تحدی و چیلنج

ای لامذهبان این مسائل را پاسخ دهید(۵)

۴۱اقسام احادیث ( مرفوع، موقوف، مرسل ، معضل ، معلق وغیره) وحکم آنهارا ازقرآن وحدیث بیان دارید ؟آیااین اصطلاحات علم حدیث بدعت نیستند؟ پاسخ صریح ازقرآن وحدیث ؟
۴۲آیا پذیرفتن این تقسیمات حدیث ، وحکم آنها تقلید نیست؟
۴۳فرد عامی برچه اساس ومعیاری  مسایل غیرمنصوص را تشخیص دهد؟اگربگویید که این شخص عامی نگاه کندهرمسئله ای که اقرب به قرآن وسنت است ترجیح دهد .اشتباه محض است. مثال این شخص عامی مانند مریضی است که می گوید: من نسخه های پزشکان را پیش خودنگه می دارم یا اینکه خودم کتب پزشکی را مورد مطالعه قرار می دهم ، بعدنگاه می کنم کدام نسخه وتئورى به اصول  پزشکان نزدیک تراست ازهمان نسخه وتئورى استفاده می کنمآیا این نیم طبیب جان خود ودیگران را درمعرض هلاکت ونابودی قرارنمی دهد؟یامثال این فردعامی که درمسایل مجتهدین دخالت می کند ، مانند فرد ملزم ومحکومی است  که بگوید من قضاوتها وداوری های ،قضات دادگاه راپیش خودنگه داشته مورد بررسی قرارمی دهم فیصله هرقاضی که به قانون نزدیکترباشد آنرا می پذیرم .آیا جای تعجب نیست
وقتی که هر کسی نمی تواند درامورپزشکی ودادگاهی اظهارنظرکند ونمی تواند خودسرانه عمل نماید پس چطوریک فرد عامی می تواند درمسایل اجتهادی که به مراتب مهم تراند اظهارنظرنموده وخودسرانه عمل کند
۴۴آیا دیدگاه شما براین است که هرشخص وآدمی مجتهد است ؟ یابرخی مجتهداند وبعضی غیرمجتهد ومقلداند؟قرآن هردوگروه را بیان نموده اند.ولوردوه إلى الرسول وإلى أولى اﻷمرمنهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم》.فاسئلوا أهل الذكرإن كنتم لاتعلمون》.بازغيرمجتهد از دوحال خالى نيست .
۱يااينكه شما اورا اجازه مي دهيد خودش از أدله أربعه (كتاب ، سنت، إجماع وقياس) أحكام را استخراج و أخذ نمايد .
۲يا او را پیشنهادمی دهید که از احکام استنباط شده واخذ شده مجتهدی عمل کند.
درصورت اول این فرد غیرمجتهد ، مجتهدشد.
ودرصورت دوم مقلد شد. از آن جایی که این فردشرایط اجتهاد را ندارد، اجتهاد او چنان باطل است .مانندشخصی که دراو شرایط نماز موجود نباشد.
۴۵بازاگرغیرمجتهد، احکام را ازمجتهد بگیرد ازدوحالت خالی نیست .
۱مذهب یک مجتهد را ازبقیه مذاهب ترجیح می دهد .پس این تقلید شخصی شد.زیرا عمل کردن براقوال مرجوح بالاتفاق ناجایزاست.
۲یا اینکه همه اختلافات اجتهادی مذاهب را یکسان ومساوی بداند.
۴۶درمسایل اجتهادی واختلافی یک مجتهد چیزی را حلال می داند ودیگری حرام ،وقتی که نزد غیرمجتهد همگی یکسان انندپس برای او هیچ حرام وحلال جایز وناجایزی وجود ندارد.یااینکه هرچیزهم حرام  باشدهم حلال !بنابراین ، حکم اختلافات اجتهادی تمام مذاهب را مساوی دانستن بالاجماع باطل است.اگرغیرمجتهد هرچهارمذهب را مساوی الترک والقبول بداندپس تکلیف شرعی باطل شدیعنی نه چیزی فرض شد ونه چیزی حرام .
بلکه طبق میل دلش اگربخواهد بطرف حلال وجایز مایل شود واگرخواست بطرف حرام میلان کند پس محلی برای تقلید ازمجتهد نماند بلکه این فرد ازخواهشات نفسانی خویش تقلید می نمایدومصداق آیه ی 《أفريت من إتخذ إلهه هواه 》قرارمي گیرد.
درواقع ایشان تقلید از خواهشات نفسانی را نام اتباع قرآن وحدیث داده منحرف می شود.
۴۷اگرپذیرفتن وتسلیم نمودن تمام اجتهادات یک امام شرک است ، آیا صحیح دانستن تمام احادیث بخاری ومسلم ، آیا ایشان را معصوم عن الخطاء دانستن نیست ؟
۴۸نام اصحاب صحاح سته وکتب شان را ازقرآن وحدیث اثبات کنید؟
۴۹ازقرآن وحدیث ثابت کنید که تقلید شخصی یک امام حرام است ؟
۵۰اگرتقلید شخصی یک امام ومجتهد حرام است.چونکه معصوم نیست.
پس راویان حدیث نیزمعصوم نیستند.چگونه روایات آنها حجت قرارمی گیرند ؟
بنابراین فرق شما بامنکرین حدیث چیست ؟ آنها منکرحدیث اند وشما منکرفقه واجتهاد ایمه رحمهم الله.هستید.
↩ ادامه دارد

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن