فطرشان  چیست و از هرکدام  چه اندازه ادا کنند؟

اگر راست میگوئید متبع قرآن وسنت هستید و از بدعت دوری می کنید اینها را از قرآن و حدیث صریح و صحیح و غیرمعارض پاسخ دهید؟؟

دلیل دوم:

باب إخراج الدراهم في زكاة الفطر – قال: حدثنا أبو أسامة عن عوف قال: سمعت كتاب عمر بن عبدالعزيز إلى عدي بالبصرة: يؤخذ من أهل الديوان مِن أعطياتهم، عن كلّ إنسانٍ نصف درهمٍ ( يعني زكاة الفطر)

( أخرجه ابن أبي شيبة )۶/۵۰۷رقم ۱۰۴۶۹( قال المحقق الشيخ محمد عوامة: أبوأسامة هو حمادبن أبي أسامة وفي نسخة عن عون وفي أخرى عن ابن عون وكلاهما بصريان يروي عنهما حماد بن أسامة.

این اثر صحیح است بدون داشتن هیچ غل وغشی که تاثیری درصحت آن داشته باشد.

از آنجائی که دشمنی احناف در قلب غیرمقلدین ریشه زده، همواره امام ابوحنیفه و علمای حنفی را از زیر تیغ برنده تکفیر و تبدیع که دامنگیر امت محمد مصطفی شده می گذرانند.

این بار نوک پیکان زهرآگین تبدیع را به سمت خلیفه عادل امیرالمؤمنین عمربن عبدالعزیز ملقب به عمر ثانی نشانه گرفته اند.

روایت مورد نظر را که مشاهده می کنید عمر بن عبدالعزیز رح به عدی که در بصره بود دستور می دهد به  اهل دیوان ها و کارمندان بگو که در عوض هر انسانی نصف درهم بعنوان صدقه فطر دریافت کنند .

حال سؤال اینجاست که عمرثانی چرا برخلاف دستور پیامبر به جای گرفتن گندم، جو و خرما از اهل بصره، نصف درهم گرفته است آیا حدیث پیامبر را ندیده یا هیچ کسی از تابعین و تبع تابعین نبود که به ایشان حدیث را ابلاغ کند ؟

کلاو حاشا ! اینطور نبود هیچ احدی از سلف صالح، قیمت دادن را بدعت نگفتند بجز همین مجتهدان خشک مغز کپک زده و بیسواد عصر حاضر که خود گمراه و در فکرگمراهی دیگران هستند. فضلّوا و أضلّوا

ای غیرمقلدان !  بدانید اگر هر تهمتی به احناف میزنید بزنید ولی اگر می خواهید رسوا شوید به تابعین مانند  امام ابوحنیفه و عمربن عبدالعزیز رحمهما الله  تهمت بدعت گزاری ببندید .

ولی بدانید که اینها اولیای خدا بودند جنگ با این ها جنگ با خداست.

“مَنْ عَادی لِی وَلیّاً فَقَدْ آذَنتُه بِالحَربِ”

خدا خودش عاقبت شما لامذهبان را به خیر کند

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 18 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن