تحلیل منصفانه براعتراضات امام ابوحنیفه

تحلیل منصفانه اعتراضات(۵)

اعتراض ششم↯ :
روایات امام ابوحنیفه رحمه الله در «صحاح سته» موجود نیست . و این دلیلی است که مرویات ایشان نزد امامان «صحاح سته» قابل استدلال نبوده است ؟
جواب :
این اعتراض بیش از حد ، سطحی و عامیانه است . چرا که ننوشتن امام بخاری رحمه الله روایات امام جلیل القدری مانند ابوحنیفه رحمه الله را نمی توان دلیلی بر ضعف ایشان دانست و آن را به عنوان أهرمی برای تضعیف وی استفاده کرد .
زیرا که این سخن نیز به روشنی واضح است که امام بخاری رحمه الله از مرویات امام شافعی رحمه الله نیز هیچ روایتی در کتاب خویش نقل نکرده است ، بلکه امام احمد بن حنبل رحمه الله که استاد امام بخاری رحمه الله است و وی مدت طولانی در مصاحبت ایشان بوده ، در تمام «صحیح بخاری» به جز دو روایت منقول نیست .
یکی تعلیقاً منقول است
و دیگری را به واسطه شخصی دیگر روایت کرده است .همچنان که امام مسلم رحمه الله در صحیح خود از امام بخاری رحمه الله هم چیزی روایت نکرده در حالی که ایشان استاد وی است وهمچنین امام احمد در مسند خویش به جز سه روایت از مرویات امام مالک رحمه الله را نیاورده است . در صورتی که مسند امام مالک رحمه الله صحیح ترین اسانید به شمار آمده است .
آیا از آن چه نقل کردیم می توان گفت که امام شافعی ، امام مالک و امام احمد همگی ضعیف اند ؟
در این زمینه حقیقت مطلب را علامه زاهد کوثری رحمه الله در حاشیه «شروط الائمه الخمسة للحازمی» نوشته که در حقیقت امامان «صحاح سته» همت خویش را در جهت حفظ و جمع آوری احادیثی صرف می نمودند که از نابودی آن ها بیم ناک بودند . علی رغم امامان بزرگ چون امام ابوحنیفه ، امام مالک ، امام شافعی و امام احمد رحمهم الله تعالی که تعداد شاگردان و مقلدان آنان به قدری زیاد بود که اندیشه نابودی روایات آنان در پایین ترین ضریب احتمال قرار داشت . بدین خاطر امامان «صحاح سته» برای حفظ و جمع آوری روایات آنان هیچ نیازی احساس نکردند .
بزرگ ترین ایرادی که به امام اعظم رحمه الله وارد می شود این است که او قیاس را بر نصوص مقدم می داشت . پاسخ آن ساده است
این سخن کاملاً غلط و خلاف واقعیت است . اتفاقاً به عکس، ایشان بعضی اوقات حدیث متکلم فیه را نیز بر قیاس ترجیح می داد و قیاس را رها می کرد . چنانکه در مسئله نقض وضو به قهقهه ، ایشان قیاس را وانهاد . حال آن که احادیث این باب که همه متکلم فیه اند و امامان دیگر آنها را وانهاده و بر قیاس عمل کرده اند .
در این زمینه شیخ عبدالوهاب شعرانی رحمه الله که خودش از شوافع است در کتاب «المیزان الکبری» فصل مستقلی تحت عنوان «فصل فی ضعف قول من نسب الامام اباحنیفة الی أنّه یقدّم القیاس علی حدیث رسول الله صلی الله علیه و سلم» در آورده است . وی در همین فصل می فرماید : «ٳعلم انّ هذا الکلام صدر من متعصب علی الامام متهور فی دینه غیر متورع فی متالته غافلا عن قوله تعالی : ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا .
و عن قوله تعالی : ما یلفظ من قولٍ ٳلا لدیه رقیب عتید .و قدر روی الامام ابوجعفر الشیزاماری (نسبة الی قریة من قری بلخ) بالسند المتصل الی الامام ابی حنیفه رحمه الله : کذب والله و افتری علینا من یقول عنا اننا نقدم القیاس علی النص و هل یحتاج بعد النص الی قیاس و کان رحمه الله یقول نحن لا نقیس الا عند ضرورة شدیدة و ذلک اننا ننظر الوافی دلیل تلک المسالة من الکتاب و السنة و أقضیة الصحابة فان لم نجد دلیلا قسنا حینئذ و فی روایة اخری کان یقول: ما جاء عن رسول الله صلی الله علیه و سلم فعلی الرأس و العین بأبی هو و أمی و لیس لنا مخالفة و ما جائنا عن اصحابة تخیرنا و ماءنا عن غیر هم فهم رجال و نحن رجال» .علاوه از این ، شیخ شعرانی رحمه الله  در جای دیگر می نویسد : «ٳعلم یا اخی انی لم اجب بالصدر و احسان الظن فقط کما یفعل بعض و انما اجبت عنه بعد التتبع و الفحص فی کتب الادله و مذهبه اول المذاهب تدوینا و اخرها انقراضاً کما قال بعض اهل الکشف» .بر امام ابوحنیفه رحمه الله این ایراد را نیز گرفته اند که اغلب مستدلات ایشان هیچ بینه ای در «علم حدیث» ندارد . جواب تفصیلی این ایراد در طرح تفصیلی مسایل خواهد آمد . ان شاء الله تعالی
البته امام شعرانی رحمه الله جواب کلی داده و گفته است که من روی دلایل امام ابوحنیفه رحمه الله عمیقاً غور و تدبر نمودم و بدین نتیجه روشن دست یافتم که دلایل ایشان یا مأخوذ از قرآن است ، یا احادیث صحیح ، یا احادیث حسن و یا از حدیث ضعیفی که به دلیل تعدد طرق به درجه حسن رسیده است . هیچ دلیلی از ادله امام پایین تر از آن چه گفتیم نیست . انتهی کلامه
علاوه براین ها ، اگر اصول و ضوابط تصحیح احادیثی که تفصیل آن ها گذشت در خاطر تان باشد ، پاسخ به این ایراد آسان خواهد بود و برای یک شخص منصف و اهل استدلال و منطق که معتقد و متعهد به تفاهم دینی و با ارزشی منطق و گفتگو باشد ، مقدار مطالبی که نگاشته شد ، می تواند مبین حق و انصاف باشد . البته برای تفصیل بیشتر ، کتاب های مندرجه حسب ذیل مفید و موثر است :
۱)-. انجاء الوطن علی الازدراء بامام الزمن ، مولانا شیخ ظفر احمد عثمانی نور الله مرقده
۲)-. الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل ، امام عبدالحی لکهنوی مع تعلیقة للشیخ عبدالفتاح ابوغده الحلبی
۳)- مقدمه التعلیق الممحد ، للشیخ اللکهنوی رحمه الله
۴)-. الانتقاء فی فضائل الثلاثة الائمه الفقهاء ، للحافظ ابن عبدالبر الاندلسی رحمه الله
۵)-. تبییض الصحیفة بمناقب الامام ابی حنیفة ، لجلال الدین السیوطی رحمه الله
والله سبحانه و تعالی اعلم بالصواب والیه المرجع و المآب
   ❊《پایــــــــــان》❊

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن