نیت کردن برای نماز

آیا نیت کردن با زبان برای نماز بدعت است؟

آیا نیت کردن با زبان برای نماز بدعت است؟

غیرمقلدین می گویند نیت با زبان بدعت است. نه به روایت صحیح نه به روایت ضعیف ونه از اصحاب کرام و نه ازتابعین عظام ثابت نیست که با زبان نیت کرده باشند. پس نیت با زبان بدعت می باشد.

نیت وقصدواراده قلبی برای ادای نماز:کلمه نیت درزبان عربی به معنی قصداست ودراصطلاح شرع عبارت است ازقصدکاری توأم با انجام عملی آن محل نیت قلب است و نیت مانند اینکه بگوید نیت دارم که چنین کنم یک عمل شرعی نیست ودلیل شرعی ندارد پس اگربه زبان نیت را تلفظ کند وقلبش غافل باشداین نیت کفایت نمی کند.

    پاسخ: عدمِ ثبوت، دلیل جواز است. وقتیکه این محقق شدکه با زبان نیت گفتن الفاظ آن موجود نیست، پس این بر عدم استحباب می تواند دلالت کند، اما بر عدم جواز از این استدلال کردن صحیح نیست .چونکه برای اثبات کراهت یا حرمت ضرورتِ دلیل مستقل است وظاهر است که عدمِ ثبوت دلیل نمی باشد، لهذا از این جواز ثابت می شود، چونکه اصل در اشیاء اباحت است و برای آن حاجتِ دلیلِ مستقل نیست، چنانکه بسیاری از چیزها این چنین اندکه ثبوت آن موجود نیست مگر کراهت و حرمت آن ها را هیچکس قایل نیست وللتفصیل محل آخر بعضی از فقها چرا بدعت گفته اند؟ از این سوال پیدا می شود که چرا حنابله و مالکیه بر کراهت و بدعت بودن آن نیت با زبان قایل اند؟ پاسخ این است که وجه آن محض عدمِ ثبوت نیست، بلکه التزام و استمرار آن نیت با زبان را بدعت می گویند؛ چون که این التزام مالایلزم است.  مرقات ج۱ص۴۱

غرض این است که این حضرات منکر مطلق جواز نیستند بلکه به وجه التزام مالایلزم بر بدعت و کراهت آن قایل اند. لهذا این خلاف بیان ما نیست، پس تلفظ (بالنیة) اصلاً و فی نفسه جائز و مباح است و التزام آن به معنی ضرورت دانستن در نزد احناف از کراهت خالی نیست، چنانکه در مرقات علامه ملا علی قاری﴿رح﴾ بر ضرورت نبودن آن کافی طویل کلام کرده اند و همین طور در بهشت زیور ضرورت نبودن آن بیان فرموده شده است.  مرقات ج۱ص۴۱، بهشت زیور:ج۱۱ص۳۱

استحباب نیت کردن با زبان

وقتیکه جواز نیت کردن با زبان محقق و ثابت شد پس در این جا این بحث جلو می آید که پایبندی کردن آن نیت با زبان چطور است، مانند اینکه امروزه عمل اکثر احناف است؟ در این زمینه قول اکثر احناف بر استحباب و استحسان است. چنانکه ملا علی قاری﴿رح﴾ در (مرقات شرح مشکاة) می فرماید: اکثر اصحاب ما این را مستحب می گویند. مرقات:ج۱ص۴۲

و صاحب (هدایه) فرموده اند :«و یَحسُنُ ذلِکَ لِاجتِمَاعِ عَزِیمَتِه» هدایه:ج۱ص۸۰

یعنی با زبان نیت کردن غرض یکسوئی قلب مستحسن است. علامه ابن همام﴿رح﴾ در (التجنیس) نقل کرده اند: «ومَنِ اختَارَهٌ اختَارَهٌ لِتَجتَمِعَ عَزِیمَتُهٌ» فتح القدیر:ج۱ص۲۷۳

یعنی آن افرادی که این را پسندیده اند آن به غرض یکسوئی قلبی است. وعلامه نسفی و قاضی خان﴿ر ح﴾ هم این را اختیار کرده اند و زاهدی تصحیح آن را کرده اند و در (منیة المصلی) آن را مختار گفته است و صاحبِ (تنویرالابصار) بر این جزم کرده اند. کذا قال فی حاشیة الهدايه:ج۱ص۸۱

این را نه فقط احناف  بلکه امام شافعی﴿رح﴾ نیز گفته اند. چنانکه علامه ابن العربی مالکی﴿رح﴾

در(القبس شرح موطا مالک بن انس) و علامه ابو عبدالله العبدری مالکی﴿رح﴾ در) التاج والاکلیل) این قول امام شافعی﴿رح﴾ را نقل فرموده اندکه: «یُستَحَبُّ لَهٌ اَن یَّتَکَلَّمَ بِلِسَانِه فَیَقُولُ:,أُؤَدِّی ظُهرَ الوَقتِ,, فَیُکَبِّرُ، و هِیَ بِدعَةٌ، ما رُوِيَت عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم و لَا عَن أَحَدٍ مِّنَ السَّلَفِ، أَمَّا أَنَّهٌ يُستَحَبُّ لِلمُشَوَّشِ الخَاطِرِ المُوَسوَسِ الفِكرِ إِذَا خَشِيَ أَلَّا يَرتَبِطَ لَهٌ فِي قَلبِه عَقدُ النِّيَّةِ أَن يَّعضِدَهٌ بِالقَلبِ حَتّي يَذهَبَ عَنهُ اللَّبسُ»

القبس لابن العربی: ج۱ص۲۱۴، التاج والاکلیل ج۱ص۵۱۵

ترجمه: برای خواننده نماز این مستحب است که وی نیت را با زبان هم بگوید، پس اگر این طور بگوید که من نماز وقت ظهر را ادا می کنم دوباره تکبیر بگوید این بدعت است، نه از رسول الله﴿ﷺ﴾ مروی است و نه از کسی از سلف مروی است. لیکن کسی که شکار خیال بد و وسوسه ها است اگر وی را اندیشه است که در دل نیت کامل نمی شود پس مستحب است که آن زبان دل را محکم کند تا که تشویش ختم شود.

راقم می گوید: بسیاری از چیزها مباح و جائز می شوند مگر به لاحق بودن بعضی از عوارض آن ها از درجه اباحت خارج به درجه استحسان و استحباب داخل می شوند. مثلاً: راه رفتن مباح است مگر بخاطر عبادت مستحسن و باعث اجر و ثواب است .خوردن و خوابیدن مباح است مگر در عبادت به غرض دلجمعی مستحسن و مستحب است. همینطور تلفظ (بالنیه) مباح است مگر همین اگر بنا بر غرض صحیح کسی باشد خصوصا وقتی که حصول مطلوب چیزی از این می شود، یعنی طلب آن از این حاصل می شود. پس این از درجه اباحت خارج و به درجه استحباب و استحسان داخل می شود وقتیکه این سخن معلوم شد. پس این ملاحظه است که در نماز یکسوئی قلب خشوع و خضوع مطلوب شرعی و مقصود است بلکه روح اصل نماز همین است.

لهذا اگر برای غرض یکسوئی قلب تلفظ (بالنیة) است، پس این هم مستحسن و مستحب می شود و این تجربه است از این یکسوئی قلب حاصل و انتشار پراکندگی ذهنی ختم می شود، چنانچه بر طلباء این سخن مخفی نیست که تقریر استاد اگر در ذهن به وجه انتشار محفوظ نمی شود پس با زبان دور کردن یکسوئی قلب پیدا شده محفوظ می شود. پس تلفظ (بالنیة) هم بنا براین غرض که مجرب عمل است کرده شودپس این مستحسن می شود.

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × چهار =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن