مسائل گوناگون

«تکفیر» نتیجه برداشت غلط

✍این روزها در فضای مجازی مقوله معروفی رد و بدل می‌شود که «حينما يتغلّب التكفير على التفكير تتحوّل المساجد من التكبير إلى “التفجير»؛هرگاه تکفیر بر تفکر واندیشیدن سیطره می‌یابد، در مساجد بجای بلند شدن ندای تکبیر، صدای انفجار بلند می‌شود.شاید گویندگان و ناقلان این مقوله منظورشان این باشد، تکفیری که امروزه متاسفانه جزئی از پیکره امت اسلامی قرار گرفته است، نتیجه  از بین رفتن فکر و اندیشه درست، است.زمانی که دلایل تکفیری‌ها وشيوه استدلالشان را بررسی می کنیم، به این نتیجه می رسیم که ریشه تکفیر دردو شیوه نگرشی و تز فکری که اخیرا در جهان اسلام رواج یافته اند بر می‌گردد:
۱-  نگرشی  که تقلید مذاهب فقهی را حرام اعلام کرد و مردم را از تقلید فقها، منع کرد. مکتب فکری که مذاهب فقهی  را از جایگاه شایسته شان، پرت کرد. پیداست که  آزادی شخص از تقلید مذاهب فقهی، نخستین گام در جهت تکفیر می‌باشد، زیرا چنین اشخاص افسار گسیخته‌ای هیچ‌گاه خود را پایبند اصول، ضوابط و قوانین مشخصی نمی دانند که در برابر آن سر تسلیم  فرود آورند. پس طبیعی  است که چنین افرادی بیشتر از دیگران، در معرض افراط گرایی و تندروی قرار خواهند گرفت.
علاوه بر اين شخصی که از قید مذاهب فقهی  خود را رها ساخته، لزوما مسایل را مستقیم از قرآن استنباط و استخراج می کند و قرآن همانگونه که مشهور است (حمال أوجه ذوجوه)  دارای وجوه متعددي است و استنباط درست از آن برای هرکسی ميسر نیست، مگر نه این است که پیش از این خوارج در نتیجه استنباط غلط ازقرآن گمراه شدند و به بیراهه رفتند. در عصر ما نیز زمانی که شخص تکفیری به ظاهر قرآن تمسک می جوید و با غرور وتکبر آراء و ديدگاههای اندیشمندان را با طعن وارد ساختن بر آنها رها می کند، آنگاه شخص  در چشم خود می‌بیند که دارد با آیات واضح و روشن، استدلال می‌کند و دیگرعلما  از نظر او یا آيات قرآن را تاویل می‌کنند یا در مقابل استدلالهاى صريح او به منابع دسته دومی همچون حدیث وفقه مراجعه می‌کنند.
۲-  نگرش دومی که در ظهور  تكفير بي تاثيرنبوده گشودن همه جانبه باب اجتهاد است. در این عصر ما می‌بینیم که هر مبتدى در علوم اسلامي  ادعای اجتهاد می‌کند.
ومی‌بینیم که بسيارى عملا در تقابل با مذاهب فقهي  دست به اجتهاداتى  زدند، وبا برداشتهاى غلط ونادرست خود گمراه شدند ودیگران را نيز گمراه کردند، وبا برخى از اجتهادات جديدشان در مسايل اجتماعى سياسي وفكري بذر تكفير را كاشتند، بذرى كه اين روزها تبديل به درختى تنومند وتهديد كننده ى براى همگان تبديل شده است.
اما مقلدان مذاهب و آنانی که درب‌های اجتهاد را قرن ها پیش برخود مسدود کرده‌اند،  خیلی کم دچار تکفیر شده‌اند.
آیا دو نگرش  مذکور در عصر ما سبب ابتلاى بسيارى به تکفیر شده‌ است؟
و آیا تکفیر ریشه ای در این دو شیوه فکری مذکور دارد یا نه؟
والله اعلم

{ترجمه مقاله “التكفير ثمرة تفكير خاطئ” نوشته عبيد اللهي}

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + 13 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن