عقیده

قطره ایی از دلایل جمهور درمورد طلاق ثلاثه)قسمت(۱)

 

قبل ازهرچیز باید عرض کنم افرادی که وقوع سه طلاق را با عبارت سه طلاقه نفی میکنند باید بدانند که

درمقابل تمام مذاهب مدون اهل سنت و دربرابرجهانی از علم و فقاهت قرارگرفته اند. زیرا تمام مذاهب مدون اهل تسنن اعم از حنفی،شافعی،مالکی،حنبلی و مذهب امام بخاری وتمام علمای سلف و خلف این مذاهب ،کلا بر این باورند که اگر شوهری به همسرش بگوید:

طلقتک ثلاثا یا سه طلاق هستی، فورا سه طلاق او واقع میشوند و باینه کبری تحقق میابد. (بدایه المجتهد ج۲ص۶۴ نووی شرح مسلم هامش ارشادساری ج۶ص۲۶۰نیل الاوطار شوکانی ج۶ص۲۶۰

المنارج۲ص۳۸۳و۳۸۴).

حالا فرض کنید روایت وقوع یک طلاق از یکی دو نفر از اصحاب و تابعین و روایت لغو بودن این عبارت از یکی دونفرازاصحاب واتباع تابعین صحیح هم باشد همچنین فرض کنید هرکدام از آنها به درجه اجتهاد مطلق و اعلی هم رسیده باشند با این حال چون مذهب آنان مدون نیست و شرایط نکاح و طلاق برحسب مذهب آنان برای کسی معلوم نیست بنابراین تقلید و پیروی از آنها بویژه در پاسخ به پرسش شافعی ها،حنفی ها،مالکی ها و حنبلی ها هیچ نوع مجوزی ندارد.حال که این مسئله روشن شد می پردازیم به حدیثی که بعضی از آن، به عدم وقوع سه طلاق، با یک لفظ استدلال میکنند .

در واقع تنها حدیث مرفوعی که بعنوان دلیل بیان میکنند همین یکی است و بس.اکنون به بحث پیرامون صحت استدلالشان میپردازیم.حدیثی که از آن استدلال می گیرند از چندین جهت غیرقابل استدلال است.

۱-اینکه این حدیث از احادیث غریب و بدون شاهد و تک راوی است. زیرا جز ابن عباس کسی دیگر آنرا روایت نکرده است.

۲-اینکه خود امام احمد که راوی و مصحح اسناد این حدیث بوده به آن عمل نکرده است

چون مذهب امام احمد که با اجرای طلاق ثلاثه سه طلاق واقع میشوند،

نیز به طرق متعدد ثابت است که رکانه زن خود را به لفظ البته طلاق داده و گفته که نیت من یکی بوده است و بعد ازتحلیف ، رسول اکرم ص قول او را پذیرفت. (یعنی پس از اینکه او را قسم داد) اگر سه طلاق یکی محسوب می شد ضرورت تحلیف نداشت. واقعه رکانه ازخود او اینطور مروی است .رکانه می گوید: به پیامبرص عرض نمودم ای رسول الله ص من زنم را با لفظ البته طلاق داده ام پس پیامبر پرسید نیت تو چند طلاق بودگفتم یکی ،پیامبر فرمودند: بوالله(که یکی بود) گفتم بوالله (که یکی بود) (ترمذی ابوداود و ابن ماجه)

از این حدیث به صراحت معلوم میشود که “البته” کنایه ازطلاق ثلاثه و همراه نیت ،موجب وقوع سه طلاق است درغیر این صورت، قسم دادن لازم نبود و در صورتی که کنایه ازطلاق ثلاثه همراه نیت موجب وقوع سه طلاق بشود بدون تردید صریح طلاق ثلاثه بدون نیت نیز موجب وقوع سه طلاق است

(توجه:حدیث فوق به روایت امام شافعی در نیل الاوطار نیز آمده است) و فقط در یک روایت ازطریق ابن عباس آمده که درآن به جای “البته” لفظ ثلاثه آمده که این روایت طبق اصول محدثین مورد قبول نیست چنان که حافظ ابن حجر درتلخیص میگوید :

این روایت ضعیف است.و حافظ ذهبی این را از منکرات داود بن حصین شمارکرده است امام ابوداود نیز روایت “البته” را اصح قرار داده استو امام نووی نیز تاکید کرده که روایت ثلاثه از راویان مجهول روایت شده و صحیح روایت “البته است” (نووی شرح مسلم ج۱ص۴۸۷)و درمقابل این حدیث غریب و بدون شاهد وضعیف بقول محدثین و تک راوی که خود راوی و مصحح اسنادش نیز به آن عمل نکرده است،احادیث صحیح بیشماری درکتاب مسلم و بخاری و بقیه صحاح وجود دارند که عموما دلالت صریح و قاطع دارند براینکه با یک عبارت و در یک زمان (خواه طلاق ثلاثه یا صدطلاق یا “البته” به شرط نیت) سه طلاق واقع میشوند از جمله:امام شافعی و ابوداود و ترمذی و ابن ماجه ازصحاح سته متفقا روایت کرده اند که

رکانه زنش را با عبارت”البته” طلاق داده بود پیامبر(ص) او را قسم داد که فقط یک طلاق را اراده کرده است ،آنگاه زنش را به او برگرداند.

حدیث دوم:

امام بخاری از سیده عایشه روایت کرده که مردی زنش را سه طلاقه کرد و آن زن با کس دیگری ازدواج نمود و ازپیامبر سوال شد که آیا این زن به محض این عقد برای شوهر اول حلال میشود؟پیامبر فرمودن نه تا زمانی که با شوهر دومی آمیزش نداشته باشد. و قسطلانی در شرح این جمله:”زنش را سه طلاقه کرد”گفته است:”فانه ظاهر فی کونها مجموعه”یعنی یک امرظاهر و آشکاری است که منظور وقوع سه طلاق به صورت مجموعه بوده نه به صورت متفرق و جدا از هم.

 

حدیث سوم:

امام مسلم با طرق متعدد که به حد تواتر رسیده از فاطمه دختر قیس روایت کرده که:(شوهرش او را سه طلاقه کرد و پیامبرآن را کار بدی نشمرد و فرمود:دیگرحق نفقه نداری. و در یکی از این طریقه هایی که امام مسلم این حدیث را روایت کرده چنین آمده است:فاطمه گفت خدمت پیامبرآمدم واز من سوال کرد “کم طلقک”؟ شوهرت تو را چند طلاق داده است؟”قلت ثلاثا”؟عرض کردم مرا سه طلاق داده است.”فقال صدق لیس لک نفقه”پیامبر فرمود:پس شوهرت درست گفته که تو برذمه او نفقه نداری. بدیهی است که کیفیت سوال پیامبرکه فرمود “کم طلقک”و نفرمود “کم مره”و کیفیت جواب که فرمود: تو حق نفقه نداری دلالت صریح و قاطع دارند بر اینکه سه طلاق شوهر فاطمه بطور مجموع و در یک زمان و با یک عبارت واقع شده اند.

حدیث چهارم:

ابن حفص زنش را سه طلاقه کرد و از پیامبر سوال شد آیا این زن حق نفقه دارد؟ پیامبر فرمود خیر بر او عدت واجب است (محلی ابن حزم ج دهم ص ۱۷۱

حدیث پنجم:

دارقطنی با یک سلسله راویان از عبدالله بن عمر نقل میکند که همسرم را در حالت قاعدگی یک طلاق داده بودم و میخواستم در زمان طهر و پاکی دو طلاق دیگر را واقع نمایم.پیامبر که این مطلب را شنیده بود خطاب به من فرمود:خداوند چنین اجازه ایی به تو نداده است و تو از روش پسند الهی دور شده ای،آنگاه به من دستور داد که به همسرم رجوع کنم.سپس فرمود: وقتی همسرت به طهر و پاکی رسید،اگر مایل بودی او را طلاق بده وگرنه او را نزد خودت نگه دار.در این هنگام به پیامبر عرض نمودم “اگر او را سه طلاقه میکردم حالا نمیتوانستم او را به خودم رجوع نمایم؟ پیامبر فرمود نه بلکه به کلی از تو جدا میشد و تو مجرم و گناهکار هم میشدی.

حدیث ششم:

حماد بن زید به ابوایوب گفت:”آیا به غیر از حسن از کس دیگری شنیده ای که گفتن( امرک بیدک )یعنی کارخودت در دست تو باد موجب سه طلاق باشد؟

ابوایوب اول گفت نه سپس گفت: استغفرالله خدایا بیامرز مرا.آری قتاده ازکثیر از ابی سلمه از ابوهریره نقل کرده که پیامبر فرموده این عبارت به منزله طلاق ثلاثه است.

 

حدیث هفتم:

یونس ابن یزید از ابن شهاب پرسید:آیا اگر مردی قبل از آمیزش با زنش کارزنش را به پدرش حواله کند و پدرش بگوید هی طالق ثلاثه

یعنی او سه طلاقش واقع شوند؛

پاسخ این سوال با توجه به سنت و روش صحیح چیست؟ابن شهاب گفت:محمدابن عبدالرحمان از محمدبن ایاس که پدرش از اصحاب بدر بوده است نقل کرده است که ابوهریره

درپاسخ این سوال گفته است این زن به کلی از این مرد جدا میشود و تا شوهر دیگری نکند برای شوهر اولی حلال نمیشود و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمروعاص نیز پاسخ این سوال را مانند ابوهریره داده اند(نیل الاوطارشوکانی ج ششم ص ۲۵۷)

 

ابوفاروق دیوبندی

↩ادامہ دارد…

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + 6 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن