پاسخ کوبنده برهرزه گوینده

پاسخ کوبنده بر هرزه گوینده(۱۰)

هفتم :اینکه این قول با اصل وقاعده خودامام احمد معارض است 《صرح إبن تيميه والتقي السبكي والسخاوي أن إﻹمام لايروي إﻻعن ثقة》تنسيق النظام .
ترجمه:ابن تیمیه ، سبکی، سخاوی وغیره تصریح نموده اند که امام احمد بجزازفردثقه ازکسی دیگرروایت نمی کنند.لهذا روایت کردن ایشان از امام ابویوسف واسدبن عمرو دلیل روشن است براینکه اصحاب امام ابوحنیفه نزد ایشان ثقه واصحاب حدیث هستند. پس جرح قولی معتبرنیست.
هشتم:درحقیقت این قول جرحی نیست که ازآن ضعف ثابت شودومعترض به دنبال آن افتاده اند “من ادعی فعلیه البیان”
نهم :اگربالفرض این قول راجرح حساب کنیم بازهم مقبول نیست زیرا مجمل ومبهم است《لیس لهم بصربشیءمن الحدیث》قایم مقام (لیس بعدل)وغیره است .اماالطعن من أئمة الحديث فلايقبل مجملا إى مبهما بأن قيل هذاالحديث غيرثابت أومنكر أوفلان متروك الحديث أوذاهب الحديث أومجروح أوليس بعدل من غيرأن يذكرسبب الطعن وهومذهب عامة المحدثين والفقهاء》.کشف اصول البزدوی .
ترجمه: طعن وایراد مبهم و مجمل به محدثان معتبرنیست وحدیث را ازدرجه اعتبارساقط نمی کند.مثلا گفته شود: این حدیث ثابت نیست ، یا این حدیث منکر است، یافلان راوی متروک الحدیث یاذاهب الحدیث است.
یابگوید:فلان راوی مجروح یا غیرعادل است .اینگونه جرح پوشیده غیرقابل اعتبار است تازمانی که سبب طعن وجرح را ذکرنکند .واین دیدگاه عامه محدثان وفقهاء می باشد.بنابراین درصورت وحالت مذکورقول امام احمد براصحاب ابی حنیفه هیچ تاثیری نمی گذارد.
مورد دهم : مبنای این قول امام احمد برعدوات واختلاف مذهب استوار است ،که محمدبن نصرالمروزی این قول را تحت عنوان سه رکعت وترآورده اندازآنجایی که سه رکعت وتر مذهب ابو حنیفه وشاگردانش است و برخلاف نگرش محمد بن نصر مروزی است بخاطرهمین اختلاف مذهب ، وی این جمله را درباره اصحاب ابوحنیفه به کاربرده است درواقع شأن وجایگاه محمد بن نصر را خدشه دارمی کند.درصفحه ۱۲۳ ازطرزبیان این چنین معلوم می گردد که ابن نصرنسبت به امام ابوحنیفه خیلی عصبی شده وبه طیش آمده اندبنابراین می نویسد:《وزعم النعمان أن الوترثلاث وزعم أنه ليس للمسافرأن يؤترعلى دابته وزعم أنه من نسى الوترفذكره في صلوة الغداة بطلت صلوته ،وقوله هذاخلاف لﻷخبار الثابتة عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وأصحابه وخلاف لماأجمع عليه وإنماأتى من قلة معرفته بالﻷخباروقلة مجالسته للعلماء》.عبارت بالا خیلی باصدای بلند داد می کشدکه محمد بن نصر ازخشم لبریزشده است بدین جهت باخشونت تمام قلم فرسایی می کندزیرا مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله تعالی خلاف وی هست .ایشان بنابرزعم فاسدخویش می پندارند که سه رکعت وترازنصوص احادیث ثابت نیست .نیزخیال کرده اند که وجوب به معنای فرض قطعی است درصورتی که اینطورنیست .همچنین خودایشان وتررا نمازنفل دانسته به همین خاطرآتش خشم عصبیت وی به سوی امام ابوحنیفه زبانه کشیده ودیدگاه امام صاحب را طبق پندارخویش تعبیر نموده برخلاف احادیث وصحابه واجماع اهل علم بیان نموده اند.حال آنکه پندارایشان به کلی اشتباه است چون شخص وی درهمین باب ،سه رکعت وتررا ازصحابه وتابعین نقل نموده اند
ازکجا مذهب امام ابوحنیفه خلاف صحابه وتابعین واجماع اهل علم شد؟
این مخالفت صرفاخشم وتعصب مذهب است نه چیزی دیگر برای ایشان همین اندازه کافی است که هیچ حنفی مسلکی درمورد وی کلام نکرده است وگرنه بابت این قول ابن نصرکه نسبت به ساحت مقدس امام صاحب اسائه ادب نموده است  پاسخ دانشکن می دادند .گفته است چونکه امام ابوحنیفه رحمه الله با علماءمجالست وهمنشینی نداشته بدین جهت دانش اوکم بوده است وخلاف احادیث ، صحابه واجماع اهل علم فرموده که وترسه رکعت است.
سبحان الله!
محمد بن نصر مروزی شاگرد شاگردان تلامیذابوحنیفه است.اگرعلم امام صاحب نسبت به اخبارواحادیث کم می بود هیچگاه امام ذهبی ایشان رادرردیف حفاظ اسلام شمارنمی کرد وفضایل ومناقب او راذکرنمی کرد.
حدود ۴۰۰۰ هزارعالم جزو شیوخ امام هستندلذا این قول که امام باعلماء خیلی کم مجالست داشته اندلذا باآنها مخالفت نموده اند .دلیل عدم آگاهی ابن نصراست .پس ثابت گردید بعد ازاین عبارت وقتی که ایشان قول امام احمد را نقل نموده اند پرواضح است که این عدوات بخاطراختلاف مذهب است که ناشی ازتعصب می باشدکه طبق عبارتهای مذکورقابل پذیرش نیست.
بخاطرهمین قول،خودابن نصر مستحق جرح شده وافت شخصیتی پیدا کرده اند.
مبين درخود كه خودبین رابصر نیست/
هنربین شوکه خود دیدن هنر نیست/
ادامه دارد

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن