اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعه

تقلیددرپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف : قسمت ۵

رونق وشکوفایی تقلید شخصی .
درصده ی دوم هجری سلسله وکار تدوین وترتیب اصول وفروع مجتهدین بزرگوارآغازگردید.شاگردان نخبه وبرجسته مجتهدین کرام جهت بقاء وانتشارمذاهب (شیوه های اجتهادی)اساتیدخویش کوشیدند پس ازصده ی دوم درمیان اکثرمردم تقلیدمذهب معین شروع شد.البته دراین برهه اززمان چونکه مجموعه ی  تدوین وترتیب مذاهب مجتهدین بزرگوارهرکجا موجودنبودوبرای هرفردی به آسانی فراهم نبود بخاطرعدم دسترسی به آن مجموعه فقهی ،آنها هنوز به تقلیدغیرشخصی عامل بودند. وآن تعدادی که تقلید شخصی می کردندآنها به ۴ مذهب منحصر ومحدود نبودند بلکه علاوه براین چهارمذهب مشهور،مجتهدین زیادی وجودداشت که دارای مذاهب وپیروان بودند .دراین مدت هنوزتقلیدشخصی وغیرشخصی ادامه داشت ولی وزنه ی تقلیدشخصی وکیفیت آن درصده ی چهارم هجری غالب وفائق آمده شکوفاشد.حضرت شاه ولی الله رح درکتاب اﻹنصاف مي نويسد :[وبعدالمأتين ظهرفيهم التمذهب للمجتهدين باعيانهم وقل من كان لايعتمد على مذهب مجتهد
بعينه وكان هذا هوالواجب فى ذلك الزمان]¤اﻹنصاف ص ۵۲٫
ترجمه:پس ازقرن دوم هجری درمیان مردم پیروی ازمذهب یک مجتهدمشخص رواج گرفت وخیلی کم بودندمردمی که برمذهب (فقهی)مجتهدخاصی اعتمادنکنند ودرآن زمان این ضرورت احساسمی شد.
انحصارتقلیدشخصی درچهارمذهب .
هنگامی که درقرن چهارم هجری کتابهای فقهی مذاهب چهارگانه (حنفی ،مالکی ،شافعی وحنبلی)ترتیب وتدوین شده وبه اقصا نقاط عالم منتشرگشتند عمل به  آراء فقهی این مذاهب آسان گردید.آراء وآثارفقهی بقیه مجتهدین بزرگواراهل حق که قبل از صده ی چهارم یافته می شدند به تدریج ازبین رفتند بجزازمذاهب فقهی این چهارامام ،بقیه مذاهب اهل حق  بجای نماندند پس ازشکل گیری مذاهب اربعه ضرورت و نیازی به اجتهاد نوین پیدا نشد
خواست ومشیت الهی برهمین شدکه تقلیدشخصی دراین چهارمذهب منحصرگردد.
حضرت شاه ولی الله دهلوی
می گوید:[ولما إندرست المذاهب الحقه إلا هذه كان إتباعالسواد اﻷعظم ] عقدالجيد ص ۳۳٫
ترجمه: درحال حاضرچون بغیرازمذاهب اربعه ،مذاهب راستین  دیگر منقرض وناپدید گشته اند،لذا پیروی یکی از مذاهب چهارگانه برابربا پیروی ازسواد اعظم می باشد.
علامه بن خلدون رح درمقدمه تاریخ می فرماید:(وقف التقلیدفی الدیارواﻷمصار
عندهوﻵء اﻷربعة ودرس المقلدون لماسواهم وسدالناس باب الخلاف و طرقه ولماكثرت تشعب اﻻصطلاحت فى العلوم ولما عاق عن الوصول إلى رتبة اﻹجتهاد ولماخشى من اسناد ذالك إلى غيراهله من لايوثق بدينه ولارأيه فصرحوا بالعجز والاعواز ورد الناس إلى تقليد هؤﻵء كل من إختص من المقلدين وحظروا أن يتداول تقليدهم لمافيه من التلاعب ولم يبق إلانقل مذاهبهم وعمل كل مقلدبمذهب من قلده منهم بعدتصحيح اﻷصول واتصال سندها بالرواية لامحصول اليوم للفقه غيرهذا ومدعي اﻹجتهاد لهذاالعهدمردود على عقبه ومهجورتقليده وقدصار أهل اﻹسلام على تقليد هؤﻵء اﻷربعة)¤.مقدمه ابن خلدون ص ۴۴۸٫
ترجمه: درتمام شهرهای اسلامی تقلید(نزداهلسنت)فقط درچهارمذهب متوقف شده منحصرگردید ومقلدین ایمه دیگربه طورکلی منقرض شدند ومردم باب اختلاف وراههای آنرا مسدود ساختند، بدین جهت که اصطلاحات علمی زیادشده مخلوط گشتند لذا رسیدن به جایگاه اجتهاد (مطلق) کارمشکلی شده بود.بنابراین ،این خوف پدیدآمد که مبادا کار(بسیارحساس )اجتهاد بدست نااهلان بیفتد وافرادی زمام آنرابعهده گیرند که بردیانت ودیدگاه آنان هیچگونه اعتمادی نمی توان کرد.بدین جهت (علمای بزرگوار) عجزوناتوانی خویش را درمورد اجتهاد(مطلق)بصراحت اعلام نمودندوتوده مردم رابه تقلید یکی ازآنان توصیه فرمودندوازجابجایی تقلیدامام (یاتلفیق مذاهب) ممانعت بعمل آوردند زیرا این کارباعث می شودکه دین بازیچه وملعبه (هواپرستان)قرارگیرد .(خداوند میفرماید فلاتتبعوا الهوی).لهذا اکنون فقط نقل آن مذاهب فقهیه(منقرضه) باقیمانده است .پس ازتصحیح اصول واتصال سندآن ازلحاظ روایت هرمقلدی به مذهب فقهی امام خویش پیروی کرد که نتیجه وحاصل فقه امروزهمین است.ودراین عصرهرکسی ادعای اجتهاد (مطلق)کند مردود است وپیروی ازمهجورومتروک است زیرا مسلمین به این تقلیداین چهارمذهب راستین اجماع واتفاق نموده اند.
↩ادامه دارد
گروه علمــــــــــي وتحقیقــــــــــي راه حقیقت۲

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 3 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن