اثبات تقلیدشرعی از مذاهب اربعه

تقلیددرپرتوقرآن وسنت وگفتارسلف : قسمت ۶

 

به فضل الهی فقط مذاهب اربعه باقی ماندند.خلاصه پس ازقرن چهارم هجری تمام مذاهب ناپدید گشتند ودرسرتاسر جهان اسلام درمیان اهل حق فقط این چهارمذهب ماندگارشدند .

اکنون دوگزینه داریم

۱-اینکه مامردم آراء ونظرات خویش را برای فهم دین کافی بدانیم ودین را بازیچه وتماشا قراردهیم وازخواهشات نفسانی خودپیروی کنیم .

۲-یا اینکه مجددا ازمذاهب فقهی برحق ایمه تقلید نموده ودین خود را مصون ومحفوظ داریم .

ازآنجائی که خواست خداوند براین بود که امت محمد ص را تاروزرستاخیزازگمراهی وانحراف نجات دهد ازغیب زمینه را فراهم نمود که ناخودآگاه محبت وگرایش قلوب ملت اسلام به سمت تقلید یکی ازایمه اربعه پیداشد .دین وایمان آنها ازشکار اختلاف وپراکندگی محفوظ ماند.

حضرت شاه ولی الله رح درکتاب الانصاف می نویسد:¤[فالتمذهب للمجتهدین سرالهمه الله تعالی العلماء وجمعهم علیه من حیث یشعرون أو لا يشعرون ]¤

ترجمه: انتخاب مذاهب اربعه یک رازی است که خداوندآنرا در دلهای علمای این امت الهام نموده است وآنها رابراین گردآورد خواه این راز را درک بکنندیا نکنند.

چنانکه پس ازقرن چهارم هجری تمام دانشمندان اسلامی ،فقهاء ومحدثین که پابه عرصه نهاده اند هریکی مقلدیک امام بوده است .
۱- دانشمندانی چون حافظ زیلعی رح،علامه طیبی ،محقق ابن الهمام ،ملاعلی قاری ، علامه عینی وغیره که درعلم حدیث گوی سبقت را برده اند حنفی مذهب بودند.

۲-محدث بلندپایه  ابن عبدالبر  مسلک مالکی داشت .

۳- اندیشمندانی چون علامه نووی ،بغوی ،خطابی، ذهبی،عسقلانی ،قسطلانی ،سیوطی وغیره که درعلم حدیث مرتبه بسیارعالی داشتند شافعی مذهب بودند.

۴-بزرگانی مانند:علامه ابن تیمیه رح وحافظ بن القیم وغیره پیرو مذهب حنبلی بودند.

چکیده ی تمام مباحث گذشته این است با توجه به درنظرداشتن حالات زمانه تا قرن دوم هجری هنوزتقلید غیرشخصی رایج بود.پس ازصده ی دوم هجری تا اوخرصده ی سوم هجری تقلید غیرشخصی کاهش یافت وتقلیدشخصی بیشتررواج گرفت .

بازدرصده ی چهارم هجری سواداعظم امت اسلام برای  تقلیدشخصی اجماع کرد که به فضل خدا تاکنون باقی است ودرحق این امت مرحومه ،رحمت الهی وتائیدربانی ونصرت غیبی است. به گفته صاحب تفسیر احمدی( لامجال فیه للتوجیهات والادلة)یعنی این فضل خداوند نیازی به هیچ توجیه ودلیلی ندارد.تفسیراحمدی ص۲۹۷٫ولی متاسفانه عده ای حسود ونابخرداین هدیه ی غیبی وربانی را که باعث حفاظت شریعت و هدایت امت است به مذاقشان خوش نیامد برخلاف آن غوغاو هنگامه به پاکردند وآنرا عملی ناجائز،حرام وبدعت حتی شرک قلمداد کردند.

ازکنجکاوی قشرجوان وتحصیلکرده وساده لوحی برخی ازاقشارجامعه سوء استفاده نموده شکوک وشبهات واهی برای آنان مطرح می سازند وزمینه ی سردرگمی وبدبینی را نسبت به ایمه وتقلید مهیا وآنها را ازتقلید ایمه بازمی دارند

بدین سبب دلایلی راازروشنی کتاب وسنت دراین نوشتار مختصر جهت تنویرافکار عمومی مطرح خواهم ساخت تاکه طبایع حق جو مطمئن گردند.

قبلابیان گردیدکه تقلیدبرقسم است

۱-تقلیدشخصی

۲-تقلید غیرشخصی ،

ادامه دارد

گروپ علمــــــــــي وتحقیقــــــــــي راه حقیقت۲

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + 11 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن