اشاره انگشت در نماز

اشاره انگشت در نماز(۳)

مــــــــــوضوع:اشاره انگشت در نمازبخش سوم:

اصل متن حدیث روایت شده از طریق زائده بن قدامه و توضیح بیشتر درباره ضعف آن.

امام احمد در مسندشجلد ۴صفحه ۳۱۸و نسائی درشماره ۸۸۹حدیثی روایت می کنند که از طریق زائده بن قدامه به شکل زیر میباشدعن زائده بن قدامه ثنا عاصم بن کلیب أخبرنی ابی أن وائل بن حجر الحضرمی أخبره قال:

قلت لانظرن الی رسول الله صلی الله علیه و سلم کیف یصلی قال فنضرت الیه……قعد فافترش رجله الیسری فوضع کفه الیسری علی فخذه و رکبته الیسری…ثم رفع اصبعه فرأیته یحرکها یدعوا بها ثم جئت بعد ذالک فی زمان فیه برد فرأیت الناس علیهم الثیاب تحرک ایدیهم من تحت الثیاب من البرد.

مــــــــــوضوع:اشاره انگشت در نمازبخش سوم:

اصل متن حدیث روایت شده از طریق زائده بن قدامه و توضیح بیشتر درباره ضعف آن.

امام احمد در مسندشجلد ۴صفحه ۳۱۸و نسائی درشماره ۸۸۹حدیثی روایت می کنند که از طریق زائده بن قدامه به شکل زیر میباشدعن زائده بن قدامه ثنا عاصم بن کلیب أخبرنی ابی أن وائل بن حجر الحضرمی أخبره قال:

قلت لانظرن الی رسول الله صلی الله علیه و سلم کیف یصلی قال فنضرت الیه……قعد فافترش رجله الیسری فوضع کفه الیسری علی فخذه و رکبته الیسری…ثم رفع اصبعه فرأیته یحرکها یدعوا بها ثم جئت بعد ذالک فی زمان فیه برد فرأیت الناس علیهم الثیاب تحرک ایدیهم من تحت الثیاب من البرد.

خلاصه ترجمه و پاسخ

ترجمه:

زائده بن قدامه از عاصم بن کلیب و او از پدرش روایت می کنند که وائل بن حجر به او خبر داده است که: با خود گفتم که به نماز رسول الله خوب نگاه میکنم ….سپس(دیدم که رسول الله صلی الله علیه و سلم)انگشت مبارک را بلند کرد و حرکتش میدهد و دعا می خواند.

نقد روایت زائده بن قدامه و پاسخ به لامذهبیت:علمای بزرگ از متقدمین بر این حدیث ایراداتی واضح و اشکار گرفته اند.همانگونه که قبلا کمی اشاره کردیم که زائده بن قدامه تنها کسی است که لفظ یحرکها را در روایتش اورده است.لذا از این جهت این لفظ افزوده شده است.زیرا تعداد بسیار زیادی غیر از بن قدامه همین حدیث را با همین سند و متن از عاصم بن کلیب روایت کرده اند اما در روایتشان به هیچ وجه ذکری از حرکت دادن انگشت نیامده است

از آن جمله ۱۱ مورد را قبلا بیان کردیم که دوباره انها را با افراد بیشتری ذکر میکنیم

۱-شعبه بن حجاج و سفیان الثوری

۲- سفیان ابن عیینه

۳-بشر بن المفضل

۴-عبدالواحد بن زیاد

۵-زهیر بن معاویه

۶-خالد الطحان

-۷ابی الاحواص

۸-ابی عوانه

-۹ابن ادریس

-۱۰صفوان و هشیم و قیس بن الربیع

-۱۱لام بن سلیم

-۱۲موسی بن ابی عائشه

-۱۴محمد بن فضیل

-۱۵خلاد الصفار و عنبسه بن سعید

و دهها نفر دیگر،و همینطور عبدالجبار بن وائل بن حجر از پدرش وائل و ابو معدان از عاصم بن کلیب از پدر و جدش همین حدیث را فقط با لفظ (یشیر بالسبّابه)ذکر می کندو هیچ کدام از این جمع کثیر لفظ (یحرّکها)را ذکر نکرده استبنابر این، این لفظ و حدیث به خاطر دلایل ذیر شاذ و مردود قرار میگیرد

۱-:کثرت راویانی که انها نیز مدارشان بر حضرت وائل بن حجر است اما هیچ کدام این لفظ را نیاورده اند.

۲-:این لفظ از نوع زیادات ثقات به حساب نمی اید،بلکه در باب علل و ایرادات و یا حداقل در جمع بین دو معنی وارد میگردد .یعنی،لفظی که زائده بن قدامه آن را اضافه کرده است،به معنای حرکتی است که منافاتی با اشاره نداشته باشد که در این صورت میتوانیم بگوییم که لفظ (یحرکها) بدل است از الفاظی همچون (یشیر بالسبابه)(یشیر بها) و…..که بقیه راویان روایت کرده اند بنابر این برداشت ا بن قدامه این بوده است که لفظ راویان دیگر را به (یحرکها)تعبیر و معنی کندما نیز میگوییم که در چنین صورتی روایت مقبول است اما در صورت مخالفت معنایی غیر قبول خواهد بود

۳-:بالفرض اگر هم ما یک لحظه ای این عبارت را از زیادات الثقات بدانیماما باز هم نزد اهل حدیث و محدثان بزرگ زیادات مطلقا قابل قبول نیستندمگر آنکه با قرائن موافق باشد درصورتی که کثرت راویان مخالف،بیان می کند که این زیادات شاذ و مردود است.

۴-:این حدیث وائل بن حجر با سایر احادیثی که از باقی صحابه رضی الله عنهم روایت شده اند مخالفت دارد زیرا لفظ (یحرکها) در هیچ یک از روایات دیگر موجود نیست بلکه فقط لفظ اشاره امده است از آن جمله به احادیث عبدالله بن عمر و عبدالله بن الزبیر و عبدالرحمن بن أبزی و جابر بن سمره و ابو قتاده و نمیره اشاره کردیم.

۵-:اگر هم لفظ حرکت دادن را بپذیریم میگوییم که این حرکت محمول است بر همان حرکت انگشت اشاره و بالا بردن آن هنگام آغاز تشهد،سپس ثابت و بی حرکت ماندن آن به صورت اشاره ،و این قول اکثر بزرگان است مانند: بیهقی در کتاب سنن خودجلد ۲صفحه ۱۲می گوید: احتمالا منظور از حرکت انگشت همان حرکت ابتدای هنگام رفع است و نه تکرار در حرکت.نیزشوکانی در کتاب نیل الاوطارمی گوید : از جمله انچه که دلالت بر صحت قول بیهقی دارد روایت ابو داود است.حدیث وائل بن حجر که در ان فقط لفظ (و اشار بالسبابه) امده است و ملا علی قاری در کتاب مرقاة المفاتیح می گوید:ممکن است که منظور (یحرکها)کلمه و عبارت یرفعها باشد زیرا غیر ممکن،انگشت بلند کرده شود بدون آنکه حرکتی صورت گیرد والله اعلم.

و در عون المعبود می آید که شیخ سلام الله در کتاب المحلی شرح الموطا می گوید:مراد از تحریک در اینحا همان بلند کردن انگشت است نه چیز دیگر و در این صورت هیچ تعارضی باآن روایتی که در مسلم از ابن الزبیر می آید که می گوید: 《کان صلی الله علیه و سلم یشیر باصبعه اذا دعا و لا یحرکها》،وجود نخواهد داشت و همانگونه که قبلا گفتیم این بهترین روش جمع کردن بین روایات است.

————–

↩ادامه دارد.

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − ده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن