موضوع عبارت « السلام عليك أيّها النبي ...» در تشهد

موضوع عبارت « السلام عليك أيّها النبي …» در تشهد(۱)

بحثي پيرامون عبارت « السلام عليك أيّها النبي …» در تشهد

قسمت (۱)

غير مقلد مي‌گويد :

(( آلباني در صفة الصلاة خودش اين‌طور مي آورد :

« التحيات لله ، و الصلوات و الطيبات، السلام علي النبي (۱) و رحمة الله و بركاته، السلام علينا و علي عباد الله الصّالحين، أشهد أن لا إله إلّا الله و أشهد أنّ محمداً عبده و رسوله»

(۱) و اين لفظ (يعني : علي النبي) بعد از وفات پيامبر ص مشروع و جايز است،

زيرا اين لفظ در تشهد ابن مسعود و عائشه و ابن زبير و ابن عباس به ثبوت رسيده است، و كسي كه خواهان تفصيل اين مسأله است به كتابم

صفة صلاة النبي (ص۱۴۲) مراجعه نمايد.)) (پايان قول غير مقلد)

 

جواب :

غير مقلّدان عملكرد صحابه را حجّت نمي‌دانند، امّا در اين مسأله بر خلاف اجماع امّت به مخالفت با حديث صحيح و مشهوري كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم در آن به امّت تعليم داد و امر فرمود كه :

در تشهد بگويند : « السلام عليك أيّها النبي و رحمة الله و بركاته» اقدام كرده‌ و به حديثي مضطرب چنگ زده‌اند. صحابه كرام رضوان الله عليهم أجمعين نيز پس از وفات آن حضرت صلي الله عليه و سلم نيز در تشهد همين صيغه‌ي خطاب را به كار مي‌بردند،

حتّي « أَشدّهم في أمرالله» حضرت عمر فاروق رضي الله عنه كه به طور مسلّم از خلفاي راشديني هست كه پيامبر صلي الله عليه و سلم به گرفتن سنّت آنان امر فرموده است،

در زمان خلافت خويش، بالاي منبر نبوي علي صاحبه الصلاة و السلام تشهد را به مردم تعليم داد

و در آن صيغه‌ي خطاب « السلام عليك أيّها النبي و رحمة الله و بركاته» را به آنان ياد داد.

و هم چنين خليفه‌ي بلا فصل رسول الله صلي الله عليه و سلم حضرت ابوبكر صدّيق رضي الله عنه كه مقوله‌ي تاريخي‌اش « أ ينقص الدين و أنا حيّ» به گوش همه رسيده است، نيز بالاي منبر صيغه‌ي خطاب « السلام عليك أيّها النبي…» را تعليم مي‌دادند كه روايت‌هاي ايشان بعدا نقل كرده خواهد شد –

إن شاء الله- .

 

در اينجا بر غير مقلّدان لازم بود كه آيه‌اي صريح از قرآن يا حديثي صحيح و صريح از رسول الله صلي الله عليه و سلم ارائه مي‌دادند كه پس از وفات آن‌حضرت صلي الله عليه و سلم بايد صيغه‌ي خطاب به صيغه‌ي غيبت تبديل شود،

امّا اين كار را نكرده‌اند،

بلكه امر صريح پيامبر صلي الله عليه و سلم را به خاطر رواياتي غير معمول به ترك كرده‌اند.

سنت را ترك كرده و دم از سنّت مي‌زنند!!!

امّا سوال اين‌جاست كه آيات قرآني كه در آن‌ها، خطاب به پيامبر صلي الله عليه و سلم شده است،

مثل يٰأَيُّهَا النّبِيُّ ، يٰأَيُّهَا الرَّسُولُ ، قُلْ و … چه كار مي‌كنند؟

آيا لازم است كه اين صيغه‌هاي خطاب را تغيير دهند؟!

خطاب به زنان پيامبر صلي الله عليه و سلم و رضي عنهنّ : يا نساء النّبِيّ و…

آيا بايد تغيير داده‌شوند؟!

 

امّا استدلال از حديث مذكور ، حافظ كشميري حديث « قلنا :السلام يعني علي النبي – صلي الله عليه و سلم -» را غير معمول به اعلام كرده است.

ايشان در فيض الباري فرموده است :

قوله: (فَلَمَّا قُبِضَ، قُلْنَا: السَّلاَمُ – يعني – عَلَى النبيِّ صلى الله عليه وسلّم).

قلتُ: ولم تعمل بها الأمَّةُ، كما ذكره السُّبْكيُّ في «شرح المنهاج» مع أن فيه اضطراباً. وراجع له «فتح الباري». وقد تشبَّث به البعضُ الذين يدَّعون العملَ بالحديث على ما رَكِبُوا في أذهانهم.

قلتُ: ولا مُسْكَةَ لهم فيه، أَلاَ يَرَوْنَ أنَّ تركَ الخطاب لو كان لِمَا فَهِمُوه، فهلاَّ كان الخطابُ في حياته مقصوراً في المسجد النبويِّ بحضرته؟ وما كان حالُه في سائر المساجدِ؟ ثم ما كان حالُه في سائر البلادُ؟ ولو سلَّمنا أن صيغةَ الخطاب لم يكونوا يأتون بها في التشهُّد إلاَّ بمسجده صلى الله عليه وسلّم فهل كانوا يُسْمِعُونَها إيَّاه أيضاً، أو كانوا يُخَافِتُون بها؟ فإن كانوا يُخَافِتُون، ولم يكونوا يَجْهَرُون بها حتَّى يسمعَها صلى الله عليه وسلّم فماذا تعلُّقهم به غير التعلُّل؟ وماذا كان لو تركها بعضُهم عن اجتهادهم؟ فإن الأمَّةَ قد أتت بها تواتر طبقةٍ بعد طبقةٍ، فطاح ما شَغَبُوا به.

ترجمه :

گويم : امّت به اين عمل نكرده است، چنان كه آن را «امام سبكي» در «شرح المنهاج» ذكر كرده است،

علاوه از اين در اين حديث اضطراب هم وجود دارد براي تفصيل آن به «فتح الباري» مراجعه كنيد.

برخي از مدّعيان عمل به حديث به آن چنگ زده اند بر آن چه در اذهانشان برآن سوار شده اند.

گويم (گوينده ، حافظ كشميري است) : براي آنان در اين حديث دست‌آويزي وجود ندارد، آيا نمي‌بينند كه اگر ترك خطاب به خاطر آن چيزي است كه آنان فهميده‌اند،

پس چرا خطاب (السلام عليك أيّها النبي) در زمان حيات آن حضرت صلي الله عليه و سلم منحصر و مختص مسجد نبوي در حضوري ايشان نبود؟

حال آن در بقيه مساجد چه بود؟

باز حال آن در ساير شهرها چه بود؟

اگر ما فرض كنيم كه صيغه‌ي خطاب در تشهد را فقط در مسجد ايشان به كار مي‌بردند، پس آيا همه آنان اين خطاب را به آن حضرت صلي الله عليه و سلم هم مي‌شنوانيدند (طوري آن را بلند مي‌گفتند كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم صداي تك تك آنان را بشنود) ؟

يا آن را آهسته مي‌گفتند؟

اگر آن را آهسته مي‌گفتند، و آن را طوري بلند نمي‌گفتند كه آن حضرت صلي الله عليه و سلم آن را بشنود، پس تعلق آنان به اين حديث غير از تعلل چيزي ديگر نيست.

و اگر برخي به اجتهاد خودشان آن (صيغه‌ي خطاب السلام عليك أيّها النبي ) را ترك كرده‌اند، امّا در مقابل آن بعض معدود، تمام امّت آن را به صورت تواتر طبقه بعد از طبقه انجام داده اند.

لذا غوغاي دستاويز آنان از بين رفت.

(فيض الباري)

ادامہ دارد…

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + چهارده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن