طریقه بستن دست در نماز

جواب اميد خزاعي در محل بستن دست‌ها در نماز-(۸)

قول خزاعي لامذهب:زرقاني در (شرح موطأ، ۱/ ۵۴۸) مي گويد: «وَلِابْنِ خُزَيْمَةَ عَنْ وَائِلٍ: ” «أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَضَعَهُمَا عَلَى صَدْرِهِ» ” وَلِلْبَزَّارِ: ثُمَّ صَدْرِهِ وَفِي زِيَادَاتِ الْمُسْنَدِ مِنْ حَدِيثِ عَلِيٍّ «أَنَّهُ وَضَعَهُمَا تَحْتَ السُّرَّةِ» وَإِسْنَادُهُ ضَعِيفٌ»:
(حديث ابن خزيمه از وائل است كه رسول الله دو دستش را بر سينه اش قرار داد و در حديث بزار (ثُمَّ صَدْرِهِ) است و در زيادات از علي نقل شده که ايشان هر دو دستش را زير ناف قرار داد که سند آن ضعيف است).اگر حديث ابن خزيمه ضعيف مي بود حتما علامه زرقاني ذکر مي کرد چنانچه در مورد (تحت السره) گفت: «وَإِسْنَادُهُ ضَعِيفٌ». پايان قول خزاعي)
سني گويد :« و للبزار : عند صدره» است نه «ثمّ صدره»، آقاي محقق!!!
ثانياً : علامه زرقاني مالكي است نه حنفي لذا اين هم دجل شماست كه يك مالكي را به جاي حنفي معرفي مي‌كنيد تا حنفيان را فريب دهيد.
ثالثاً : وقتي كه علل ضعف احاديث وضع يد علي الصدر وجود دارند ، با سكوت علامه زرقاني علل ضعف برطرف نمي‌شوند.
امّا شما داريد اشتباه مي كنيد؛ زيرا علامه زرقاني به اضطراب متن حديث اشاره كرده‌است ولي چون شما عينك تعصّب به چشم زده‌ايد متوجه نمي‌شويد . به اين عبارت علامه زرقاني كه شما آن را تحريف كرده‌ايد توجه كنيد : ولابن خزيمة عن وائل: «أنه صلى الله عليه وسلم وضعهما على صدره» وللبزار: عند صدره. يعني  در روايت ابن خزيمه علي صدره آمده است در حالي كه نزد بزّار «عند صدره» (نزد سينه‌اش گذاشت – نه روي سينه-) و شايد به همين خاطر شما آن را تحريف كرده‌ايد كه خوانندگان متوجه موضوع اضطراب الفاظ نشوند كه در آن صورت استدلال شما خدشه دار مي‌شود.آيا اين اضطرابي نيست كه يكي مي‌گويد : دست را بر سينه گذاشت و ديگري مي‌گويد نزديك سينه گذاشت!و اضطراب خودش ضعفي است, و لكن لاتفقهون .
قول خزاعي :✔علامه سندي حنفي درحاشيه سنن ابن ماجه (۱/ ۲۷۰) پس از ذکر احاديث بستن دست روي سينه مي گويد: «وَبِالْجُمْلَةِ فَكَمَا صَحَّ أَنَّ الْوَضْعَ هُوَ السُّنَّةُ دُونَ الْإِرْسَالِ ثَبَتَ أَنَّ مَحَلَّهُ الصَّدْرُ لَا غَيْرَ وَأَمَّا حَدِيثُ أَنَّ «مِنَ السُّنَّةِ وَضْعُ الْأَكُفِّ عَلَى الْأَكُفِّ فِي الصَّلَاةِ تَحْتِ السُّرَّةِ» فَقَدِ اتَّفَقُوا عَلَى ضَعْفِهِ كَذَا ذَكَرَهُ ابْنُ الْهُمَامِ نَقْلًا عَنِ النَّوَوِيِّ وَسَكَتَ عَلَيْهِ»: (خلاصه صحيح اين است که بستن دست ها سنت است نه رها کردن و ثابت شد که محل گذاشتن و بستن دست ها هم سينه است نه جاي ديگر اما حديثي که مي گويد سنت اين است که دست ها در نماز زير ناف بسته شود، علما بر ضعف آن اتفاق نظر دارند چنانچه ابن همام آن را از نووي نقل کرده است و بر آن سکوت کرده است).اگر احاديث بستن دست ها روي سينه ضعيف مي بود علامه سندي حنفي نمي گفت محل بستن دست ها روي سينه است!!! و علامه ابن همام هم سکوت نمي کرد.
پايان قول خزاعي :
سني گويد : اولاً: علامه سندي غير مقلد است. و غير مقلدان مي‌گويند كه دست بر سينه بسته مي‌شود. لذا قول سندي غير مقلّد حجتي عليه حنفيان قرار نمي‌گيرد.
و احاديث وضع يد علي الصدر به اقرار امام‌تان شيخ آلباني ضعيف اند، مراجعه كن به تعليقاتش بر صحيح ابن خزيمه و…………… هم‌چنين سكوت ابن همام و غيره دال بر اين نيست كه اصل گذاشتن دست بر سينه ضعيف است. فوقش عبدالرحمن راوي حديث حضرت علي رضي الله عنه از نظر حفظ ضعيف است همان گونه كه مؤمل بن اسماعيل هم در روايتش از سفيان ضعيف است. و هم چنان كه ذكر كرديم ضعف عبدالرحمن با شواهد ديگر جبران شده و قابل استدلال قرار گرفته است.
آقاي خزاعي!در اين‌جا من متن گفته‌ي سندي و سپس حديث مسند امام احمد را نقل كرده مورد مقايسه قرار خواهم داد . سندي مي گويد :
۸۰۱ – قَوْله ( فَيَأْخُذ شِمَالَهُ بِيَمِينِهِ )وَقَدْ جَاءَ حَدِيث قَبِيصَة بْن هُلْبٍ فِي مُسْنَد أَحْمَد قَالَ رَأَيْت رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَضَع يَده عَلَى صَدْره وَيَأْخُذ شِمَالَهُ بِيَمِينِهِ وَقَدْ جَاءَ فِي صَحِيح اِبْن خُزَيْمَةَ عَنْ وَائِل اِبْن حَجَر قَالَ صَلَّيْت مَعَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَوَضَعَ يَده الْيُمْنَى عَلَى يَده الْيُسْرَى عَلَى صَدْره وَقَدْ رَوَى أَبُو دَاوُدَ عَنْ طَاوُسٍ قَالَ كَانَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَضَع يَده الْيُمْنَى عَلَى يَده الْيُسْرَى ثُمَّ يَشُدّ بِهِمَا عَلَى صَدْره وَهُوَ فِي الصَّلَاة وَهَذَا الْحَدِيث وَإِنْ كَانَ مُرْسَلًا لَكِنَّ الْمُرْسَل حُجَّة عِنْد الْكُلّ وَبِالْجُمْلَةِ فَكَمَا صَحَّ أَنَّ الْوَضْع هُوَ السُّنَّة دُون الْإِرْسَال ثَبَتَ أَنَّ مَحَلّه الصَّدْر لَا غَيْر وَأَمَّا حَدِيث أَنَّ مِنْ السُّنَّة وَضْع الْأَكُفّ عَلَى الْأَكُفّ فِي الصَّلَاة تَحْت السُّرَّة فَقَدْ اِتَّفَقُوا عَلَى ضَعْفه كَذَا ذَكَره اِبْن الْهُمَام نَقْلًا عَنْ النَّوَوِيّ وَسَكَتَ عَلَيْهِ .حاشية السندي على ابن ماجه – ج ۲ / ص ۷۹)
و حديث در اصل مسند چنين است :
۲۱۹۶۷ – حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سَعِيدٍ عَنْ سُفْيَانَ حَدَّثَنِي سِمَاكٌ عَنْ قَبِيصَةَ بْنِ هُلْبٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ رَأَيْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَنْصَرِفُ عَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ يَسَارِهِ وَرَأَيْتُهُ قَالَ يَضَعُ هَذِهِ عَلَى صَدْرِهِ وَصَفَّ يَحْيَى الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى فَوْقَ الْمِفْصَلِ.
مسند أحمد – ج ۳۶ / ص ۲۹۹) شيخ شعيب ارنؤوط در تحقيقش در پاورقي گفته است : و هذا إسناد ضعيف لجهالة قبيصة بن هلباين سندي ضعيف است به علّت جهالت قبيصه بن هلب.)خوانندگان دقت كنند كه حديث در مسند احمد چنين است « وَ رَأَيْتُهُ قَالَ يَضَعُ هَذِهِ عَلَى صَدْرِهِ » است، امّا آقاي سندي غيرمقلد آن را تبديل كرده است به « وَقَدْ جَاءَ حَدِيث قَبِيصَة بْن هُلْبٍ فِي مُسْنَد أَحْمَد قَالَ رَأَيْت رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَضَع يَده عَلَى صَدْره وَيَأْخُذ شِمَالَهُ بِيَمِينِهِ». در عبارت مسند لفظ يد وجود ندارد بلكه هذه است، ولي در عبارت سندي « يضع يده» شده است. اين است امانت‌داري غير مقلدان!پس با سكوت سندي غير مقلد بر حديث ضعيف, آن حديث, صحيح قرار نمي‌ِگيرد و غير مستدَل, مستدَل نمي‌گردد.
همچنين در مقابل قول حضرت علي رضي الله عنه كه سنت گذاشتن دست راست بر دست چپ زير ناف است, سنت گفتن بستن دست بر سينه از هيچ كسي قبول نيست؛ زيرا ما مأموريت اتباع از خلفاي راشدين را داريم  نه غيرمقلدان را.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + 3 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن