اولین و بزرگترین مرکز پاسخ به شبهات غیرمقلدین فارسی زبان
.

آیا تأویل صفات الله متعال مانند: (ید) به نعمت وقدرت جایز است؟

آیا تأویل صفات الله متعال مانند: (ید) به نعمت وقدرت جایز است؟

پاسخ به شبهه مجسمه حشویه به زبان ساده:

أهل بدعت (مجسّمه وحشويه) از عبارت  کتاب الفقه الأكبر إمام الأعظم استدلال غلط گرفته و بر أهل سنت و جماعت ایراد می گیرند .

امام می فرماید:

 “ولا يُقالُ إنَّ يدَهُ قدرته أو نعمته، لأنّ فيه إبطال الصفة”

أهل بدعت به أشاعره و ماتريديه خطاب نموده می گویند: ببینید یکی از كبار أیمه شما تأويلات شما را نفی می کند، و شیوه کلامی شما را نقض نموده، و تمام ادعاهای شما را نقش برآب می کند؛ زیرا چیزی را که شما تاویل می پندارید آن را نفی کرده است.

ایشان می گویند: نباید” یَد ” را به قدرت یا نعمت معنی کرد، زیرا “ید” صفت الله است .

پاسخ به شبهه فوق:

اشکال شما بر اهلسنت از دو چیز نشأت گرفته است.

۱)- نخست: جهل و لاعلمی شما نسبت به زبان و ادبیات عرب و شیوهء کاربردی آن.

۲)- جهل شما در خصوص شیوهء کلامی إمام بزرگوار و برداشت نادرست شما از عبارت ایشان.

چکیده ی جواب به صورت علمي .

 

منظور امام بزرگوار نفي حصر است و بس، منظورش از نفي، عدم جواز نیست، بلکه منحصر کردن معنی آن طبق دیدگاه  إمام مبطل صفت است.

اگر گفتار امام بزرگوار را از سائر نوشته ها و کتاب هایش جمع بندی می کردند .

قطعا مراد و مقصود امام را درک می نمودند، اگر به این قولش “بلا كيف” توجه می نمودند می دانستند چیزی که آنها بدان چنگ زده اند پوست کهنه و بی ارزشی است.

أما پاسخ به روش بسیار ساده و عام فهم ، در این داستان کوتاه است:

شيخ عبد الرحمن جهت زیارت دوستش  ابومصطفى رفت، ابومصطفی با فرزندان اش دور شيخ جمع شدند و شیخ عبدالرحمن برای آنان وعظ و ارشاد کرد.

از جمله نصایح شيخ : فرزندانم ! از گناه جدا دوری کنید; چون گناه، نیکی ها را نابود می کند ، سبب خشم پرودگار و فساد قلب ها می شود ، جایگاه و مقام انسان را پایین می آورد .

الله كريم و عطاء کننده است، عطایش را ازشما قطع نخواهد کرد، این را حفظ نموده آویزه گوش خود کنید .

 

سپس پدر با سه فرزندش درمورد سخنان شیخ  فكر می کنند.

پدر به صورت ناگهانی به بچه ها گفت:

فرزندانم ! آیا می دانید منظور شیخ از عطای خداوند (عطاء الله ) چه بود؟

پسر بزرگ گفت: پدرم آیا ” العطاء ” از صفات الله نیست.؟

پدر گفت: بلى! لیکن مراد از آن چیست ؟

. پسر بزرگ پاسخ داد: مراد از آن دين است؛ دين با ارزش ترین عطای الله است که آن در اختیار ما گذاشته است.

پسر دوم ياسر گفت: مراد از ( عطای خدا) همسر نیک است ؛ همسر نیک ، شوهرش را گرامی می دارد و فرزندان ایده آل برای او تربیت می کند .

خليل پسر کوچک گفت: منظور از آن  علم و دانش است؛ علم جایگاه انسان را بالا می برد، به وسیله آن حلال وحرام،   خطا و صواب را تشخیص می دهد، پس علم مقدس ترین عطای الهی است که إنسان آن را بدست می آورد .

این جا بود که پدر به فرزندانش گفت:

بسیار سپاسگزارم ، در کل برداشت های شما صحيح اند؛ دین، علم و زوجة صالحة همگی از مواهب الله هستند،

اما بدانید برای شما جایز نیست که عطای الهی را  منحصر به این چیزها بکنید، هیچ شکی نیست که دين ، علم و همسر نیک شامل عطای خداوند هستند، اما انحصار شما برای معنی” العطاء”  به اشیاء مذکور، معنای” العطاء” را باطل می کند ; چون” العطاء ” علاوه بر این معانی، چیزهای دیگر را نیز در بر می گیرد، پس منحصر نمودن شما عطاء الهی را به زوجة صالحه.  يعني عطاء خداوند فقط زوجه صالحه است و بس لا غير، با این معنی جایز نیست که” العطاء ” فقط  به معنى دين ،علم یا مال با‌شد ، این خطأ و اشتباه است.

بنابراین منحصر کردن ممنوع است اگر چه گفته های شما جایز و صحیح اند .

پسر بزرگ ترگفت : پدرم نظر شما در خصوص معنای عطاء إلهي چیست؟

پدر گفت: من، مراد آن را سپرد گوینده اش می کنم ، و من ” العطاء” را به یک معنای معین محدود و منحصر نمی کنم .

فرزندانم: بدون دليل قطعي وحجت قاطعه، معنای مشخصی را مراد نگیرید .

فرزندان گفتند: پدر بزرگوار ! الآن فهمیدیم، جزاك الله خيرا .

دوستان عزیز : جمله ای را که امام أبو حنيفة رضي الله عنه گفته اند عين آن جمله ای است که در داستان فوق، پدر فرزندانش را متوجه ساخت، پس منظور امام این نیست که ” يد ”  به معناى قدرت یا نعمت نمی آید، بلکه منظورش این است که نباید معنای ” ید ” منحصر به  قدرت یا نعمت باشد همانگونه كه در داستان بالا پدر ، فرزندانش را از انحصار معنای ” العطاء”  به زوجة یا علم یا دين منع کرد .

این تفويض از امام أبوحنيفة رح واضح است و همچنین از أبو مصطفى .

پس کلام امام ابوحنیفه رح هیچ اشکالی ندارد اما اشکال در فهم ناقص کسانی است که گفتار ایشان را به صورت معكوس می خوانند .

تمامی حقوق برای سایت راه حقیقت محفوظ است(ثبت شده در وزارت فرهنگ و ارشاد)پاسخ به شبهات غیرمقلدین,پاسخ به شبهات سلفی,پاسخ به شبهات وهابی.