حجیت اجماع و قیاس

ٳثبات چهاردلیل شرعی(۱)

﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌↯
بوَد فقه حنفی راچار اساس/
قرآن وسنّت،ٳجماع و قیاس/

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ»
(نساء/ ۵۹)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [= مجتهدین وحکّام] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) .درحاشیه تفسیرجلالین چاپ مکتبه رحمانیه ص۹۹عبارت تفسیرصاوی منقول است. (فی هذه الآیة ٳشارة للأدلة الفقهیة الاربعة، فقوله :
أطیعوا الله ،ٳشارة للکتاب .وقوله:أطیعوا الرسول،ٳشارة للسنّة .وقوله:أولی الأمر،ٳشارة للٳجماع وقوله:فٳن تنازعتم الخ،ٳشارة للقیاس)
این آیه به چهاردلیل شرعی اشاره می نماید.
نیزامام رازی درتفسیرکبیر تحت همین آیه ،أدله اربعه را ٳثبات نموده می نگارد.
۱)-مراد از أطیعوالله:کتاب الله است.
۲)-منظورازأطیعوالرسول:سنّت رسول الله است.
۳)-مراد ازأولو الأمر: ٳجماع مجتهدین می باشد.
۴)-ومنظورازفٳن تنازعتم :ردّ النظرٳلی النظر یعنی قیاس شرعی است.
تفسیر لفظ أولو الامرازقرآن«وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ▣(نساء/۸۳)
در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان -که قدرت تشخیص کافی دارند- بازگردانند، از ریشه‌های مسائل آگاه خواهند شد. طبق آیه ی بالا مشخص شدکه اولو الأمرمجتهدین هستند زیرا آنان توان استنباطاحکام را دارند.ازآنجایی که پس ازکلمه اولی الأمر،(فٳن تنازعتم)آمده استمعلوم می شود که أهل استنباط یعنی داوری مجتهدین بردوقسم است.
قسم اول: آنست که درآن ٳستنباط ، میان مجتهدین تنازع واختلاف نظرهست که تحت فردوه الی الله والرّسول داخل است .که به آن قیاس شرعی می گویند.
قسم دوم:آنست که مجتهدین باهم اتفاق نظردارند ودرآن تنازع نیست که به آن ٳجماع گفته می شود.
دراین آیه به مجتهدین اولی الامرگفته شده است.
دراین خصوص درتفاسیر دونوع اقوال وجود دارد
۱- مجتهدین مخلصین.
۲- حکّام ودولتمردان اسلام.
درعهد مبارک نبوی وعصر زرین  صحابه این دو نظریه وجود نداشت. چه درآن موقع مجتهدین زیاد بودند ،وحکّام نیزمجتهدبودند چنانکه در حدیث قولی آنحضرت صلی الله علیه وسلم آمده است.إذَا حَكَمَ الْحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَصَابَ فَلَهُ أَجْرَانِ وَإِذَا حَكَمَ فَاجْتَهَدَ ثُمَّ أَخْطَأَ فَلَهُ أَجْر❊بخاری /رقم ۶۸۰۵ٌنیز هنگامی که آنحضرت صلی الله علیه وسلم حضرت معاذ را   بعنوان حاکم بسوی یمن گسیل داشت ایشان مجتهد بودند.چنانکه  فرمودأَجْتَهِدُ رَأْيِي وَلَا آلُو فَضَرَبَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَدْرَهُ وَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَفَّقَ رَسُولَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَا يُرْضِي رَسُولَ اللَّه❊سنن ابی داؤد رقم/ ۳۱۱۹ِ
لیکن درقرون بعدی که حکّام وکارگاران،مجتهد نبودندبین مفسرین اختلاف نظرپدید آمد که چه کسانی را مصداق
اولی الأمرقراردهیم .مجتهدین یا حکّام را؟امام رازی می گوید:دربخش استنباط احکام،مجتهدین اولی الامرهستند . ودربُعد نفاذ وٳجرای أحکام  دولتمردان وحکّام اولی الامر هستند.آن حاکمی که توانایی اجتهاد ندارد براو واجب است که ازمجتهدین پیروی کند.چنانکه درحدیث ابوداؤد آمده است
سه نوع قاضی وجود دارد.
الْقُضَاةُ ثَلَاثَةٌ وَاحِدٌ فِي الْجَنَّةِ وَاثْنَانِ فِي النَّارِ فَأَمَّا الَّذِي فِي الْجَنَّةِ فَرَجُلٌ عَرَفَ الْحَقَّ فَقَضَى بِهِ وَرَجُلٌ عَرَفَ الْحَقَّ فَجَارَ فِي الْحُكْمِ فَهُوَ فِي النَّارِ وَرَجُلٌ قَضَى لِلنَّاسِ عَلَى جَهْلٍ فَهُوَ فِي النَّارِ ❋
ابوداود رقم /۳۱۰۲
سه نوع قاضی وجود دارد.
۱)-آن قاضی که شایستگی آنرا دارد ومطابق باحق داوری می کند این چنین قاضی سزاوار بهشت است.
۲)-آن قاضی که اهلیت دارد لیکن ازروی عمد داوری ناعادلانه می کند این نوع قاضی مستحق دوزخ است.
۳)- قاضی که شایستگی واهلیت ندارد واز روی نادانی قضاوت می نماید این هم دوزخی است.
آری ! اگراین حاکم وقاضی فیصله مجتهدین را نافذ و جاری نماید آنگاه فیصله او درست است.
امام رازی در ادامه می افزاید:ازاین ثابت گردید که
درواقع مجتهدین،اولوالامرِ حکّام ودولتمردان هستند .
‌﹌﹌﹌﹌﹌﹌﹌
↩ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 1 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن