مسائل گوناگون

مسأله‌ي حاضر و ناظر (۱)

بسم الله الرحمن الرحيم

غير مقلدين اهل‌سنت و جماعت حنفي ديوبندي را متهم مي‌كنند كه ايشان قايل به حاضر و ناظر بودن رسول الله صلي الله عليه و سلم هستند.
در حالي كه اين عقيده‌ي اهل بدعت از جمله بريلويان است نه عقيده‌ي ديوبنديان.

وقتي كه به غير مقلّدين گفته شود كه ما چه وقت قايل به حاضر و ناظر بودن رسول الله صلي الله عليه و سلم شديم؟ و كجا اين را بر زبان آورديم؟ مي‌گويند : اين را شما پنهان كرده و به زبان نمي‌گوييد و در كتاب‌هاي شما موجود است.

بايد از اين غير مقلدين سوال كرد : لطف كرده شما همان كتاب ديوبنديان را كه در آن به صورت صريح نوشته باشد كه رسول الله صلي الله عليه و سلم حاضر و ناظر است نشان بدهيد و جايزه بگيريد.عقيده‌ي علماي ديوبند در موضوع مسأله‌ي حاضر و ناظر:
۱- باني مدرسه علوم ديني عين العلوم گشت جناب «حضرت صاحب» مي نويسد :پيامبر > و ديگر انبيا ع و … در هر جا حاضر و ناظر نيستند

يادآوري: در بحث سابق ثابت گرديد كه پيامبر ـ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ عالم الغيب نيست و از ثبوت آن اين مطلب هم ثابت مي‌گردد كه پيامبر در هر كجا حاضر و ناظر نيست؛ زيرا كه اين دو قضيه لازم و ملزوم يك‌ديگراند؛ پس كسي كه عالم غيب نيست، در هر مكان هم حاضر و ناظر نيست.خدا كه غيب‌دان است، در هر حال حاضر و ناظر مي‌باشد و چون پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ و ديگر انبيا، اوليا، امامان و پيران غيب‌دان نيستند، پس در هر جا حاضر و ناظر هم نيستند؛ زيرا كه [حضور داشتن و نظارت در هر جا] صفت خاص خداست.» چنان‌كه در سوره‌ي ”بقره“ مي‌فرمايند:﴿ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ ﴾ [آيه‌ي: ۱۱۵]؛ «پس هر جا ايستاده، روي خود را به سوي او گردانيد و به او متوجه شويد؛ پس در همان مكان است حضور خدا و قرب او.(تفسير عزيزي [۱/۴۱۴]). »و در سوره‌ي ”بروج“ مي‌فرمايند: ﴿ وَ اللّهُ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ شَهِيْدٌ ﴾ [آيه‌ي: ۹]؛ «و خداي تعالى بر هر چيز گواه است.»بسياري از ديگر آيات بر اين دلالت مي‌كند كه خدا هر جاست؛ كه به جهت اطاله‌ي كلام از ذكر آن خودداري كرديم.آن‌چه بدعتيان مي‌گويند كه پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ در هر مكان حضور دارد، باطل و خلاف قرآن و حديث است. در قرآن به صراحت آمده است كه پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ در هر مكان حضور ندارد؛ چنان‌كه در
سوره‌ي ”قصص“ ارشاد مي‌فرمايند:
﴿ وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَى مُوسَى الأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنْ الشَّهِدِينَ ﴾ [آيه‌ي: ۴۴]؛ «و تو در جانب غربي نبودي كه وحي را به سوي موسى به انجام رسانيديم و تو از حاضران نبودي.»﴿ وَمَا كُنتَ ثَاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ﴾ [قصص: ۴۵]؛ «و تو در ميان اهل مدين اقامت نداشتي.»﴿ وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا ﴾ [قصص: ۴۶]؛ «و تو در كنار طور نبودي، زماني كه ما ندا داديم.»و در سوره‌ي ”آل عمران“ مي‌فرمايند:
﴿ ذَلِكَ مِنْ أنْبَآءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلٰمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴾ [آيه‌ي: ۴۴]؛ «و تو نزديك آن قوم نبودي هنگامي كه قلم‌هاي خويش را مي‌انداختند تا كدام يك از ايشان كفيل پرورش مريم شود، و تو نزديك ايشان نبودي آن‌گاه كه با هم گفتگو مي‌كردند.»

فايده: واضح است كه اگر پيامبر هر جا حضور مي‌داشت، خداوند حضور او را در اين مكان‌هاي مختلف نفي نمي‌كرد؛ پس معلوم شد كه جز اللّه ـ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى ـ هيچ كس در هر جا حاضر و ناظر نيست.

[احاديث، حاضر و ناظر بودن پيامبر > را در هر جا نفي مي‌كنند]از ابوهريره ـ رَضِيَ اللّهُ عَنْهُ ـ مروي است كه پيامبر ـ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ فرمودند:«لَقَدْ رَأَيتُنِي فِي الْحِجْرِ وَ قُرَيشٌ تَسْأَلُنِي عَنْ مَسْرَايَ، فَسَأَلَتْنِي عَنْ أَشْيَاءَ مِنْ بَيتِ الْمَقْدِسِ لَمْ أُثْبِتْهَا، فَكُرِبْتُ كُرْبَةً مَا كُرِبتُ مِثْلَهُ قَطُّ، قَالَ: فَرَفَعَهُ اللّهُ لِي أَنْظُرُ إِلَيهِ مَا يَسْأَلُونِي عَن شَيءٍ إِلَّا أَنْبَأْتُهُمْ بِهِ.» مسلم  [صحيح بخاري، مناقب الأنصار، باب حديث الإسراء (۳۸۸۶)؛ و التفسير، باب أسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام (۴۷۱۰). صحيح مسلم، الإيمان، باب ذكر المسيح ابن‌مريم والمسيح الدجال (۱۷۲).] «همانا من در حِجْر (جايي كه صعود پيامبر ـ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ از آن‌جا صورت گرفته بود)، بودم و قريش مرا از سفر اسرا سؤال كردند؛ پس مرا از چيزهايي از بيت المقدس پرسيدند كه به يادم نبود، پس من آن قدر غمگين شدم كه به مثل آن اصلاً غمگين نشده بودم. پيامبر ـ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ فرمودند: پس خداوند بيت المقدس را براي من بلند كرد و من به سوي آن نگاه مي‌كردم و هر چه پرسيدند، جواب دادم.»

فايده: اگر پيامبر ـ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ هر جا حضور مي‌داشتند، پس براي چه اندوهناك گشتند و براي چه خداوند بيت المقدس را به او نزديك كردند تا به سوي آن نگاه كرده و سؤالات قريشيان را جواب دهند؟!
پس قطعاً معلوم مي‌شود كه پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ در هر جا حضور ندارد و غيبْ‌‌دان هم نيست.

♦در ”مشكاة“ به حواله‌ي ”نسائي“ و ”دارمي“، از عبداللّه بن مسعود ـ رَضِيَ اللّهُ عَنْهُ ـ روايت شده است كه پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ فرمودند:«إِنَّ لِلّهِ مَلائِكَةً سَيَّاحِيْنَ فِي الأَرْضِ يُبَلِّغُوْنِي عَن أُمَّتِي السَّلامَ»[ نسائي، صفة الصَّلاة، باب التسليم على النبي (۱۲۰۵)؛ و عمل اليوم و الليلة، باب فضل السّلام على النبي> (9894). دارمي (۲۸۱۶). مسند احمد (۳۶۶۶). وصححه الحاكم (۲/۳۲۱)، و كذا الذهبي. شعب الإيمان (۱۵۸۲). مشكاة المصابيح (۹۳۴). عراقي مي‌گويد: «اين حديث بدون از كلمه‌ي ”سياحين“ متفق‌عليه است.» سند اين حديث صحيح است. (عون‌المعبود: ۶/۲۱؛ وصححه الآلباني).] ؛ «به يقين، الله فرشتگان گَشت زننده‌اي در زمين دارد كه سلام امتم را به من مي‌رسانند.»

فايده: واضح است كه رسانيدن سلام جهت شخص غايب است نه حاضر.

در ”مشكاة“ به حواله‌ي ”بيهقي“ از ابوهريره ـ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ ـ مروي است كه پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ فرمودند:«مَنْ صَلَّى عَلَيَّ عِنْدَ قَبْرِي سَمِعْتُهُ وَ مَنْ صَلَّى عَلَيَّ نَائِياً أُبْلِغْتُهُ» [مشكاة المصابيح (۹۲۴). شعب الايمان (۱۵۵۳). جهت توضيح بيش‌تر، نگا: آخر كتاب.] ؛ «هر كس نزد قبرم بر من درود بخواند، من آن را مي‌شنوم و هر كه از دور بر من درود بخواند، آن درود به من رسانده مي‌شود.»‏فايده: پس معلوم شد كه پيامبر ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ از دور نمي‌شنود؛ زيرا كه هر جا حاضر نيست. و از اين جهت برخي فرشته مأموراند به رسانيدن درود و سلام بر نبي ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ كه در روضه‌ي اقدس زنده هستند.

دليل عقلي بر حاضر و ناظر نبودن غيرالله
كسي كه هر جا حاضر و ناظر است، نياز به مكان ندارد ولي آن‌حضرت ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ احتياج به مكان داشت؛ از اين جهت ايشان را مكي و مدني گويند؛ اما اللّه ـ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى ـ هر جا حاضر و ناظر است و به مكان نسبتي ندارد و لا مكان است.و از آن‌جايي كه پيامبر‌ ـ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ در مدينه موجود و مدفون‌اند و در ديگر نقاط حضور ندارند، عاشقان براي زيارت ايشان به مدينه‌ي منوّره تشريف مي‌برند.

دليل‌ديگر اين‌كه: اگر پيامبر ـ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ـ در هر جا حاضر و ناظر مي‌بود، ضرورت سير اسرا و معراج، تدفين در قبر و خروج از قبر، و دخول جنت نمي‌افتاد.

خلاصه اين‌كه: به جز خداوند كريم كسي حاضر و ناظر و غيب‌دان و لا مكان نيست. پيامبر بعد از وفات در روضه‌ي معينه تشريف دارند؛ گر چه به شرف حيات نايل‌اند، ولي لا مكان نيستند.(احسن المقصود, ص ۸۰ – ۸۳)
↩ادامه دارد…

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 7 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن