عقیده

پاسخ به غیرمقلد مجسم (۴)

پاسخ به رئيسي مجسم و مشبِّه كه قائل به مكان براي الله سبحانه و تعالي است.(۴)
قول رئيسي:
ثبوت از سنت:
۱-شخصي کنيزکي داشت و او را تنبيه کرد و با کنيزکش به خدمت پيامبر خدا حاضر شد؛پيامبر خدا از کنيز پرسيد: خدا کجاست؟کنيز پاسخ داد: در آسمان! و پرسيد من که هستم ؟پاسخ داد :پيامبر خدا! پيامبر فرمودند اين شخص مومن است و به آقايش گفت: که او را آزاد کن! چرا رسول خدا «ص» به کنيز نگفت که تو راه را خطا رفتي و اشتباه فکر ميکني!!(پايان قول رئيسي)
سني حنفي گويد : استدلال شما از حديث جاريه (كنيز) بر وجود مكان براي الله تعالي درست نيست؛ زيراكنيزي كه پيامبر صلي الله عليه و سلم او را مورد سوال قرار داد كر و لال بود؛ زيرا در الفقه الأبسط كه شما بعداً از آن نقل مي‌كنيد, آمده است : « فِي الحَدِيث ان رجلاً اتي إِلَي النَّبِي صلي الله عَلَيْهِ وَسلم بِأمة سَوْدَاء فَقَالَ وَجب عَليّ عتق رَقَبَة أفتجزيء هَذِه؟ فَقَالَ لَهَا النَّبِي صَلي الله عَلَيْهِ وَسلم: أمؤمنة أَنْت؟ فَقَالَت: نعم, فَقَالَ: أَيْن الله؟ فَأَشَارَتْ إِلَي السَّمَاء، فَقَالَ : اعتقها فَإِنَّهَا مُؤمنَة». (الفقه الابسط)دقت مي كنيد كه در اين حديث آمده است : « فَأَشَارَتْ إِلَي السَّمَاء» (پس كنيز به آسمان اشاره كرد). اين تصريح دارد كه كنيز لفظ « في السماء» (الله در آسمان است) را به كار نبرده است و لفظ « في السماء» تعبير راويان است و اعتباري ندارد.در روايتي ديگر آمده است : عن عطاء بن يسار قال: ‌حدثني صاحب الجارية نفسه قال: كانت لي جارية ترعي الحديث و فيه : «فمد النبي يده إليها وأشار إليها مستفهما : من في السماء قالت : الله. قال: فمن أنا؟ قالت: أنت رسول الله. قال: أعتقها فإنها مسلمة».العلو للعلي الغفار از امام ذهبي, تحقيق : أبو محمد أشرف بن عبدالمقصود, ص ۱۵, رقم ۱۶/ الناشر : مكتبة أضواء السلف – الرياض /الطبعة الأولي ، ۱۹۹۵)
ترجمه :عطاء بن يسار مي‌گويد : صاحب جاريه خودش براي من حديث بيان كرده گفت : من كنيزي داشتم كه گوسفند مي‌چرانيد……. و در اين روايت آمده است : پس پيامبر صلي الله عليه و سلم دست خويش را به سويش دراز كرده و با اشاره از او پرسيد كه «من في السماء»…
امام ذهبي در كتاب العلوّ اين حديث را در بيان احاديث متواتر آورده است
.
دقت كرديد كه « أشار إليها مستفهما» كه عبارت اصل صاحب واقعه است, تصريح دارد كه سئوال رسول اللّه صلي الله عليه و سلم نيز با اشاره بود؛ زيرا سخن گفتن با كر و لال بيهوده است. و عبارت «مستفهماً مَن في السماء» هم تعبير راوي است ،نه رسول الله صلي الله عليه و سلم. لذا راوي ديگري همين را تعبير به « أين الله؟» و « قالت : في السماء» كرده است. و ديگري به : أين ربك؟ فأشارت إلي السماء (نگا : المصنف لعبدالرزاق ۱۶۸۱۶) و…امام بيهقي نيز تصريح دارد كه كنيزك كر و لال بود ايشان در السنن الكبري بابي به عنوان « ۸- باب إِعْتَاقِ الْخَرْسَاءِ إِذَا أَشَارَتْ بِالإِيمَانِ وَصَلَّتْ» قائم گردانيده و در آن حديث كنيز را روايت كرده است :
۱۵۶۶۲- أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِي الرُّوذْبَارِي أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ دَاسَةَ حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ أَخْبَرَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ يَعْقُوبَ الْجَوْزَجَانِي حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ أَخْبَرَنَا الْمَسْعُودِي عَنْ عَوْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ : أَنَّ رَجُلاً أَتَي النَّبِي -صلي الله عليه وسلم- بِجَارِيَةٍ سَوْدَاءَ فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ عَلَي عِتْقَ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَقَالَ لَهَا :« أَيْنَ اللَّهُ؟ ». فَأَشَارَتْ إِلَي السَّمَاءِ بِإِصْبَعِهَا فَقَالَ لَهَا :« فَمَنْ أَنَا؟ ». فَأَشَارَتْ إِلَي النَّبِي – صلي الله عليه وسلم- وَإِلَي السَّمَاءِ تَعْنِي : أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ, فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- :« أَعْتِقْهَا فَإِنَّهَا مُؤْمِنَةٌ ».
-السنن الكبري للبيهقي وفي ذيله الجوهر النقي – ج ۷ / ص ۳۸۸)پس سوال و جواب با اشاره صورت گرفته‌اند و از آنجايي كه اشاره قابل نوشتن و شنيدن نبود, راويان مطابق فهم خويش آن را با الفاظ مختلف تعبير كرده‌اند:يكي تعبير كرده است به «أين الله» و «قالت : في السماء». و ديگري تعبير نموده است: «أتشهدين أن لا إله إلا الله؟ قالت: نعم, قال : أتشهدين أن محمداً رسول الله؟ قالت : نعم». -مؤطا امام مالك۲/۷۷۷ رقم : ۱۴۶۹, مصنف عبدالرزاق رقم ۱۶۸۱۴ و ۱۶۸۱۵ , بيهقي رقم : ۱۵۰۴۸ , و المنتقي لابن الجارود۱/۲۳۴ و مصنف ابن ابي شيبة ۶/۱۶۲ رقم: ۳۰۳۴۳ و المعجم الأوسط ۷/۱۲۹-۱۳۰ و مسند امام احمد۳/ ۴۵۱ و المعجم الكبير ۱۲/۲۶ و مسند البزار ۲/۱۶۴و… )و يكي ديگر چنين تعبير كرده است كه « من ربّك؟ قالت : الله, قال : من أنا؟ قالت : رسول الله…»(مسند الحارث/ زوائد الهيثمي ۱/۱۶۰ رقم :۱۵ و صحيح ابن حبان رقم : ۱۸۹ و سنن كبراي بيهقي: رقم : ۱۵۰۴۶ و  نگا : مستدرك حاكم و…)
و در حديث شريد بن سويد ثقفي نيز سوال با « من ربك» و جواب با « قالت : الله» آمده است.
نگا : سنن كبراي بيهقي ۷/۳۸۸ رقم : ۱۴۰۴۹, و سنن نسائي ۴/۱۱۰ رقم ۶۴۸۰ مسند احمد ۴/۳۸۸ و ۴/۳۸۹ و المعجم الكبير ۷/۳۲۰ رقم : ۷۲۵۷  و سنن الدارمي ۲/۲۴۴ رقم ۲۳۴۸ و…  و در حديث « أمرأة » هم سوال و جواب با الفاظ : « من ربك؟ قالت : ربي الله…» آمده است.  نگا : مستدرك حاكم رقم ۵۱۲۶ و سنن بيهقي ۱۵۰۴۶ و المعجم الكبير ۱۷/۱۳۶ رقم ۳۳۸ …
اين دو گروه از احاديث شاهد حديث قبلي هستند كه در آن سئوال با «أتشهدين» يا «من ربّك» آمده است.در آخر حديث جاريه را از مجمع الزائد نقل مي‌كنم : «وعن رجل من الأنصار أنه جاء بأمة سوداء فقال يا رسول الله إن عليّ رقبة مؤمنة فإن كنت تري هذه مؤمنة فاعتقها فقال لها رسول الله  صلي الله عليه وسلم  أتشهدين أن لا إله إلا الله قالت نعم قال أتشهدين أني رسول الله قالت نعم قال أتؤمنين بالبعث بعد الموت قالت نعم قال أعتقها»رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح وعن أبي هريرة رضي الله عنه أن رجلا أتي النبي  صلي الله عليه وسلم  بجارية سوداء أعجمية فقال يا رسول الله إن علي رقبة مؤمنة فقال لها رسول الله  صلي الله عليه وسلم  أين الله فأشارت برأسها إلي السماء بأصبعها السبابة فقال لها رسول الله  صلي الله عليه وسلم من أنا فأشارت بأصبعها إلي رسول الله  صلي الله عليه وسلم  وإلي السماء اي انت رسول الله قال اعتقها رواه أحمد والبزار والطبراني في الأوسط إلا أنه قال لها من ربك فأشارت برأسها إلي السماء فقالت الله ورجاله موثقون قلت وتأتي أحاديث من الطبراني في هذا الباب في كتاب العتق (مجمع الزوائد ۱/ ۲۴)
بنا بر اين , ثابت شد كه عبارت « أَين الله» يا « أين ربّك» لفظ خود آن حضرت صلي الله عليه و سلم نيست و نه «في السماء» عين لفظ كنيز بود چرا كه او گنگ بود و سخن نمي‌گفت. پس اين‌جا تقريري از رسول الله صلي الله عليه و سلم نسبت به « في السماء»‌بودنِ الله تعالي و تقدس نيز ثابت نمي‌گردد تا شما از آن استدلال كنيد.
در آخر بايد دانست كه عبارت « أين الله؟» (الله كجاست؟) مخالف با حديث متواتري است كه ۱۵ يا ۱۶ نفر از صحابه آن را روايت كرده‌اند. و آن حديث اين است .
قال رسول الله (ص) : « أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله …» الحديث . در اين حديث رسول الله صلي الله عليه و سلم مأموريت خويش را چنين بيان مي‌فرمايد : « امر شدم كه با مردم مقاتله كنم تا آن كه گواهي دهند كه جز الله تعالي ديگر اِلٰهي نيست و اين محمد پيغامبر الله است…» همان طور كه عرض شد, اين حديث را افراد كثيري از صحابه نقل كرده اند ؛ امام حافظ سيوطي در «الجامع الصغير» با شماره : (۱۶۳۰) پس از ذكر اين حديث نوشته است :« وهو متواتر ».(اين حديث متواتر است). شارح الجامع الصغير علامه مناوي نوشته است : « لأنه رواه خمسة عشر صحابيا»(اين حديث متواتر است؛ زيرا آن را ۱۵ صحابي روايت كرده‌اند) .و علامه كتاني در كتاب «نظم المتناثر من الحديث المتواتر» با شماره ۱۰ آن‌ها را تا ۱۹ نفر هم نوشته است.پس در اين حديث متواتر علامت ايمان شهادتين است نه باور داشتن اين كه « الله در آسمان باشد».
در حالي كه در حديث مستدل شما علامت ايمان همين چيز قرار داده شده است.
↩ ادامه دارد

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 15 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن