اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعه

تقلیددرپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف . قسمت ۸

{یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ }¤نساء/۵۹
ترجمه :ای کسانی که ایمان آورده‌اید!ازخدا (باپیروی ازقرآن) واز پیامبر( خداباتمسک به سنت او)اطاعت کنید وازکارداران و فرماندهان مسلمان خود [= مجتهدین وعلمای ] فرمانبرداری کنید.[ مفسرین بزرگوار لفظ “اولی الامر”را به حکام وسلاطین ،وعلماءومجتهدین هردوتا تفسیرکرده اند.لیکن مرادگرفتن علماءومجتهدین وخیلی بهتروراجح است .چون حکام دنیوی دربیان واجرای أحکام ومسائل دینی ازخوداختیاری ندارند بلکه أحكام ومسایلی را که علمای شریعت تبیین نموده اند برآن عمل کرده پایبندی می کنند.
ازاین لحاظ علمای بزرگوار امیروحاکم ، دولتمردان قرارمی گیرند.
صاحب تفسیرکبیرمی فرماید:《إن أعمال اﻷمراء والسلاطين موقوفة على فتوى العلماء والعلماء فى الحقيقة أمراء فكان حمل لفظ اولى اﻷمر عليهم أولى》تفسيركبيرج۳ص ۳۴۴٫ترجمه: بدون تردید امور حکام ودولتمردان به فتوای علماء بزرگواربستگی دارد درواقع علماء حاکم وامیر دولتمردان وصاحبان حکومت هستند بنابراین حمل لفظ ” اولی الامر “برای علماء خیلی بهتراست.دیدگاه اسلاف(صحابه)← حضرت ابن عباس ،جابربن عبدالله ، (تابعین وتبع تابعین)←حضرت عطاء ،مجاهد ،حسن بصری ،ضحاک ،امام مالک وغیره این است که مطلب ازلفظ  “اولی الامر ” علماء،فقهاء ومجتهدین می باشند.
جهت تفصیل بیشتربه نظرات سلف به مستدرک حاکم ،کتاب ه العلم ۱/۱۳۳٫-وتفسیرخازن ،مدارک وغیره نگاه شود.اکنون که این موضوع ذهن نشین شدکه تفسیراولوالامر علماوفقهاء هستند مرادازآن مجتهدین می باشند .صاحب تفسیرروح المعانی می گوید:《فإن العلماء هم المستنبطون المستخرجون اﻷحكام 》.تفسيرروح المعانی ج/۵-ص۶۵٫
ترجمه:قطعا مرادازعلماء آنهایی هستندکه احکام ومسایل را استنباط واستخراج می کنند (مجتهدین ).

[ وقتی که روشن گردید درشریعت منظورازاولی الامر، مجتهدین هستند ،پس اتباع آنان واجب شد وکسی اتباع می کند که به جایگاه ومقام متبوع نرسد .ازاین آیه بصورت شفاف ثابت شدآن مسلمانی که به درجه اجتهاد نرسیده است برای تقلیدوپیروی ازمجتهد واجب است .

اکنون بحث این است آیا اجتهاد وسخن مجتهد را صرفا ازروی اعتماد وحسن ظن برایشان بپذیریم ؟یا اینکه ازایشان ودلیل مطالبه کنیم ؟
بهتراست که پاسخ این پرسش رااز خودآیه دریافت کنیم .خداوند متعال لفظ “اولی الامر” را بدون ازاعاده ی فعل (أطيعوا) برلفظ (الرسول )عطف نمود. اشاره براین است همانگونه که اطاعت پیامبرص بدون ازدرخواست   دلیل ،محض بنابرحسن ظن واجب است. نیزپیروی وتقلید مجتهد درمسائل اجتهادی وغیرمنصوص بدون مطالبه دلیل صرفا براساس حسن ظن واعتماد واجب است.
اگرچه منشاء حسن ظن درهردوجا، جدا است وفرق می کنند
۱-درمحل نخست منشاء واساس حسن ظن رسالت است که اطاعت آن واجب قطعیاست .
۲-امادرجای دوم منشاء وبنیاد حسن ظن واعتماد نسبت به مجتهد تقوی وعلم صحیح است که اطاعت وی
واجب ظنیاست.

نتیجه می گیریم اطاعت وپیروی مجتهدی که براساس حسن ظن واعتماد است آنرا 《تقلید》می نامند لهذا ثبوت تقلید ازآیه مذکور اظهرمن الشمس شد .
↩ادامه دارد…

 

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن