حجیت اجماع و قیاس

حجیت اجماع وقیاس (۴)

۴)-دلیل چهارم
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُم» .  نساء/۵۹ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر خویش را(= فرمانروایان وایمه مجتهدین دین ‌).
طریقه استدلال ازآیه مزبوراین است که مراد ازاولوالأمر،یا ایمه مجتهدین هستندیا حکّام وفرمانروایان.
اگراوّلی مرادباشد مطلب این است هرگاه مجتهدین امت، بر یک حکم غیرمنصوص اتفاق نمودند اطاعت آنها واجب است.اگرثانی یعنی حکّام مراد باشند وآنها مجتهد نیستندوازاحکام شرعی آگاهی ندارند برآنها لازم است که ازاهل علم واجتهاد سئوال کنندزیرا ارشاد الهی است.«فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُون»َ نحل /۴۳
اگرنمی دانید از آگاهان، (علمای ذاکرومتقی) بپرسید.هنگامی که آنان ازمجتهدین واهل علم سئوال نمودند واهل علم درپاسخ متفق وهماهنگ شدند آنگاه برحکّام واجب است که جواب علمی آنهابپذیرند.وگرنه  سئوال کردن ازآنان هیچ سودی در برنخواهد داشت .ازآنجایی که اطاعت آنهابربقیه مردم واجب است لذا قبول کردن قول آنها نیزواجب است.
پرواضح است پذیرفتن قول متفق علیه آنها زمانی برمردم لازم می شودکه قول آنها حجت ودلیل باشد.
مخلص کلام :ازاین آیه نیزثابت گردید که اجماع حجت شرعی است.
۵-دلیل پنجم :«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ » . ٌ《توبه/۱۱۵》چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آن که آنها را هدایت کرد (و ایمان آوردند) گمراه (و مجازات) کند.این آیه نیز به حجیت اجماع دلالت دارد زیرا خداوند
می فرماید: الله تعالی بر قوم یعنی بردلهای علماء مهدیین خلاف حق راقرارنمی دهد.به همین خاطرضلال و انحراف، خلاف حق وهدایت گفته شده است چنانکه ارشاد الهی است «فَماذا بَعدالحقّ ٳلا الضَلال»وقتی که خداوند درقلوب علمای مهدیین خلاف حق را نمی اندازد، نتیجه می گیرم که خدا حق را دردلهای آنان می کارد.یعنی هرزمانی که علمای هدایت یافته ومخلص، بابت یک امری غیرمنصوص اتفاق نمایند آنها برجاده ی حق هستندوقبول نمودن حق، واجب است وآن امرمتفق علیه واجماعی درحق مردم حجت شرعی است.توضیح وتلویح.
دلیل عقلی برحجیت شرعی اجماع این است اگرچندتا واقعه ورویداد باشند که در خصوص آنها هیچ نصی موجود نباشدآنوقت احکام مهمل وبیکار قرارگرفته ودین کامل نمی شود درصورتی که خداونددر آیه «الیوم اکملت لکم دینکم»به اکمال وتکمیل دین خبرداده اند
بدین جهت برمجتهدین لازم و ضروری است که ازاین واقعات احکام را استنباط واستخراج نمایند.حال اگرمجتهدین دریک عصر، حکمی را استنباط نموده وبرآن اتفاق نظرنمودند قبول کردن آن حکم برمردم آن زمان واجب است .
باتوجه به این مقدمه ،اتفاق آنها، دلیل حکمی است که مخالفت آن جایزنیست.زیرا خداوند می فرماید:«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ».  آل عمران /۱۰۵ٌو مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید.
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن