پاسخ به شبهات فقهی

« بحث اثبات ناپاك بودن مني و دلايل مخالفين و جواب محكم به آنان »

« بحث اثبات ناپاك بودن مني و دلايل مخالفين و جواب محكم به آنان »

            از کتاب :شرح معانی الآثار طحاوی بَابُ حُكْمِ الْمَنِيِّ هَلْ هُوَ طَاهِرٌ أَمْ نَجَسٌ؟
درباره‌ي پاكي و ناپاكي مني دو قول است:
قول اول:
قول امام اعظم، امام مالك، علامه اوزاعي رحمهم الله مي‌باشد. و نزد امام مالك رح شستن مني خشك و تر فرض است و در شستن فقط نضح (پاشيدن آب) كافي است، و نزد امام اعظم براي مني تر (جرم دار) شستن و براي مني خشك ماليدن كافي است.

((دلايل كسانيكه مني را نجس مي دانند.))
دليل۱ـ عنْ سْلَيْمانَ بنِ يسارٍ قَالَ سَألْتُ عائِشةَ عَن المَنِيِّ يُصِيبُ الثِّوْبَ فَقالَتْ كُنْتُ أَغْسِلُهُ مِنْ ثَوْبِ رسولِ اللَّهِ صلى الله عَلَيْهِ وَسلم فَيَخْرُجُ إِلَيّ الصَّلاةِ وأثَرُ الغَسْلِ فِي ثَوْبِهِ بُقَعُ المَاءِ.
اخْرُج البُخَارِيّ هَذَا الحَدِيث عَن خَمْسَة أنفس، ثَلَاثَة مِنْهُم فِي هَذَا الْبَاب، وهم: عَبْدَانِ وقتيبة ومسدد، وإثنان مِنْهُم فِي الْبَاب الَّذِي يَلِيهِ، وهما: مُوسَى بن إِسْمَاعِيل وَعَمْرو بن خَالِد،(( صحيح بخاري نقل از عيني ))
ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: «كُنْتُ أَغْسِلُ الْمَنِيَّ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَيَخْرُجُ إِلَى الصَّلَاةِ وَإِنَّ بُقَعَ الْمَاءِ لَفِي ثَوْبِهِ» ((طحاوي و..  ))
استدلال: اين حديث براي ناپاكي مني صراحتاً دلالت مي‌كند زيرا حضرت عايشه رض بصراحت تمام، بيان دارد كه من لباس رسول الله را كه مني به آن رسيده بود مي‌شستم و سپس پيامبر ص براي نماز مي‌رفت. لذا ثابت گرديد كه مني پاك نيست.بلكه نجس است.
دليل(۲):
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ: أَنَّهُ سَأَلَ أُخْتَهُ أُمَّ حَبِيبَةَ زَوْجَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هَلْ كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي فِي الثَّوْبِ الَّذِي يُضَاجِعُكِ فِيهِ؟ فَقَالَتْ نَعَمْ إِذَا لَمْ يُصِبْهُ أَذًى “((صحيح ابن خزيمه [التعليق] ۷۷۶ – قال الأعظمي: إسناده حسن و أخرجه أيضًا: الدارمى (۱/۳۶۹، رقم ۱۳۷۵) ، والطحاوى (۱/۵۰) ، وابن خزيمة (۱/۳۸۰، رقم ۷۷۶) و…
استدلال:در اين حديث مذكور است كه بر لباسي كه « اذي» يعني مني مي‌رسيد پيامبر گرامي اسلام ص با آن لباس نماز نمي‌خواند از اين عملكرد پيامبر اين امر ثابت مي‌گردد كه مني نجس است والا به آن لباس نماز مي‌خواند.دليل۳ :
عَنْ عَائِشَةَ، رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: «كُنْتُ أَفْرُكُ الْمَنِيَّ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , إِذَا كَانَ يَابِسًا , وَأَغْسِلُهُ أَوْ أَمْسَحُهُ , إِذَا كَانَ رَطْبًا»
استدلال:در اين حديث تصريح است كه حضرت عايشه رض مني رطب(تر) را مي‌شست و مني يابس (خشك) را (با انگشت..) مي‌ماليد و مي خراشيد. از اين حديث بصراحت معلوم مي‌گردد كه شستن مني تر واجب است. و مني خشك با ماليدن و خراشيدن پاك مي‌شود زيرا اگر پاك نمي‌شد حضرت عايشه رض اين كار را نمي‌كرد.
دليل عقلي:هر آن چيزي كه خروجش موجب حدث (بي وضوئي)  مي‌شود آن چيز في نفسه ناپاك است مانند: خون، ادرار، و… لذا زمانيكه از خروج مني «اغلظ الاحداث» يعني غُسل واجب مي‌گردد تقاضاي عقل وقياس اينست كه مني بايد«اغلظ النجاسات» باشد.(البته چون در حكمي در ميان ايمه اختلاف نظر باشد در آن حكم تخفيف مي‌آيد؛ لذا مني اغلظ النجاسات گفته نمي‌شود. م)و بخاطر رفع مشقت اين حكم  براي مني خشك كه بر لباس برسد داده نشد بلكه فقط خراشيدن و ماليدن آن، براي پاكيش كافي شد.
فايده:در اين زمانه گرچه مني خشك شود چون  مني انسانها در اين زمان رقيق  هستند شستن آنها ضروري است.
واگر كسي اعتراض بكند كه انسان و بلاخص انبياء  از مني خلق شده اند لذا نبايد ناپاك باشند جواب اينست : گرچه انسان  و بلاخص انبياء از مني درست شده اند اما در آن تبديليهايي آمده همانطوري كه قرآن و حديث شاهد هستند در تبديلي پاكي مي‌آيد و جواب الزامي اينست كه فرعون نمرود هامان هم از مني خلق شده اند بايد پاك باشند اما خداوند مي‌فرمايد«انما المشركون نجس» اگر توجيه كنند و بگويند منظور نجاست باطني و معنوي است مي گوييم شما كه قايل به توجيه و تأويل نيستيد چه شد اينجا دست به تا ويل زديد.
اعتراضی و شبهه ای مهم و جواب محكم بر این اعتراض
و اگر شخصي اعتراض بكند كه اين شستن مني در حديث مذكور براي نظافت بوده نه براي وجوب و دال بر نجس بودن منينيست؛  اين اعتراض را حافظ علامه عيني رح  در عمده القاري اينگونه جواب مي دهد.:
وَقَوله بِأَن يحمل الْغسْل على الِاسْتِحْبَاب للتنظيف لَا على الْوُجُوب كَلَام واه، وَهُوَ كَلَام من لَا يدْرِي مَرَاتِب الْأَمر الْوَارِد من الشَّرْع، فأعلى مَرَاتِب الْأَمر الْوُجُوب وَأَدْنَاهَا الْإِبَاحَة، وَهنا لَا وَجه للثَّانِي، لِأَنَّهُ، عَلَيْهِم الصَّلَاة وَالسَّلَام، لم يتْركهُ على ثَوْبه أبدا، وَكَذَلِكَ الصَّحَابَة من بعده، ومواظبته صلى الله عَلَيْهِ وَسلم على فعل شَيْء من غير ترك فِي الْجُمْلَة يدل على الْوُجُوب بِلَا نزاع فِيهِ،.((عمده القاري ج ۳ ص ۱۴۶))
گفتن و ادعا كردن اين سخن كه شستن مني در حديث پيامبرص براي نظافت بوده است  نه براي وجوب، كلاميست پوچ و بيهوده و سست.
و اين كلام كسي است كه مراتب امور وارده در شرع را نمي‌داند، اعلي ترين مرتبه امر وجوب است و ادني ترين مباح است براي اباحت كه وجهي نيست و كسي  اينگونه ادعا نكرده است  زيرا در هيچ حديثي ثابت نيست كه پيامبر با لباسي كه با مني آلوده شده باشد نماز بخواند. زيرا اگر مباح بود حداقل يكبار ثابت ميشد و همچنين از اصحاب پيامبر ص نيز ثابت نيست. و مواظب  نمودن پيامبرص بر فعلي بدون نزاع و اختلاف، دليل بر وجوب آن است.
دليل امام مالك رح  و جواب آنها:عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا أَنَّهَا قَالَتْ فِي الْمَنِيِّ إِذَا أَصَابَ الثَّوْبَ: «إِذَا رَأَيْتَهُ فَاغْسِلْهُ وَإِنْ لَمْ تَرَهُ فَانْضَحْهُ»
استدلال:امام مالك رح از اين حديث دو مطلب را استنباط مي‌كند.۱ـ از جمله و سخن إِذَا رَأَيْتَهُ فَاغْسِلْهُ ناپاك بودن مني ثابت مي‌شود۲ـ و اگر   ديده نشود نضح يعني پاشيدن آب كافي است و اين مطلب از جمله‌ي  وَإِنْ لَمْ تَرَهُ فَانْضَحْهُ» استنباط مي شود.
جواب:استنباط كردن از اين حديث  از جمله‌ي  «وَإِنْ لَمْ تَرَهُ فَانْضَحْهُ»  كه براي پاك كردن مني «نضح» كافي است درست نيست، زيرا اگر رسيدن نجاست يقيني باشد و جايش مشخص نباشد تمام لباس بايد شسته شود و نضح زماني كافي است كه رسيدن مني  مشكوك باشد، و نضح (پاشيدن) صرفاً جهت براي رفع شك مي‌باشد نه براي پاك كردن مني كه نجس است.
و اين مطلب نيز ملاحظه گردد كه اگر براي پاك كردن مني  نضح كافي باشد همانطوريكه در حديث مذكور وارد شده بايد فهميد و متوجه شد كه منظور از« نضح »« غَسل» يا غسل خفيف مي‌باشد. لذا در هر دوصورت استدلال امام مالك درست نيست.
قول دوم: قول امام شافعي، امام احمد، علامه اسحاق  رحمهم الله و  غيرمقلدين یعنی لامذهبان مي باشد كه اين بزرگواران مي‌فرمايند:
كه مني انسان پاك است و اگر در آب بيافتد آب ناپاك نمي‌شود و علماي مذكور مصداق اين قول علامه طحاوي رح «فَذَهَبَ ذَاهِبُونَ إِلَى أَنَّ الْمَنِيَّ طَاهِرٌ» مي باشند.
دليل و جواب آنها(۱):
دلیل ۱-عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: «كُنْتُ أَفْرُكُهُ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَعْنِي الْمَنِيَّ»
دليل(۲):عنْ عَائِشَةَ، رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: «كُنْتُ أَفْرُكُ الْمَنِيَّ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , إِذَا كَانَ يَابِسًا , وَأَغْسِلُهُ أَوْ أَمْسَحُهُ , إِذَا كَانَ رَطْبًا»
استدلال:
فرَّكَ يفرِّك، تفريكًا، • فرَّك الثوبَ: بالغ في حكِّه لإزالة ما عَلق به “فرَّكت الأمُّ ثيابَ طفلها” ((معجم اللغه العربيه))
فرَك الشيءَ:دلكه وحكَّه لإزالة قِشره أو ما عَلِق به، نظَّفه، صقله، غسَله بالفرك بشدَّة
فَرَكَ– فَرْكاً الثوبَ: روى پيراهن دست كشيد،- الشَّي ءَ عَنِ الثَّوبِ: چركى را از روى پيراهن تراشيد و پاك كرد،-
در اين دوحديث حضرت عايشه رض تصريح دارد كه من مني (خشك) را از لباس رسول الله مي ماليدم وپاك مي كردم. درحاليكه مني خشك اگر بادست ماليده شود كاملا  ازاله نمي‌شود و چيزي از آن باقي مي‌ماند ولي با اين وجود، لباس پيامبر ص شسته نمي‌شد، لذا از اين عملكرد ثابت مي‌شود كه مني ناپاك نيست و الا ضرور حضرت عايشه لباس پيامبر ص را مي‌شست.
جواب اول:(۱):اين دسته از احاديث مربوط به لباسي مي‌باشند كه مخصوص براي  خواب پيامبر ص ‌بودند كه با رسيدن مني شسته نمي‌شدند بلكه فقط با ماليدن اكتفتاء مي‌شد. اينرا هيج كسي انكار نمي‌كند و خواب با لباس ناپاك درست است و هيچ اشكالي ندارد.و دليل ما بر اين مدعاي ايسنت كه در حديثي پيامبر ص مي‌فرمايد: عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وسلم لا يصلي في لحف نسائه. وقال الترمذي: حديث حسن صحيح.
وقد روي عَن عائشة، قالت: كانَ النبي – صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ – لا يصلي في [لحف] نسائه.
وخرجه النسائي والترمذي وصححه.وخرجه أبو داود، وعنده: لا يصلي في شعرنا أو لحفنا – بالشك. أحمد (۶/۱۰۱) ، أبو داود (۱/۱۰۱، ۱۷۴) (۳۶۷، ۶۴۵) ، وابن حبان (۶/۱۰۵) (۲۳۳۶) ، الحاكم (۱/۳۸۱) .
بِضَمِّ اللَّامِ وَالْحَاءِ جَمْعُ لِحَافٍ بِكَسْرِ اللَّامِ وَهُوَ وَالْمِلْحَفَةُ اللِّبَاسُ الَّذِي فَوْقَ سَائِرِ اللِّبَاسِ مِنْ دِثَارِ الْبَرْدِ وَنَحْوِهِ : لحف جمع لحاف به لباسي گفته مي‌شود كه بالاي همه لباسها باشد.
قوله: «شُعُرنا» بضم الشين المعجمة والعين المهملة: جمع شعار على وزن كتب وكتاب وهو الثوب الذي يلي الجسد. شعر به زير پوش گفته مي‌شود.
ترجمه حديث : پيامبر با لباسي كه با زنان هم خوابي مي كرد نماز نمي‌خواند.
جواب دوم:در اين احاديث كه لفظ «فرك» آمده است منظور نحوه‌ي پاك كردن مني خشك و يابس مي باشد كه با ماليدن پاك مي شد. لذا نزد ما هم با وجوديكه مني خشك، ناپاك است اگر ماليده و خراشيده  شود پاك ميگردد لذا از اين احاديث استدلال گرفتن براي  طهارت و پاكي مني درست نيست.
حديث ذيل بر اينکه فرك در مني خشك  بوده و برای منی تر این عملکرد نبوده دليلي قوي مي باشد.
دليل(۳):عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ «كُنْتُ أَفْرُكُ الْمَنِيَّ مِنْ ثَوْبِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَابِسًا بِأَصَابِعِي، ثُمَّ يُصَلِّي فِيهِ وَلَا يَغْسِلُهُ»
استدلال:در اين احاديث  حضرت عايشه رض  تصريح دارد كه من مني را از لباس رسول الله ص  كه خشك بودند مي‌ماليدم، سپس با همين لباس پيامبر ص نماز مي‌خواند و آنها را نمي‌شست. لذا از اين حديث ثابت گرديد كه مني پاك است زيرا اگر مني پاك   نمي‌بود  پيامبر ص با آن لباس نماز نمي‌خواند.
جواب:اين حديث بصراحت براي خشك بودن مني دلالت دارد، و مني خشك با وجود ناپاك بودن با ماليدن پاك مي‌شود.  نه اينكه مني خشك با ماليدن پاك مي‌شود بلكه هر ذي جرمي(جرم داري) وقتي خشك شود با ماليدن  و با روشي ديگر زائل شود پاك مي‌گردد. چنانكه حضرت ابوهريره رض روايت مي‌كند:
«إِذَا وَطِئَ أَحَدُكُمُ الْأَذَى بِخُفِّهِ أَوْ بِنَعْلِهِ , فَطَهُورُهُمَا التُّرَابُ» لذا از اين حديث براي طهارت مني استدلال كردن درست نيست.
تهیه و تنظیم : کشمیری

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن