طریقه بستن دست در نماز

جواب اميد خزاعي بستن دست‌ها در نماز(۵)

قول خزاعي:
۲ حديث ابن خزيمه و مومل بن اسماعيل همان حديث مسلم است. حافظ ابن حجر مي گويد: «حَدِيث إِن من السّنة وضع الْيَمين عَلَى الشمَال تَحت السُّرَّة أَبُو دَاوُد من طَرِيق أبي جُحَيْفَة عَن عَلّي قَالَ السّنة وضع الْكَفّ عَلَى الْكَفّ تَحت السُّرَّة وَإِسْنَاده ضَعِيف ويعارضه حَدِيث وَائِل بن حجر قَالَ صليت مَعَ النَّبِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم َ فَوضع يَده الْيُمْنَى عَلَى يَده الْيُسْرَى عَلَى صَدره أخرجه ابْن خُزَيْمَة وَهُوَ فِي مُسلم دون قَول عَلَى صَدره»: اين حديث همان حديثي است كه امام مسلم در صحيحش بدون لفظ «علي صدره» روايت كرده است. (الدراية في تخريج أحاديث الهداية ،۱/ ۱۲۸)از ظاهر سخن ابن حجر چنين فهميده مي شود كه متن و سند ابن خزيمه همان است كه مسلم بدون ذكر محل نهادن دست‌‌‌ها (علي صىره) آورده است و مي گويد حديث تحت السره با حديث وائل بن حجر در تعارض است. اگر حديث ابن خزيمه ضعيف مي بود ابن حجر حتما مي گفت اين حديث ضعيف است. پس اين حديث نزد محدثين مورد قبول و صحيح هست. (پايان قول اميد خزاعي)
سنّي حنفی گويد :اين برداشت نادرست تو است . و اگر نه شكي نيست كه حديث ابن خزيمه توسط مؤمل بن اسماعيل از سفيان ثوري روايت شده است. و حافظ ابن حجر در فتح الباري اقرار دارد كه روايت مؤمل از سفيان ضعيف است. ايشان در جلد نهم از فتح الباري ، ص ۲۳۸  و ۹/۲۳۹ از المكتبة الشاملة نوشته‌است: «وكذلك مؤمل بن إسماعيل في حديثه عن الثوري ضعف»(در حديث مؤمل بن اسماعيل از ثوري ضعف وجود دارد)شما مي‌گوييد : « از ظاهر سخن ابن حجر چنين فهميده مي شود كه متن و سند ابن خزيمه همان است كه مسلم بدون ذكر محل نهادن دست‌‌‌ها (علي صدره) آورده است». گويم : جاي شكر باقي است كه شما اعتراف داريد كه در صحيح مسلم عبارت « علي صدره» نيامده است . و اصل همين عبارت است, و اگر نه در اصل وضع بين ما و شما اختلافي نيست. حديث صحيح مسلم اصل وضع را آورده است و اين دردي را براي شما در باره‌ي وضع يد علي الصدر دوا نمي‌كند.
آقاي خزاعي !اگر شما يكي بودن سند و متن روايت صحيح مسلم و روايت صحيح ابن خزيمه در موضوع بستن دست بر سينه را ثابت گردانيدي جايزه داري! و اگر بالفرض همان سند باشد كه در آن عبارت « علي صدره» وجود نداشته باشد, پس وجود آن در صحيح ابن خزيمه مشكوك قرار مي‌گيرد؛ زيرا اگر اين عبارت ثابت مي‌بود٬ آن را امام مسلم ذكر مي‌كرد, لذا در اين صورت شكي وجود ندارد كه عبارت « علي صدره » محفوظ نيست و محل استدلال هم همين عبارت است نه غيرآن. علت ديگري كه براي حديث ابن خزيمه وجود دارد اين است كه در صورت صحت روايت مؤمل از سفيان, راوي آن امام سفيان ثوري بر آن عمل نكرده است. عمل نكردن سفيان بر آن خود دليلِ قابل عمل ندانستن اين حديث است؛ زيرا عمل نكردن سفيان از دو حال خالي نيست :
۱-يا او تهاوناً و ديده و دانسته حديث را ترك كرده و بر  خلاف سنت عمل كرده است كه در اين صورت او قابليت اين را ندارد كه از او حديث روايت كرده شود و سندش ضعيف قرار مي‌گيرد.
۲-و اگر نه او مي‌دانست اين حديث قابل عمل نيست و از همين جهت عمل بر آن را ترك كرده است, پس شما چرا بر حديث معلول عمل مي‌كنيد در حالي كه شما عمل بر حديث ضعيف و معلول را جايز نمي‌دانيد؟
باکدامین پای ای کِرمِ زمین/❊
می روی بربام چرخ هفتمین/❊
قول ملاخزاعي :
۳ براي حديث مومل بن اسماعيل شواهدي وجود دارد که آن را تقويت مي کند.
(پايان قول خزاعي)
سني گويد : پس اقرار كردي كه روايت مؤمل قوي نيست و نياز به شواهد دارد!
↩ ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست + 3 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن